آخرین اخبار : 

واجب‌الوجود کیست؟

واجب‌الوجود کیست؟

واجب الوجود

{«ارسطو» خدا را مبداء حرکت می‌دانست و این اولین فرضیه‌ای بود که درباره خدا بوجود آمد و دلیلش همان بود که، هر محرکی ناچار باید محرک دیگری داشته باشد تا به محرک اول برسد و آن را به نام خدا و مبداء کلی و واجب‌الوجود توصیف نمودند.

اما برای اثبات واجب‌الوجودی، دلایلی چند اقامه شد که اول برهان علل فاعلی است، به این معنی که هیچ موجودی بدون علت بوجود نمی‌آید و چون دوره تسلسل باطل است ناچار هر موجود در اثر علت و معلول بوجود آمده معلول چیزی است که بیش از آن بوده و آن چیز علتی داشته که نهایت آن به موجودی خواهد رسید که علت علت‌های و قائم بالذات است.

اما «نیوتن» از راه زمان و مکان گفته است زمان و مکان ذات نیست بلکه صفت ذات است و چون نامتناهی‌اند این ذات هم واجب و نامتناهی خواهد بود.

اما برهان علل غایی عبارت از این است که در جهان مقرراتی پا برجا است و هر چیز برای علت غایی ساخته شده، جهان در تحت نظام عمومی و هر چیز با انتظام تمام کار می‌کند و همه با هم منظور مشترک دارند.[تا اینجا ص ۳۷۱کتاب]

کانت که باتمام دلایل اثبات خدا مخالف بوده در مقابل برهان علل غایی تسلیم شده و می‌گوید:

جهان چنان با نظم و هم آهنگی وهدف‌یابی منظم ساخته شده که عظمت خلقت ما را وامی‌دارد که بوجود آفریننده اصلی اعتراف نماییم.

با این ترتیب انسان هم که یکی از موجودات این عالم خلقت است چون شعور دارد و نظام دنیا را شناخته باید زندگی خود را با این نظام منطبق سازد و نتیجه آن می شود که باید خود را بشناسد و خودشناسی یکی از راه‌های مستقیم خداشناسی است این ما هستیم که خداوند را با قدرت بی‌منتهای خود شناخته‌ایم و چون به موقعیت خودمان رسیدیم این نظام را مطابق میل خود بکار می‌بریم تا بسعادت برسیم.

«ویلیام جیمز» پیشوای مذهب اصالت عمل Pragmatisme می‌گوید: ایمان نیروی ما را فوق‌العاده بزرگ می‌کند و بالا می‌برد. ایمان نیروی خلاقه‌ای که در جاهایی که وسایل مادی بی‌اثر می‌ماند موثر واقع می‌شوند و الهام می‌بخشد.

«اسپینوزا» معتقد است به اینکه خدا ذاتی است واجب و جامع صفات بیشمار و جهان پرتو این ذات است.

یعنی ناستی و متفرع از اوست. هگل که نظرش بی‌شباهت به رواقیون نیست می‌گوید:

جهان موجودی است زنده و جان و جان او وحدت او است این موجود در ابتدا کامل نبوده بلکه به تدریج رو به کمال رفته است.[تا اینجا ص ۳۷۲ کتاب]

نظریه «هگل» را «هربرت اسپنسر» عمومیت داده و می‌گوید این سیر تکامل شامل حال همه موجودات عالم است چه مادی و چه معنوی همه کائنات جهان از بساطت و تجانس آغاز می‌شوند.}۱

منبع

۱ـ کتاب: انگیزه های روانی(اصول روانشناسی)/ ژان پل سارتر/انتشارات فرخی،تهران/ ص ۳۷۱ و ۳۷۲ و ۳۷۳  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.