آخرین اخبار : 

جملات ادبی و عاشقانه

جملات ادبی و عاشقانه

عاشقانه جملات

تـو را مـثـل قـانـون
کـسـی رعـایـت نـمـی کـنـد
چـرا غـمـگـیـنـی دلـم ؟
تـو را بـرای شـکـسـتـن سـرشـتـه‌انـد …

………………………………………..
زمین به آسمان بیاید
آسمان به زمین
حواسم نه پرت شیطنت‌های ستاره‌ها می‌شود
نه دلربایی گنجشگکان باغ
محو چشم‌های توام هنوز…

…………………………………………….
هنوز برایش مینویسم
همانند کودک نابینایی
که هر روز غذا میریزد
برای ماهی مرده اش …
……………………………………..
میگویند دلتنگ نباشم…
خدای من…
انگار به آب میگویند خیس نباش …
………………………………………….
مرا به رد شعرم دنبال کن
من رد پا ندارم
رد درد را بگیر
و به من برس.
………………………………………
در کنار ساحل دریای غم
قایقی میسازم از دلواپسی
بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت
یک مسافر از دیار بی‌کسی
……………………………………..
رفتن بهانه نمی‌خواهد؛
بهانه‌های ماندن که تمام شود
کافیست
……………………………………
هوا بارانی‌ست ولی شیشه؛ چرا بخار نمی‌گیری؟

نترس؛ رفت … دیگر اسمش را رویت نمی‌نویسم!
…………………………………..
تنهایی
چیزهای زیادی
به انسان می‌آموزد
اما تو نرو…
بگذار من نادان بمانم!
………………………………………
حکایت عجیبی دارد این «اشک»
کافیست حروفش را به هم بریزی تا برسی به «کاش»
…………………………………..
اینجا صدای پـا زیاد می‌شنوم!
اما هیچکدام تو نیستی !
دلم؛ خوش کرده خودش را به ایـن فکر
که شاید؛ پابرهنه بیایی…
………………………………….
پرنده از همان شاخه‌ای می‌پرد
که بر آن نشسته است
کسی که می‌آید
حتما می‌رود
………………………………………
این چشم‌های بی تو را به کجای این شهر بدوزم که هنوز نرفته باشی!
………………………………….
تو هم شده‌ای انقلاب زندگی من
حالا هر آنچه در زندگی من است تاریخ دار شده است
قبل از”تو”
بعد از”تو”
……………………………………………
اگر تو نبودی
من کاملا بیکار بودم
هیچ کاری در این دنیا ندارم…
جز دوست داشتن تو…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.