آخرین اخبار : 

احساس Sensation

احساس Sensation

احساس

{بدن انسان خواه‌ ناخواه در معرض تحریکات عوامل خارجی مانند ارتشعات هوا و امواج الکترو‌… و برخورد و فشار دیگر چیزها از راه حواس پنج‌گانه قرار می‌گیرد که آنرا احساس گویند. بنابراین هر احساس دارای دو مقدمه است؛ یکی تحریک خارجی و دیگر تأثر اعضای انسان و پس از حصول این دو مقدمه در مغز انعکاسی پیدا می‌شود که احساس بوجود می‌آید. پس احساس انعکاس ذهنی تأثری است که یکی از اعضای بدن را عارض می‌شود.

از لحاظ عمل می‌توان گفت که در زندگی انسان نمی‌توان از هیچ نوع احساس که از خارج به مغز ما وارد می‌شود بر کنار ماند. اگر قرار این بود که انسان بطور مستقل بتواند خود را از تحت این تأثیرات خارج سازد روح او خالی می‌ماند و نمی‌توانست با دنیای خارج مربوط شود به ‌طوری‌که «کاندپلاک» گفته است: وقتی که ما بوی یک گل رز را احساس می‌کنیم مانند آن گل می‌شویم، فقط درد و رنج است که با استعداد فراگیری خود از دنیای خارج می‌تواند معنای خالص احساس را درک کند در مقابل آن موضوع احساس در روانشناسی دارای ارزش بسیار زیادی است. روانشناسی تجربی از سرمنزل احساس بوجود آمده و بوسیله آن ما می‌توانیم از مرحله احساس به ادراک که معنی جزیی احساس را حاصل می‌کند تجاوز نماییم. [تا اینجا ص ۲۴۷ کتاب]

از لحاظ زیست‌شناسی احساس یکی از پدیده‌های دستگاه عصبی است وقتی جریان الکتریسیته در یکی از حواس پنج گانه ما وارد شود همان عمل تحریک کننده عصبی را انجام می‌دهد مانند بوی یک گل که اعصاب بویایی ما را تحریک می‌کند بنابراین قوانین احساس یا قوانین فیزیولوژی عصبی یکسان است.

وقتی عامل خارجی بوسیله دستگاه گیرنده احساس گرفته می‌شود آنرا پدیده حساسیت گویند و این حساسیت درونی یا خارجی یا ادراکی است.

در ماه‌های اول زندگی هر یک از احساس‌ها برای خودش کار می‌کند یعنی چشم می‌بیند و گوش می‌شنود و بدن لمس می‌کند اما از چهار ماهگی هر یک از احساس‌ها از هم جدا می‌شود. حساسیت ادراکی احشاء امعاء مقدم بر هر چیز است. «فروید» می‌گوید: این احساس عامل زندگی ما است که زودتر از هر چیز گرسنگی و تشنگی را احساس می‌کند.

احساس درونی احشا که در ماهیچه‌ها و اعصاب ما تأثیر دارد واسطه راه رفتن و تعادل بدن و کنترل استعداد‌ها و نگاهداری وضع بدنی است و از نظر دنیای خارج این احساس هر چیز را از دیگری متمایز می‌سازد.

احساس برونی که متوجه دنیای خارج است انسان را بسوی دیگران رهبری می‌کند و همین احساس است که دنیای روانی ما را کنترل می‌کند و تا جایی که ممکن است سایر احساس‌ها را در اختیار خود می‌گیرد.

در معنای کلی حساسیت مجموع پدیده‌های انفعالی و مخصوصاً میزان تأثیرات بدن است.

احساس یک نوع تمایل و کششی است که با قصد و نیت و حالات ما[تا اینجا ص ۲۴۸ کتاب] رابطه دارد یا اینکه به معنی دیگر مانند اضطرابی است که دوام آن بیشتر یا خلاصه‌تر از قراردادهای طبیعی است که در برابر دنیای خارج تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

احساس امیدواری در عین حال انتظاری است که با تحریکات حاکی از مسرت ما جلوه می‌کند.

احساس بطور کلی شامل عواملی است که با نیروی ذهنی ما پدیده‌های انفعالی را ترکیب می‌کند. با احساس است که درباره زیبایی یا زشتی یا بسیاری از جیزها قضاوت می‌کنیم. از نظر «جونک» احساس حالتی است که بوسیله آن درباره خوبی یا بدی و دنیای خارج قضاوت می‌کنیم.

احساس مجموعه زندگی ما است خوشی‌ها ، تلخی‌ها، رنج‌ها و شادیها و امیدها و خواسته‌های ما را در بر دارد.}۱

منبع
۱ـ کتاب: انگیزه‌های روانی(اصول روانشناسی)/ ژان پل سارتر/ انتشارات فرخی، تهران/ ص ۲۴۷،۲۴۸،۲۴۹

چاپ مطلب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.