آخرین اخبار : 

تفاوت های مدیریت با رهبری

تفاوت های مدیریت با رهبری :

                                         مدیریت و رهبری

۱- پایگاه رهبری در دل انسانها است و بر اساس نفوذی که رهبر در دل انسانها دارد موقعیت خود را استحکام می بخشد ۰
۲- رهبر دارای پست سازمانی نیست ، حال آنکه مدیر پایگاهش سازمان است و قدرت و اقتدارش را از قانون می گیرد ۰ ولی رهبر قدرتش را از احساسات مردم می گیرد ۰
۳- دوره ی رهبری محدودیت ندارد ولی دوره ی مدیر محدود است و قدرتش را از قانون می گیرد ۰
۴- پیروی از رهبر مبنای تمایل قلبی و رضاء و رغبت است ولی پیروی از مدیر بر اساس موازین قانونی است ۰
۵- رهبران همیشه در شرایط بحرانی ظهور می کنند و در شرایط اعتدال نیستند بلکه مدیران هستند که سازمان را در شرایط اعتدال مدیریت می کنند ۰
۶- مسئولیت مدیر مسئولیت قانونی است و باید پاسخگو باشد ولی مسئولیت رهبری غیر رسمی است ۰
۷- مدیر اکنون مدار است ولی رهبر اکنون و آینده مدار است

تفاوت های رهبران و مدیران :

۱ – رهبر با ایجاد تغییر سروکار دارد در حالیکه مدیر با پیچیدگی های سازمان روبروست۰
۲ – رهبر از طریق ایجاد بصیرت ، آینده و جهت را مشخص می نماید و از طریق الهام بخشی ایده های خود را به افراد ، آنها را برای غلبه بر موانع و مشکلات آماده می کند ۰ اما مدیر از طریق برنامه ریزی و طراحی ساختار سازمانی به صورت منظم و منسجم کارهای خود را پیش می برد ۰
۳ – رهبران نگرش شخصی و فعال نسبت به اهداف سازمان دارند اما مدیران نگرششان غیر شخصی و کاملاً داداری است ۰
۴ – رهبران در پست های پر ریسک و پر خطر کار می کنند و اگر موقعیت خوب باشد دستاوردهای مهمی بدست می آورند ۰ در حالی که مدیران کار را یک فرایند توانمند سازی می دانند که ترکیبی از افراد ، افکار و تعامل آنها با یکدیگر است ۰
۵ – رهبران با کارهای فکری سروکار دارند ۰ ولی مدیران ترجیح می دهند با افراد کار کنند و از فعالیتهای ذهنی بپرهیزند ۰
۶ – رهبران از طریق ابتکار با کارکنان خود در ارتباطند ، اما مدیران از طریق برنامه ریزی و تصمیم گیری در سازمان ، طبق ساختار سازمانی با کارکنان ارتباط برقرار می کنند ۰

۷ – در رهبری رعایت سلسله مراتب مطرح نیست و هر فردی که بتواند بر رفتار دیگران تأثیر بگذارد رهبر است ۰ اما در مدیریت رعایت سلسله مراتب و اقدام بر اساس آن شرط اول مدیریت است ۰
۸ – در رهبری لازم نیست فرد عضو سازمان باشد ۰ یعنی می شود رهبر را از خارج از سازمان انتخاب کرد ۰ اما در مدیریت عضویت شرط است ۰ برای کسی که می خواهد مدیر یک سازمانی شود ، ابتدا باید به عضویت آن سازمان در آید تا بتواند مدیریت را بر عهده بگیرد ۰

تذکر : کارشناسان ، مدیریت و رهبری توأم را برای اثر بخشی سازمان ضروری می دانند ۰ برخی معتقدند که مدیران کسانی هستند که کارها را درست انجام می دهند اما رهبران کسانی هستند که کارهای درست را انجام می دهند ۰


  1. […] تفاوت های مدیریت با رهبری | سایت علمی ، فرهنگی ، تحلیلی &… […]

    از اینکه مطالب سایت ما را با درج آدرس و پیوند در سایتتان بازنشر دادید و به ما هم اطلاع دادید متشکرم موفق باشید

  2. فرزاد گفت:

    خواهش میکنم
    من هم برای شما ارزوی موفقیت دارم.خداحافظ

    خدا نگهدار

  3. فرزاد گفت:

    با سلام

    همه مطالبی که در جواب بنده نوشتید را خواندم
    حالا بین خودمان باشد….کم اوردم….باید بروم مطالعه کنم تا حالتان رو بگیرم
    😛 😉 :-):-P

    علیکم السلام
    خوشحالم که راه مطالعه را در پیش گرفتید . در سایه مطالعه می توانید موفقیت های بیشتری داشته باشید .
    موفق باشید

  4. فرزاد گفت:

    بله….کاملا درست حدس زدید که این سخن از وجود نازنین امیرالمومنین هست که در نهج البلاغه فرمودند که وقتی من تاریخ گذشته رو…..
    و این سخن رو خودتان اولین بار به بنده گفتید :'(

    بنده با نظر شما در مورد شاه سلطان حسین صفوی که گفتید بی درایت هست مخالفم
    چون استاد برجسته دانشگاه المان پرویز رجبی در کتاب سده های گمشده فرمودند که….هنوز هیچ گردنی نمی تواند احساس کند گردن شاه سلطان حسین صفوی را زیر تیغ شمشیر محمد افغان
    البته نظر شما در فلسفه تاریخ از روی ذهنیت شما نسبت به شاه سلطان حسین صفوی هست نه عینیت تاریخ.

    نخیر بنده هیچ وقت حاضر نیستم سوار این اسب که چه عرض کنم الاغ هم نمیشم 😛 درست هست که روبسپیر رهبر ترور فرانسه که بعد دیکتاتوری اعدام شد همین اسب را سوار شده بود ولی در پای چوبه دار فرمود که ادم بچه یه ماهیگیر فقیر باشد ولی در سیاست و مسیولیت دخالت نکند.

    در مورد رضا خان هم….شما باز تحت تاثیر ذهنیت تاریخی هستید که خلاف واقع رو می نویسید..رضا خان دو دوره حکومت کرد که دوره اول تا مرگ تیمورتاش دوره خوب حکومت رضا خان بود ولی بعد جریان خلیج فارس تیمورتاش با توطیه انگلیسی ها توسط دکتر احمدی کشته شد..از همین زمان دیکتاتوری رضاخان شروع شد
    جاده چالوس را فراموش کردی چه کسی درست کرد

    موفق و سربلند باشید فقط خواهشا خودتان را وارد کفش مورخین نکنید 😉


    اولاً سلام
    دوماً بیخودی خودتان را برای دور زدن بنده فریب ندهید .
    بازی با کلماتی چون عینیت و ذهنیت مشکلی را حل نمی کند . عینیت ها هستند که تبدیل به ذهنیت می شوند حتی در تاریخ . پادشاهی که کشورش را به دست بیگانگان داد و نتوانست در مقابل تجاوز بیگانگان از آن حمایت کند بی لیاقت است . ضعف های حکومت شاه سلطان حسین چیزی نیست که حتی اساتیدی که شما از آن نام برده اید بتوانند بر روی آن سرپوش گذارند . در ایران پاشاهانی که بنیانگذار سلسله ای شدند بسیار قوی و با لیاقت بودند اما پادشاهان پایانی همان سلسله ها که موجبات سقوط سلسله شان را فراهم ساختند افرادی بی کفایت و بی لیاقت بودند . این را می توانید در مورد کورش و داریوش سوم ـ اردشیر و یزدگرد سوم ـ شاه اسماعیل و شاه سلطان حسین ـ رضاخان و محمد شاه و … ببینید .
    تنها نظر یک استاد تاریخ نمی تواند ملاک باشد چون نظر او صرفاً نظر اوست که مبتنی بر سلیقه و میزان مطالعات و نکته بینی خودش است . شما باید خودتان مطالعه کنید و صاحب نظر شوید . در قضاوت هم گفته های دیگران نمی توانند ملاک خوبی برای اثبات باشد . تاریخ علم مردگان است پس بدرد زندگان نمی خورد . اگر در تاریخ به دلایل تشکیل یا سقوط یک حکومت یا سلسله بپردازیم یا دلایل و شرایط موفقیت یا شکست اقتصادی و سیاسی حکومت های گذشته ، وزراء و دولتها را مورد بررسی قرار دهیم و هدفمان از بررسی و تجزیه و تحلیل آنها استفاده از آن نتایج و تجربیات تاریخی در عرصه سیاسی و اقتصادی و روابط بین الملل در شرایط حال و آینده باشد آنوقت می توان این تاریخ را علم دانست . ( آنچه که در این جا ذکر کرده ام را شاید هیچ استادی در دانشگاه به شما نگفته باشد . خوب به یادش بسپار )
    دیکتاتور دیکتاتور است ، کسی به آغاز و پایان دیکتاتوری اش کاری ندارد ، رضاخان دیکتاتور بود ، حالا از چه زمانی دیکتاتوری را شروع کرد خیلی مهم نیست ، وقتی یک آدم بی سواد نظامی بیاید در عرصه سیاست و حکومت را در دست گیرد ، نمی توان از او انتظاری غیر از دیکتاتوری داشت . دیکتاتور بودن رضاخان به طور نسبی ، عیبی برایش محسوب نمی شود . چون بر اساس علم روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی ، یک آدم بی سواد آن هم با درجه نظامی ( سلاح در دست ) وقتی به قدرت برسد اگر دیکتاتوری پیشه نکند جای تعجب دارد . رضاخان آدم با استعدادی بود ، اما شرایط زمانی دوران نوجوانی او به شکلی بود که او نتوانست تحصیلات داشته باشد . بی سوادها در موقع هجوم منتقدان و مخالفان بلافاصله می روند سراغ چوب و چماق و رضاخان هم اینگونه بود . رضاخان خدمات زیادی به کشور نمود که نیازی به گفتن من نیست ، چون تاریخ خوبی ها و بدی های را با هم ثبت می کند . دیکتاتور شدن او هم گناه اطرافیانش و شرایط زمانی دوران ارباب رعیتی بود . البته در مورد خدمات رضاخان حرف و حدیث و تحلیل ها گوناگون است ، برخی خدمات ایشان چون ساخت دانشگاه و … را از تفکرات دانشمندی چون محمد علی فروغی و برخی افراد دیگر می دانند . در زمان حاکمان گذشته نیز دانشمندانی چون خواجه نصیر طوسی ، نظام الملک و … توانستند در کسوت وزیر ، خدماتی چون ساخت رصد خانه و پل و … انجام دهند که در فرایند تاریخ به نام پادشاهان ثبت شد . نقل است که شاه مغول وقتی که به خواجه نصیر گفت دیگر نمی توانم پولی برای ادامه ساخت رصد خانه بدهم ، در ادامه افزود ، می دانم که تاریخ در آینده از من ( پادشاه مغول ) جز به عنوان یک پادشاه خونریز یاد نخواهد کرد ، می دانم اگر هم یادی از ما به نیکی بشود به خاطر همین کارهای علمی تو می باشد . به هر حال این که خدمات رضاخان حاصل تراوشات ذهن خودش بوده یا دیگران ، جای بحث و تعمق و تحقیق دارد . اما حتی اگر این خدمات پیشنهاد دیگران هم باشند باز هم امتیازی را برای رضاخان در بردارد چرا که اگر او حاکمی نالایق بود می توانست با ایجاد آن خدمات مخالفت کند . پس او هم سهم خودش را از ایجاد آن خدمات خواهد برد .
    اما یک دیکتاتور یک شبه دیکتاتور نمی شود . دیکتاتورش کردند . چرچیل سیاستمدار بزرگ غرب می گوید : اگر انتقاد دشمنانم نبود ، به به دوستانم خرابم می کرد . رضاخان مخالفان را به هر شکل ممکن از سر راه بر می داشت . در حکومت او کسی جرأت انتقاد نداشت . بنابراین بایستی همان راهی را می رفت که رفت .
    جامعه ایران ما دیکتاتور پرور است .اگر هم نتوانند از یک حاکم یا مسئول بلند پایه ای دیکتاتور بسازند ( به هر دلیلی ) حتماً به او مقام تقدس خواهند بخشید و او را تا مقام خدایی بالا خواهند برد . آری ، بر رضاخان انتقادی نیست ، باید از مردمی انتقاد کرد که اجازه دادند که درست در قلب انقلاب مشروطه، سلطنت پهلوی رضاخان شکل گیرد . هماکنون زمان نقد رضاخان فرا نرسیده است . بگذاریم نسل های آینده در مورد حکومت ایشان و مقایسه آن با حکومت های قبل و بعد از آن به نقد بنشینند .
    اما اینکه مثلاً فلان پادشاه جاده چالوس ساخته است و یا فلان مکان را ایجاد کرده است و از این حرفها … ، اینها بحث علمی نیست ، شما دیگر دارای تحصیلات بالا هستید و نباید بحث های قهوه خانه ای انجام دهید . در هر حکومتی یک سری راه و جاده و حمام و پل و گرمابه و استخر شنا و مکانهای تفریحی و پارک و شهرو شهرک و مترو و ریل قطار و کارخانه تولید آهن و ماشین و صنایع هسته ای ، چاپارخانه و … ایجاد شده است . شما نمی توانید دوره ای را در تاریخ پیدا کنید که حاکمانش از این کارها نکرده باشند . ساخت و ایجاد اینگونه چیزها خیلی مهم نیست ، چه بسا که در بسیاری از دوره هایی که حاکمان نالایق هم بر سر کار بودند مردمی پیدا شدند که در کسوت مصلحین یا خیّرین از همین مکانها ایجاد کردند . آنچه که در بررسی دوره های تاریخی از اهمیت برخوردار است ، این است که در بررسی های هر دوره تاریخی کدام حاکم بیشتر از سایرین توانسته است مخالفان و موافقان را در خویش تحمل کند و مردمش را بدور از تنشهای سیاسی و جنگ احزاب و قدرتها ، به رفاه اجتماعی و اقتصادی برساند . ( ببین چه نکته قشنگی را اشاره کردم ، به به ) .
    البته زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد ، ولی با همه اینها باید شجاع بود ، بنده حرف آن اعدامی دیکتاتور فرانسوی که شما از او نقل قول کرده اید را قبول ندارم . هر انسانی سرانجام می میرد ، پس چه بهتر است با هدف بمیرد نه بی هدف . از اسب سواری نباید ترسید . کسی که از دریا بترسد شناگر نخواهد شد . سیاست دنیای خودش را دارد و هر کس مرد این عرصه نیست . اینطور که شما نوشته اید الاغ سواری چه عرض کنم که بدرد دوچرخه سواری هم نخواهید خورد .
    و اما مورخین امروز مائیم که داریم در یک نشریه دیجتال آن هم در فضای مجازی حوادث و نظریات زمان خودمان را درج می کنیم .
    در عصر مدرنیته باید از رسانه های موجود نوشتاری به شکل دیجتال استفاده کرد . ما فرزند زمان خویشیم .
    بنده آنقدر شجاعت و درایت دارم که کفش مورخین را از پایشان در بیاورم . خودمانیم دارد کم کم اعتماد به نفستان در مباحثه کردن خوب می شود اما ما مارها خوردیم تا افعی شدیم پس حالاحالا ها باید کتاب ورق بزنی و میادین مختلف را تجربه کنی تا بشوی گرگ باران دیده .
    چون در بعضی جاها خواستی شوخی بکنی ما هم در نوشتن لحنی شوخ را بکار بردیم تا خواندنش برایتان خسته کننده نباشد. شما از بازدیدکنندگان خوب این سایت هستید و موفقیت شما خواست قلبی ماست . در پناه حق باشید.

  5. فرزاد گفت:

    با سلام
    جا دارد بنده هم تعریفی از مدیریت داشته باشم بلکه بتوانم مشکلی از تعریف مدیریت رو حل کنم
    بنده با مطالعه ای که در تاریخ تمدن جهان داشتم بیش از هزاران کتاب مطالعه کردم و وقتی تاریخ گذشته را میخواندم انگار در ان زندگی میکردم و وقتی تاریخ ظهور و سقوط این پادشاهان و سلاطین رو مطاله میکردم به این نتیجه رسیدم که :
    کسی که بتواند یک خانواده چهار نفری را مدیریت کند او می تواند یک کشور را رهبری کند . اکثر مدیران کشور ما خانواده خودشان را نمی توانند مدیریت کنند .
    بخاطر همین با سقوط دولت ها روبرو هستیم .
    این فرق مدیریت و رهبری هست .


    علیکم السلام
    فکر نکنم این نوشته همه اش حاصل تراوش ذهنی شما باشد ! بخشی از آن را از امام علی (ع) شنیده ام که فرموده اند آنقدر در مورد گذشتگان مطالعه کرده ام که انگار با آنها زیسته ام و … . به هر حال مدیران کار خودشان را می کنند و ما هم کار خودمان را . اهالی تاریخ هم مجبورند که احوال زمامداری آنها را بنویسند . و صد البته با این کارشان آنها را در تاریخ ماندگار می کنند . به هر حال در جامعه شناسی و علم مدیریت ، تعاریف مختلف از مدیریت نقل شده است . اما بسیاری مدیریت را یک هنر می دانند . بنده نیز چون شما برخی از مدیران کشورم را دارای این هنر نمی بینم . اما وقتی اسب زین کرده و مهیا باشد هر کس هوس سواری می کند ، فرقی هم نمی کند که سوارکار باشد یا نباشد ! به امتحانش می ارزد ، شما باشید امتحان نمی کنید ؟!
    در بین آنها هم کسی به سقوط فکر نمی کند ، چون در طول تاریخ هر حکومت ناشایستی ( چه حکومت دیکتاتوری رضاخان ، چه حکومت جنگ طلب نادرشاه ، چه حکومت بی درایت شاه سلطان حسین ،و چه حکومتهای دیگر ) که سقوط کرد ، مجدداً حکومت دیگری از همان سنخ تأسیس شد . به همین دلیل بنده به سقوط دولتها و حکومتها شک دارم ، گمان می کنم که این دولت ها هبوط می کنند ، نه سقوط ! چون مدام در دوره های مختلف تاریخی رویش دارند و هرگز بر زمامداری آنها پایانی نیست .
    ممنون از حضور تان

  6. سلام
    از نظر من اشکالی ندارد، چون شما اطلاع دادید و زحمت من رو نادیده نگرفتید، حتی اگر دوست داشته باشید می توانید لینک طراح و تبلیغ ما را هم تغییر بدهید یا بردارید!
    انشالله در پناه حق موفق باشید!


    علیکم السلام
    ممنون از لطف شما . ما برای شما بهترین ها را از درگاه خداوند منان خواستاریم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.