آخرین اخبار : 

اصولیون و اخباریون (ظهور تفکر اخباری)

ظهور تفکر اخباری

اخباریها

{مهم‌ترین اتفاق اواخر صفوی، پیدایی تفکر اخباری در حوزه‌های درسی و علمی شیعه بود. این رویداد آن چنان تأثیر عمیقی بر جامعه‌ی ایران از خود به جای گذاشت که بعد از سقوط صفویه تا روی کار آمدن قاجار، جامعه‌ی علمی ایران هرگز رنگ تحول و تکامل به خود ندید و در نتیجه حرکت تکاملی رشد و توسعه‌ی علوم و [تا اینجا ص ۱۰۱ کتاب] فنون در ایران متوقف شد.

مکتب اخباری برای عقل که از نظر اصولی‌ها یکی از منابع استنتاج حکم خداست، هیچ‌گونه حجتی قائل نیست و عمل به ظواهر قرآن را منع کرده و به جای آن تمام اخبار و احادیث وارد شده را صحیح دانسته و با منع «اِصالة الاباحه» عمل به مواردی را که درباره‌ی آن حدیثی وارد نشده است، متوقف می‌دانند.

اخباری‌ها به طور کلی اجتهادی را که بین علمای اصولی شیعه مورد عمل است همان اجتهادی می‌دانند که بین اهل سنّت شایع بود و فرقی بین این دو قائل نیستند و معتقدند اظهار رأی مجتهدین از طریق اجتهاد اگر مطابق با واقع نباشد افترا به خدا و حکم به غیر «ما انزل الله» است که کفر می‌باشد و اگر مطابق با واقع باشد صاحبان چنین آرایی مأجور نخواهد بود. و خلاصه اخباری‌ها قبول قول غیر معصوم را، ولو آن که مطابق با واقع باشد، حرام می‌دانند مگر این که کسی عیناً به موجب احادیث وارد شده قول معصوم را نقل کند (وکیلی، ابواحمد، تشکیلات مذهب شیعه، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، تهران ۱۳۵۷، ص۸۷).

صاحب «روضات الجنات» به نقل از شیخ عبدالله سماهیجی که یکی از علمای اخباری است، سی مورد از مواردی را که ما به الاختلاف بین اصولی‌ها و اخباری‌ها است نقل، که نظر به اهمیت موضوع به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌گردد. [تا اینجا ص ۱۰۲ کتاب]

 

                  اصولیون                        اخباریون
به هر کسی که دروغ‌گو نباشد اعتماد می‌کنند. در نقل حدیث جز به شیعة اِثنی عَشَری عادل اعتماد نمی‌کنند.
اطاعت از مجتهد را واجب می‌دانند. اطاعت از مجتهد را واجب نمی‌دانند.
عمل به استصحاب را جایز می‌دانند. این عمل را جایز نمی‌دانند مگر آنچه درباره‌ی آن نصّی آمده باشد.
اجتهاد را واجب می‌دانند. اجتهاد را حرام می‌دانستند و فقط آن را از راه احادیث منقول از معصوم واجب می‌دانستند.
بین اخبار متعارض با یکدیگر از طریق اجتهاد یکی را انتخاب می‌کنند. هیچ یک از اخبار متعارض را بر یکدیگر ترجیح نمی‌دهند مگر نصّی درباره‌ی یکی از آن‌ها وارد شده باشد.
به صحّت تمام احادیث وارد شده در کتب اربعه معتقد نیستند. به صحّت تمام احادیث در کتب اربعه معتقد هستند.(خوانساری، روضات الجنات، ج۱، ص۲۰۵ ـ ۲۰۸)

 

مؤسس مکتب اخباری را محمد استر‌آبادی (متوفای ۱۰۳۳) معرفی کرده‌اند. صاحب روضات‌الجنات بر همین عقیده است و دانشمندان معاصر شیعه هم با نظر او موافقند(مرتضی مطهری، بحثی درباره‌ی مرجعیت و روحانیت مقاله‌ی «اجتهاد در اسلام»، ص۴۳).

در حالی که در متون قدیمی‌تر همچون کتاب «النقض» عبدالجلیل قزوینی مکرراً از اخباریه نام برده شده است. در هر صورت، محمد امین استرآبادی با نوشتن کتاب «فوائد المدینه» احیا کننده‌ی مجدد مذهب اخباری بوده است (ابو محمد وکیلی قمی، تشکیلات مذهب شیعه، ص۹۳، به نقل از: البقض، محدث ارموی، ص ۳۰۰ ـ ۳۰۱).

محمد امین خود قبلاً بر سبیل اصولی‌ها بوده و از صاحب معالم و صاحب مدارک اجازه‌ی اجتهاد داشته و صاحب روضات الجنات این اجازات را دیده است (میر سیّد محمد باقر خوانساری، روضات الجنات، ج۱، ص ۲۰۲) و گرایش او به مکتب اخباری بعداً حاصل شده و طبق گفته‌ی خودش تحت تأثیر استاد خود، میرزا محمد بن علی ابراهیم استرآبادی، به این مذهب در‌آمده است. رساله‌‌ای فارسی به نام «دانش‌نامه‌ی شاهی» منتسب به اوست. در این رساله، علت گرایش را چنین بیان نموده است:

«تا آنکه نوبت به اعلم العلماء المتأخرین فی علم الحدیث و الرّجال و اورعهم استاد الکل فی الکل میرزا محمد استرآبادی، نَوّرالله مرقده الشریف رسید. پس ایشان بعد از آن که جمیع احادیث را به حقیر تعلیم کردند، اشاره کردند که احیای طریقه‌ی اخباریین بکن و شبهاتی که معارضه‌ی با آن طریق دارد رفع آن شبهات کن. چرا که این معنی در خاطر می‌گذشت. لیکن رب‌العزه تقدیر کرده بود که این معنی بر قلم تو جاری شود. پس حقیر بعد از آن که جمیع علوم متعارفه را از اعظم علمای آن فنون اخذ کرده بودم. چندین سال در مدینه منوّره سر به فکر فرو بردم و تضرع به درگاه رب‌العزّه می‌کردم و توسل به ارواح اهل عصمت(ع) می‌جستم و مجدداً نظر به احادیث و کتب عامه و کتب خاصه می‌کردم از روی کمال تعمق و تأمل، تا این که به توفیق رب‌العزه و برکات سیّدالمرسلین و ائمه‌ی طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین به اشاره لازم الاطاعه امتثال نمودم و به تألیف «فوائد المدینه» موفق شده، به مطالعه شریف ایشان مشرّف شد. پس تحسین این تألیف کردند و ثنا بر مؤلفش گفتند: رحمه‌الله»(خوانساری، میر سید محمدباقر، روضات الجنات ج۱، ترجمه محمد باقر ساعدی خراسانی، انتشارات اساطیر، تهران، ، ص۱۹۷).

از این نوشته معلوم می‌گردد که محمد امین به دستور استاد، احیای طریقه‌ی اخباریین کرده است نه ایجاد. به هر حال، رواج تفکر اخباری از پویایی و شکوفایی [تا اینجا ص ۱۰۴ کتاب] حوزه های علمیه کاست و به جای آن نوعی جمود فکر ی و تحجر مذهبی را حاکم گرداند؛ به طوری که علمای متخصص این دوره که نادر بودند از قبیل مرحوم مجلسی و شیخ یوسف بَحرانی صاحب «حدائق» (متوفای ۱۱۰۷ ق) و ملّا حسن فیض کاشانی (متوفای ۱۰۹۱ ق) همگی روش بینابین بلکه بیشتر متمایل به اخباریون را اتخاذ کردند(صلواتی، مبانی فقهی حکومت اسلامی، ج۱، انتشارات کیهان، تهران ۱۳۶۷، ص۴۳).

به هر حال اخباریون در طول یک قرن به شدت گسترش یافتند و حوزه‌ی فعالیت خود را به مناطق مذهبی عراق، بحرین و هندوستان و ایران کشاندند تا این که در قرن دوازدهم با ظهور آقا محمد باقر بهبهانی و نزاع سرسختانه‌ی او و شاگردانش با اخباریون سرانجام اصولیون غلبه یافتند؛ و به قول بسیاری از محققین معاصر: این چیرگی مبدا و نقطه‌ی عطفی در رَوَند مبارزات و حضور گسترده‌ی علما در سیاست نظری و عملی بود (حامد الگار، دین و دولت در عهد قاجار، ترجمه ابوالقاسم سری، انتشارات طوس، چاپ دوم ۱۳۶۹،ص۶۸).

با ظهور آقا محمد باقر بهبهانی، عصر فقهای معاصر آغاز گردید. }۱

 …………………………….

ارجاعات

…………………………….

۱ـ کتاب: نقش سیاسی علمای شیعه عصر قاجار/ نویسنده: امیرحسین خالقی‌نژاد/ ناشر: موسسه بوستان کتاب ( مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم )/ چاپخانه موسسه بوستان کتاب/ چاپ اول ، ۱۳۹۰ /صص۱۰۱٫۱۰۲و۱۰۲و۱۰۴و۱۰۵

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.