آخرین اخبار : 

داستان عدل روباه ـ مولوی

داستان عدل روباه ـ مولوی

عدل روباه

{یکی دیگر از مثل های خوب و بامعنای مثنوی، این است که شیری گرسنه به همراه گرگ و روباه به دنبال شکار رفتند و سرانجام یک گاو کوهی، یک بز کوهی و یک خرگوش پیدا کردند.

شیر از گرگ خواست تا قسمت کند.

گرگ گفت: شما چون بزرگ مایید، گاو مال شما و من چون حدّ وسط هستم، بز مال من.

همین که در برابر شیر گفت: من، شیر مغزش را متلاشی کرد و آن را به خاک انداخت. سپس از روباه خواست که آن جانوران را تقسیم کند. روباه گفت: قربانت بروم، از آن جا که شما در وسط روز خیلی گرسنه‌اید، گاو برای ناهار شما است، بز هم برای شام که نیم گرسنه‌اید، خرگوش را هم برای صبحانهٔ شما آماده خواهم کرد.

گفت ای روباه عدل افروختی  / این چنین قسمت ز که آموختی؟   
مولوی در این داستان بیان می‌دارد، برای قدرتمندان، عدل به معنای این است که همه چیز از آنِ آنها باشد. مثلاً حاضرند بودجهٔ دانشگاهها را ده برابر کنند تا اثبات کنند که عدل همین است که آن‌ها کرده‌اند؛ همین است که «چنگیز»های همهٔ ادوار تاریخ انجام داده‌اند.}۱

ارجاعات
۱ـ کتاب: علل و عوامل جذابیت سخنان مولوی/ مولف: محمد تقی جعفری/ ناشر: موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، تهران/ چاپ دوم ۱۳۸۶ /ص ۳۷ 

چاپ مطلب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.