آخرین اخبار : 

مادام‌کوری، کاشف رادیوم

مادام‌کوری، کاشف رادیوم

مادام کوری

{در گفتگویی راجع به آیندة فرهنگ، «مادام کوری» گفته است: «من جزو کسانی هستم که اعتقاد به زیبایی فوق العادهٔ علم دارند. یک عالم در لابراتوارش فقط یک متخصص فنی نیست؛ او همچنین بچه‌ای است در مقابل یک پدیدهٔ طبیعی که مثل قصه‌های پریان او را مجذوب می‌کند.»
مادام‌کوری بخاطر کارش روی رادیواکتیویته و رادیوم، عنصری که او کاشف آن بود، تنها زنی است که دو مرتبه به دریافت جایزهٔ نوبل نایل شد: جایزهٔ نوبل فیزیک و جایزهٔ نوبل شیمی. تحقیقات او همراه با شوهرش پیرکوری آغاز شد و بعد از فوت شوهرش در سال ۱۹۰۶ همچنان ادامه پیدا کرد و در فیزیک رشتهٔ جدیدی گشود. او تکنیک اولیهٔ کشف داخل اتم، این واحد بسیار کوچک که بعدها بر همه علوم قرن بیستم حکومت کرد، را توسعه داد.

مادام‌کوری مشهورترین دانشمند دنیا شد و با اینهمه همانطور که دوستش «آلبرت انیشتین» دربارهٔ او گفته است: «او مشهورترین انسانی است که تا به حال دنیا به خود دیده است تنها کسی است که شهرت باعث فساد او نشده است.» برای ماری‌کوری کارش در درجهٔ اول اهمیت قرار داشت و شوهرش و دو دخترش در درجهٔ دوم اهمیت بودند و شهرت اساساً برایش اهمیتی نداشت.

ماری‌کوری در شهر ورشو، پایتخت لهستان، به نام ماریا اسکلر دوسکاس، [تا اینجا ص ۴۵۳]متولد شد. او در میان ۴خواهر و تنها برادرش کوچکترین فرزند خانواده بود. دوران کودکیش، به خاطر قوانین خشنی که روسیه بر لهستان اشغال شده اعمال می‌کرد، به سختی گذشت. پدرش «ولادیسلاو» معلم فیزیک بود که شغلش را از دست داد و مجبور شد در مدرسهٔ شبانه روزی مادرش کار کند. بعدها پدرش شاگردان شبانه روزی را به عنوان معلم سرخانه درس می‌داد. خانواده اسکلو دوسکاس از اهداف آموزشی دخترانشان بسیار حمایت می‌کردند. با وجود فشار فوق العاده که تحت رژیم شوروی در لهستان برای ورود دختران به مدرسه وجود داشت، ماری در دروسش بسیار کوشا و موفق بود. از آنجا که حکومت شوروی مانع ورود دختران به دانشگاه بود و خانواده اسکلر دوسکاس ثروتمند نبود، ماری موافقت کرد که به نفع تحصیل خواهر بزرگترش «برونیا» که در رشتهٔ طب در پاریس تحصیل می‌کرد، منتظر شود تا «برونیا» پس از پایان تحصیلاتش به تحصیل او در پاریس کمک کند. طی شش سال که ماری در انتظار پایان تحصیلات «برونیا» بود، در یک خانوادهٔ تحصیل کرده و ثروتمند اما کوته نظر به عنوان معلم و سرپرست بسر برد. بعدها در نامه‌ای به دختر عمویش، این خانواده را «غرقه در تاریک‌ترین حماقت‌ها» توصیف کرد.

در سال ۱۸۹۱ سرانجام ماری به پاریس رسید و وارد دانشگاه «سوربن» شد. این دانشگاه در شمار معدود دانشگاه‌های اروپا بود که دختران و زنان را برای رشته‌های علمی می‌پذیرفت. ماری تنها زندگی می‌کرد و با نان و میوه و شیرکاکائو سدجوع می‌کرد. دربارهٔ آن ایام می‌گفت:

«آن زندگی با همهٔ مشکلاتی که از بعضی جهات داشت، برایم سرشار از جاذبهٔ واقعی بود. آن زندگی معنی گرانبهای آزادی واستقلال را به من چشاند.» در سال ۱۸۹۴ درجهٔ فوق لیسانس خود را در رشته های فیزیک [تا اینجا ص ۴۵۴کتاب] و ریاضی به دست آورد. همان سال با پیرکوری آشنا شد که معلم و رییس لابراتورهای مدرسهٔ فیزیک و شیمی وابسته به شهرداری بود. بعد از اینکه آنها در سال ۱۸۹۵ با هم ازدواج کردند، ماری برای تحقیقات مستقل خودش دربارهٔ موضوع پایان نامه‌اش (موضوع جدیدی در رادیو اکتیویته) کلمه‌ای که خود ماری آن را ابداع کرد، در لابراتوار شوهرش آغاز به کار نمود.

مطالعات «کوری»ها درباره رادیو اکتیویته ملهم از« H.A بکیورل» بود که تشعشع را در اورانیوم کشف کرده بود.

ماری نخست کوشید مقدار تشعشع را در تمام عناصری که تا آن وقت شناخته شده بود اندازه‌گیری کند. سپس به اندازه‌گیری نیروی تشعشع در عناصر مرکب از اورانیوم و توریوم پرداخت و متوجه شد که رادیواکتیویته از داخل خود اتم‌ها سرچشمه می‌گیرد. این کشف فیزیک جدید را دگرگون می‌کرد و نظرها را به سوی درون اتم معطوف می‌داشت. در سال ۱۸۹۸ او احتمال عنصر جدیدی را در اورانیوم گزارش کرد و پیرکوری در تحقیقاتش به او پیوست. با همدیگر آندو دو عنصر رادیواکتیویتهٔ جدید کشف کردند: پلونیم و رادیوم. پلونیوم از نام کشور زادگاه ماری، لهستان (که در فرانسه پلونی تلفظ می‌شود)، گرفته شد. این عنصر پلونیوم در بسته‌های کوچک قابل حمل تشعشع‌زا، از قبیل بسته‌هایی به عنوان گام‌ساز قلبی، برای تنظیم حرکات قلب و نیز برای کنترل الکتریسیته ایستا به کار می‌رود. رادیوم که یک ذرهٔ کوچک آن می‌تواند سالها نور و گرما منتشر کند، گفته شده‌است مهمترین عنصری است که تا به حال بعد از اکسیژن کشف شده است. برای مجزا کردن دو عنصر «کوری»ها در آلونک متروکه در زمین‌های مدرسهٔ فیزیک کار کردند تا مقدار زیادی اورانینت راکه یک مادهٔ معدنی است و در آن رادیواکتیو اورانیوم یافت می‌شود، تصفیه کنند. این کار با امکانات متزلزل آنها بطور دردناکی و آهسته پیش می‌رفت. [تا اینجا ص ۴۵۵] بعدها ماری‌کوری متوجه شد که آن کار چهار سال طول کشیده بود در حالی که اگر در یک لابراتوار مُدرن و مجهز کار می‌کردند فقط یکسال طول می‌کشید. علاوه بر آن قرار گرفتن در معرض تشعشعات آنها را ضعیف می‌کرد و احتمالاً سبب فرسودگی و خستگی گاهگاهی و بیماری‌ای شد که هر دو، پیر و ماری‌کوری به آن مبتلا شدند. در سال ۱۹۰۰ ماری‌کوری اظهار کرد که اشعهٔ آلفا که از اورانیوم منتشر می‌شود ممکن است مرکب از ذرات جدا شده از مادهٔ اصلی رادیو اکتیو باشد. حدسی که بعدها حقیقتش به ثبوت رسید.

در سال ۱۹۰۳ ماری‌کوری تحقیقاتش را بر روی رادیواکتیویته به عنوان پایان‌نامهٔ دکترایش ارائه داد. این رساله به عنوان بزرگترین سهم علمی که تا آن وقت یک کاندیدای دکترا به عهده گرفته بود پذیرفته شد. همان سال، «کوری»ها جایزهٔ نوبل فیزیک را ربودند که آن را با « H.A بکیورل» تقیسم کردند. این جایزه ماری‌کوری را به اشتهار رساند و جایزهٔ علمی و طب نوبل را برای اولین بار در کانون توجه مخاطبان جهانی قرار داد. سه سال بعد، پیر کوری در حالی که از یک کوچهٔ شلوغ عبور می‌کرد با واگنی برخورد کرد و در جا کشته شد. ماری‌کوری تحقیقاتش را به تنهایی ادامه داد و کرسی خالی پیر را در دانشگاه سوربن اشغال کرد. او اولین استاد زن در این دانشگاه شد که ۶۵۰ سال سابقه داشت.

در سال ۱۹۱۰ ماری‌کوری موفق به مجزا کردن مادهٔ رادیوم خالص شد و سال بعد برای دومین بار به دریافت جایزه نوبل نائل شد که این بار جایزهٔ شیمی نوبل به او داده شد. در همان سال او متحمل انفجار رسوائی به خاطر حادثهٔ عشقی‌اش با مرد متأهلی به نام «پل لانگ وین» شد. روزنامه‌های دست راستی که مرتکب این رسوایی شدند، گذشتهٔ ماری‌کوری را به عنوان یک زن لهستانی و شأن و مقام او را به عنوان یک زن[ تا اینجا ص ۴۵۶ کتاب] دانشمند، به عنوان ضربه‌هائی علیه او نقل کردند. ماری کوری دربارهٔ آن رسوایی نوشت: «در رفتارم چیزی نیست که مرا وادار به احساس خفت و خواری کند.»

طی اولین جنگ بین‌الملل ماری‌کوری و دختر بزرگش «ایرن»، یک سرویس سیار رادیولوژی در خدمت منطقهٔ جنگ زده ترتیب دادند. همچنانکه جنگ رو به پایان می‌رفت ایستگاههای اشعه‌ایکس «کوری» بیش از یک میلیون بیمار را مداوا کرد. بعد از پایان جنگ، ماری به عنوان رئیس لابراتوار رادیواکتیویته در انستیتوی کوری کارکرد و از طرف انستیتو از مردم سراسر امریکا درخواست کمک مالی کرد. او عضو کمیتهٔ بین‌المللی در همکاری روشنفکرانه برای اتحادیهٔ ملت‌ها بود و ۱۲۵ پاداش و عنوان افتخاری دریافت کرد. طی سال ۱۹۲۰، با وجود ضعف بینائی همچنان خود را بطور انحصاری وقف تحقیقات کرد. بطوری که در سال ۱۹۲۷ به خواهرش «برونیا» نوشت: «نمی‌دانم آیا خواهم توانست بدون لابراتوار زندگی کنم.» این تقریباً مسلم است که کار دائمی او با رادیوم مشکلاتی در سلامت او بوجود آورد و مرگ او را که در سن ۶۷ سالگی روی داد تسریع کرد. با این همه آنقدر زنده ماند که ببیند دختر بزرگش «ایرن جولیوت کوری» و همسرش «فردریک جولیوت کوری» با کمک همدیگر رادیواکتیویته مصنوعی را کشف کردند و در سال ۱۹۳۵ به دریافت جایزهٔ نوبل موفق شدند.

به عنوان پیشگام مطالعات اتمی – فیزیکی، دستاوردهای غیر قابل انکار ماری‌کوری با همکاران مردش رقابت می‌کند. به عنوان زن در رشتهٔ خودش کمک‌های او بی‌سابقه است. زنهای دانشمند دیگری بعد از ماری‌کوری کارهای او را دنبال کردند اما ماری‌کوری اولین زنی است که[تا اینجا ص ۴۵۷ کتاب] به عنوان یک زن دانشمند شهرت جهانی یافته است. چنانکه «رابرت رید» نویسندهٔ شرح حال او می‌نویسد: «یگانگی او طی سالهای خلاقیتش در این حقیقت ساده نهفته است که او یک زن بود. تا وقتی که نام ماری‌کوری عناوین درشت صفحات اول روزنامه‌های معروف را به خود اختصاص نداده بود، هیچ زنی که کمک مهم و قابل توجهی به پیشرفت علم و دانش کرده باشد، ‌وجود نداشته است‌‌‌. او از عهدهٔ حل مشکلات شغلیش همانند تمام دانشمندانی که به این کار پرداخته، برآمده است. با این فرق که همهٔ ‌آنهای دیگر مرد بودند. او انتظار هیچ امتیازی نداشت و هیچ امتیازی هم به خاطر زن بودن دریافت نکرد. او جاودانه شد زیرا مردان را وادار ساخت باور کنند که نه فقط با دانشمندی برابر خودشان روبرو بودند، بلکه با کسی از خودشان قوی تر سر و کار داشتند.»}۱

۱ـ منبع ـ کتاب: زنانی که دنیا راتکان دادنده اند/ ترجمه و نوشته: عفت برادران رحیمی/ انتشارات سخن/ چاپ دوم ۱۳۸۷ /صفحات ۴۵۳ و ۴۵۴ و ۴۵۶ و۴۵۷ و ۴۵۸

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.