آخرین اخبار : 

نظریه موازنه قوا یکی از نظریه‌های مطرح در روابط بین‌الملل

نظریه موازنه قوا یکی از نظریه‌های مطرح در روابط بین‌الملل

موازنه قوا

نظریه موازنه قوا

از مهم‌ترین نظریه‌های روابط بین‌الملل، نظریه موازنه قوا می‌باشد. نظریه موازنه قوا، بسیار قدیمی است به گونه‌ای که حتی در دوران باستان نیز برای اهل نظر مطرح بوده است. این نظریه از ابتدای شکل‌گیری حقوق بین‌الملل در قرن هفدهم میلادی، به عنوان یک اصل بنیادی دیپلماسی مطرح گردید. معنای ساده توازن قوا، عبارت است از نوعی تعادل میان قدرت کشورهای عضو نظام بین‌الملل، طوری که هیچ کدام نتوانند به چنان قدرت مسلطی تبدیل شوند که اراده خود را بر دیگران تحمیل کنند(همشهری، ۱۴/۹/۱۳۸۳).

اهداف موازنه قوا

موارد زیر را می‌توان به عنوان اهداف موازنه قوا برشمرد:

ـ جلوگیری از هر نوع استیلای جهان شمول و استوار یک قدرت برتر؛ [تا اینجا ص ۳۴ کتاب]

ـ حفظ موجودیت نظام موازنه قوا و عناصر تشکیل دهنده آن؛

ـ تأمین ثبات و امنیت متقابل در نظام بین‌المللی؛

ـ تقویت و تداوم صلح از طریق پیشگیری از بروز جنگ‌ (جیمز دوئرتی و رابرت فالتزگراف، نظریه‌های متعارض در روابط بین‌الملل، ترجمه علیرضا طیب و وحید بزرگی، ج۱، ص۶۷ ـ ۶۸).

در این بین، به نظر می‌رسد هدف چهارم، هدف اصلی باشد و بقیه اهداف فرعی؛ زیرا اگر صلح برقرار باشد، کم و بیش بقیه اهداف نیز تأمین خواهند شد.

اصول حاکم بر موازنه قوا

مورتون کاپلان، اصول زیر را از شاخصه‌های جوهری نظام موازنه قوا می‌داند:

ـ افزایش توان دفاعی کشور به منظور مذاکره نه جنگیدن:

گزینه مطلوب هر کشوری آن است که در سایه افزایش توان دفاعی کشور و تهدید به کاربرد قدرت نظامی در صورت عدم موفقیت روش‌های دیپلماتیک، بدون آن که کار به جنگ بکشد، منافع ملی کشورش را تأمین نماید.

ـ بهره‌گیری از جنگ در مواقع ضروری به منظور تأمین منافع ملی:

این اصل نشانگر این مهم است که تأمین منافع ملی تنها از راه اعمال قدرت میسر است. حال اگر مذاکره و تهدید مؤثر واقع نشدند، بالاجبار باید وارد جنگ شد. از این رو، هر کشوری باید برای تأمین منافع ملی خود آمادگی جنگ را داشته باشد.

ـ ادامه جنگ تا سر حد تسلیم دشمن و نه نابودی آن:

هدف جنگ را باید در حد معقول و معتدل قرار داد تا دشمن ریسک نکند و با اطمینان از احتمال نابودی خود، بیشترین ضربه را وارد آورد.

ـ مخالفت جدی با تفوق هر یک از اعضا:

هدف این است که از برتری بیش از حد یکی از اعضا جلوگیری شود. یکی از روش‌های مقابله با این امر، انعقاد پیمان‌های نظامی بین برخی اعضای دیگر است.

ـ مخالفت با عضویت اعضا در سازمان‌های فراملی:

از هر کوششی جهت الحاق هر یک از بازیگران به سازمان‌های فراملی جلوگیری می‌شود تا موازنه قدرت محفوظ بماند.[تا اینجا ص ۳۵ کتاب]

ـ همکاری با عضو شکست خورده:

تلاش بر این است تا به بازیگران شکست‌خورده، اجازه داده شود بار دیگر وارد صحنه بازی گردد تا عملکرد نظام موازنه قوا محفوظ بماند (سیّدحسین سیف‌زاده، نظریه‌های مختلف در روابط بین‌الملل، ص۵۲ـ۵۳).

روش‌های برقراری موازنه قوا

برای برقراری موازنه قوا از شیوه‌ها و روش‌های زیر می‌توان سود جست:

ـ سیاست تفرقه‌انداز و حکومت کن، برای تضعیف قدرت رقیب؛

ـ بازگرداندن اراضی اشغال شده پس از جنگ؛

ـ ایجاد دولت‌های حائل؛

ـ تشکل اتحادیه ها؛

ـ ایجاد حوزه‌های نفوذ؛

ـ مداخله؛

ـ چانه‌زنی دیپلماتیک؛

ـ حل و فصل حقوقی و مسالمت‌آمیز اختلافات؛

ـ کاهش تسلیحات؛

ـ رقابت یا مسابقه تسلیحاتی؛

ـ جنگ به عنوان آخرین راه حل (جیمز دوئرتی و رابرت فالتزگراف، نظریه‌های متعارض در روابط بین‌الملل، ترجمه علیرضا طیب و وحید بزرگی، ج۱، ص ۶۸).

……………….

منبع

………………

کتاب:اسلام و روابط بین الملل/ نویسنده: لطفعلی لطیفی پاکده/ ناشر: اداره تربیت و آموزش عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه/ چاپ اول ۱۳۸۷/ صص ۳۴و۳۵و۳۶

چاپ مطلب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.