آخرین اخبار : 

ووشائو Wu Chao امپراطوریس مقتدر چین

ووشائو Wu Chao امپراطوریس مقتدر چین

چین
{«جان فیربنکز»، نویسندهٔ کتاب «تاریخ جدید چین»، می‌نویسد: «تنها زنی که برکشور چین حکومت کرد، امپراطوریس وو، سیاستمداری بغایت ماهر و توانا بود. اما شیوه‌های بسیار خشن و مخالف مقررات او در حفظ قدرت، برایش شهرت منفی به بار آورد.»

امپراطوریس وو تنها زن در تاریخ کشور چین است که منحصراً با نام خودش حکومت کرد. سلطنت ۵۰ سالهٔ او، در سال‌های اولیهٔ تاریخ چین و دوران سلسلهٔ پُر اهمیت «تانگ»، دوره‌ای صلح‌آمیز و پُر رونق همراه با اصلاحات اساسی بود. او با اقتداری خشن قدرت خود را حفظ می‌کرد و از همین رو به «سرکش‌ترین زن چین» ملقب شده است. او همزمان به خاطر دستاوردهایش مورد ستایش قرار گرفته و به خاطر خشونت‌های فوق‌العاده و استثنایی‌اش مورد انتقاد واقع شده است.

وو شائو، در شهرستان «شانسی» متولد شد و در همان جا رُشد کرد. او دختر زیبای ژنرالی بود که در خدمت اولین امپراطور سلسلهٔ «تانگ» بنام: «کائوتسو»، در جنگ‌های متعدد برای برقراری این سلسله شرکت کرده بود. و در سیزده سالگی به عنوان معشوقهٔ خُردسال به قصر امپراطور «ته تسونگ» فرا خوانده شد. پیشگویان دربارهٔ افسانه‌ای راجع به جلوس زنی برتخت سلطنت چین به امپراطور خبر داده بودند. هنگامی که یکی[تا اینجا ص ۳۵۱کتاب] از این پیشگویان برای اولین بار «ووشائو» را دید، اعلام کرد که او در آینده امپراطوریس چین خواهد شد.

پس از مرگ امپراطور «ته تسونگ» در سال ۶۴۹، همهٔ زنها و معشوقه‌های او طبق سنت معمول چین آن زمان صومعه‌نشین شدند تا بقیهٔ عمر خود را در آنجا بگذرانند اما ووشائو بوسیلهٔ جانشین «ته تسونگ» بنام: «کائو تسونگ»، دوباره به دربار فراخوانده شد. «وو»ی جاه‌طلب به عنوان زن محبوب «کائو تسونگ» و مادر چهار پسر او، به آسانی جای ملکهٔ کشور را که فرزندی نداشت گرفت و قدرت خود را بر امپراطور ضعیف و مریض که به او اجازه داده بود دولت را رهبری کند، اعمال کرد. سپس پا را از آن هم فراتر گذاشت و طرفداران خودش را به مناصب عالی گماشت. سپس زنان و معشوقگان امپراطور و مخالفین خود را، حتی اگر از منسوبان خودش یا خانوادهٔ سلطنتی بودند، از سر راه برداشت.

در سال ۶۶۰، پس از اینکه امپراطور «کائو تسونگ»، به خاطر یک سری ضربه‌های فلج کننده ضعیف‌تر شد، ووشائو کنترل خود را بر دولت بیشتر کرد و با کمک رهبران ارتش که خودش آنها را منصوب کرده بود، جنگ با کشور کره را با موفقیت رهبری و هدایت کرد.

پس از مرگ«کائو تسونگ» در سال ۶۸۳، به دنبال مبارزات غیر قابل اجتناب که برای دستیابی به قدرت پیش آمد، و با جلوس پسرش «شانگ» امپراطور جدید بر تخت سلطنت و همسرش«وی»، قدرت «ووشائو» مورد تهدید قرار گرفت. اما ووشائو با کمک و حمایت ارتش همچنان دولت را اداره کرد. سرانجام پسرش «شانگ» را تبعید کرد و قدرت را از طریق پسر دومش «جوی» به دست گرفت. بااینکه وو با غصب مقام سلطنت در سال ۶۹۰، بر خلاف سنت چین اقدام کرد، هیچ شورش و قیامی علیه او روی نداد. او ۱۵سال پس از آن به عنوان امپراتریس، کشورچین را اداره کرد.[تااینجاص ۳۵۲ کتاب] در دوران سلطنت وو، امپراطوری «تانگ» متحد شد و اشرافیت نظامی جای خود را به دانشمندان شایسته و گماشتگان لایق دولتی داد که در آن مناصب از طریق گذراندن امتحان به دست می‌آمد و نه از راه روش سنتی جانشینی. دوران سلطنتی وو شائو همچنین با دستاوردهای فرهنگی ارزشمند در هنر و معماری مشخص شده است.

امپراطوریس در سالهای آخر سلطنتش زیر نفوذ تعدادی از محبوبان خود قرار گرفت که با قدرتی که بر او اعمال کردند سبب مرگ خودشان و از بین رفتن قدرت او شدند.

در سال ۶۹۸، ووشائو دوباره پسر بزرگش «شانگ» را به عنوان جانشین خود به دربار فرا خواند و هفت سال بعد خودش به قصر تابستانی خود رفت و از سلطنت و قدرت کناره گرفت. سرانجام در سن ۸۰سالگی در همان قصر زندگی را بدرود گفت.

اینکه وو شائو به چنین قدرتی دست یافت و با موفقیت در کشوری که ثابت شده بود فقط مردان قادر به ادرهٔ آن هستند حکومت کرد بخاطر خشونت فوق‌العاده، ارادهٔ قوی، زیرکی و مهارت او بود. دستاورد چشمگیرش به حق او را به عنوان قادرترین رهبر تاریخ چین مشهور ساخته است.}۱

۱ ـ منبع ـ کتاب: زنانی که دنیارا تکان دادند/ ترجمه و نوشته: عفت برادران رحیمی/ انتشارات سخن/ چاپ دوم ۱۳۸۷/ ص ۳۵۱ ، ۳۵۲ ، ۳۵۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.