آخرین اخبار : 

نشانه های خلوص

نشانه های خلوص

 اخلاص
{خلوص چند نشانه دارد. بعضی‌ها فکر می‌کنند خیلی مخلصند، ولی بیچاره‌ها خبر ندارند که خبری نیست، چون شیطان خیلی زرنگ است. در بهار عمر پرش می‌کنیم، زمستان شب اول قبر می‌بینیم چیزی در آن نیست. فکر می‌کردیم از اعمال خالص پر کرده‌ایم، اما چیزی که شب اول قبر سیرت بکند و گرمت بکند، گیرت نمی‌آید. خلوص نشانه دارد اولین نشانه داشتن خلوص این است که انسان انتظار شنیدن بارک‌الله نداشته باشد.[تا اینجا ص ۹۷ کتاب]

یک روز خدمت یکی از علما رسیدیم، از ایشان خواستیم برایمان خاطره‌ای نقل کنند، ایشان گفتند: یک روز تصمیم گرفتیم فقط برای خدا سخنرانی کنم، به بانی جلسه گفتم من خودم می‌آیم، پول هم نمی‌خواهم. جلسه چون با خلوص بود، خیلی با حال و گریه و زیبا برگزار شد. بعد از جلسه که خواستم بروم چون جلسه شلوغ بود، بانی جلسه یادش رفت از ما خداحافظی کند و خوش آمد بگوید. من هم خیلی ناراحت شدم که چرا این بانی از ما یک تشکر نکرد. شب که خوابیدم، در عالم خواب به من گفتند: این منبری هم که فکر می‌کردی برای خدا است، برای خدا نبود. چون اگر برای خدا بود منتظر بارک‌الله نبودی. این که آدم اگر به او بارک‌الله بگویند خوشحال، و اگر نگویند ناراحت شود، نشانه نداشتن خلوص است. اگر انسان مخلص شد، نه آن درودها خوشحالش می‌کند و نه آن مرگها ناراحتش می‌کند. اینها با اینکه خیلی ریز هستند، نشانه خلوص‌اند. لذا اگر کاری برای خدا کردید، مانند امیرالمومنین، درخواست بهشت هم از خدا نکنید. حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمود خدایا من اگر نماز می‌خوانم برای رسیدن به بهشت و نعمتهای بهشتی و یا ترس از جهنم نیست، من تو را دوست دارم، با نمازم با تو عشقبازی می کنم(نهج الحق، علامه حلی، ص ۲۴۸ «ما عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا فی الی جنتک و لکن رأیتک اهلا للعبادة»). حافظ می‌گوید: بعضی از بهشتی‌ها خیلی کلاس بالا هستند اصلاً به نعمتهایی که خدا فقط برای آنها قرار داده اهمیت نمی‌دهند. حوریها به خدا می‌گویند خدایا مگر ما را برای او خلق نکرده‌ای؟ ولی او اصلاً به ما اعتنا نمی‌کند. ندا می‌رسد از جانب خدا که ما شما را برای او خلق کرده‌ایم ولی او برای شما به بهشت نیامده است.

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان

قیل و مقال عالمی می‌کشم از برای تو

برای او حوری و فرشته حجاب می‌شوند. حتی بهشت هم ضد اخلاص می شود چون اگر کاری برای بهشت انجام داد اخلاص در آن کار نیست.

نشانه دوم نداشتن اخلاص، این است که اگر به تو انتقاد کردند بدت بیاید. اگر اخلاص داری نباید بدت بیاید. مثلا تو برای خدا کاری کرده‌ای اما به تو انگ ریا زدند نباید ناراحت شوی.

سومین صفت انسان مخلص این است که اگر یک نفر بهتر از شما توانست کاری را بهتر انجام دهد، بدون اینکه آن فرد تقاضای انجام آن کار را بکند، خودت دو دستی تقدیمش کن و او بشود استاد و تو شاگرد.

خداوند آیت الله کوه‌کمره‌ای را رحمت کند. ایشان رییس حوزه علمیه نجف بود، ایشان از ساعت ۸/۳۰ تا ۹/۳۰ در مسجد هندوهای نجف «قوانین» درس می‌دادند و تمام مجتهدین در پای درس ایشان می‌آمدند. حرف اول را زمان خودش در نجف می‌زد. یک روز نیم ساعت زودتر به مسجد آمد نشستند تا آمدن شاگردان مطالعه کند. دید یک نفر نشسته و قوانین درس می‌دهد، از درس دادن ایشان بسیار خوشش آمد. دید چقدر زیبا درس می‌دهد. روز بعد و همینطور روز بعد زودتر می‌آمد و ازدرس دادن ایشان فیض می‌برد. دید یک آقای بسیار لاغر و قد بلند با لباسهای مندرس اما کوهی از علم است. دو زانو نشست پای درس آقا. ایشان پرسید شما چه کسی هستید؟ گفتند من مرتضی [ تا اینجا ص ۹۹ کتاب ] انصاری هستم، آیت‌الله کوه‌کمره‌ای از ایشان خواستند که بعد از این که درسشان تمام شد همانجا پای منبر بنشینند آیت‌الله کوه‌کمره‌ای روی پله اول منبر نشست و گفت آقایان طلبه‌ها! بجان علی قسم، این آقا باسوادتر از من است و رییس حوزه علمیه نجف ایشان هستند؛ نتیجه این شد که یک هفته بعد، پرده‌ها کنار رفت. آیت‌الله کوه‌کمره‌ای که گاهی خوابهای خوش می‌دید و گاهی بوهای خوش می‌شنید حالا دست امام زمان(عج) را می‌بوسد.

چهارمین صفت مخلصین، کمرنگ کردن چهره خود و معرفی گلهای جامعه است. گاهی ما تحمل دیدن بهتر از خود را نداریم. مثل زنبور زندگی کنید نه مثل مورچه. مورچه در آشغالها زندگی می‌کند ولی زنبور به دنبال گلهاست. امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند: کونوا کالنحل (الغیبة، نعمانی، ص ۲۰۹). زنبور چون با گل سرو کار دارد محصولش عسل است.

شیخ علی اکبر نهاوندی امام جماعت مسجد گوهر شاد بودند. یک روز مثل همیشه مسجد شلوغ بود، و همه، منتظر آمدن آقا برای اقامه نماز بودند، وقتی ایشان وارد شدند، متوجه حضور آیت‌الله بروجردی شدند، صفوف را شکستند و پیش آیت‌الله بروجردی آمدند و از ایشان تقاضا کردند که امام جماعت بشوند و ایشان را به مردم معرفی کردند. پس از یک سال آقای نهاوندی به نجف رفت. هنگام مغرب به نجف رسید حرم امام علی(علیه السلام) پر از جمعیت بود و نمازگزاران منتظر آقای آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی بودند.

آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی متوجه حضور شیخ علی اکبر نهاوندی شدند و [تا اینجا ص ۱۰۰ کتاب ] با اصرار از ایشان خواستند که نماز را اقامه کنند. شیخ علی اکبر نهاوندی در محراب متوجه نوری از جانب حرم حضرت علی( علیه السلام) شدند. ندا آمد «یا شیخ عظمت ولدی فعظمتک» جایی دادی و جایی گرفتی. به راستی قدیمی‌ها حرف قشنگی می‌زدند که می‌گفتند هر کس آب قلبش را می‌خورد.}۱

ارجاعات

۱ـ کتاب: بینش‌ها و روش‌ها(گزیده جلسات موسسه حدیث راه عشق؛ دفتر دوم)/ گردآورنده: امیر‌حسین بانکی‌پور فرد/ سخنران: حجت الاسلام دانشمند /موضوع جلسه: رمز موفقیت بزرگان/  انتشارات: حدیث راه عشق/ چاپ اول ۱۳۸۳/ ۹۷ تا ۱۰۱


  1. mh.gh گفت:

    سلام
    متن زیبایی بود ولی این رو هم باید در نظر گرفت که این راه یه شبه طی نمیشه و نمیتونیم به این راحتیا بهش برسیم در واقع باید انسان عمرشو بزاره تا بشه یکی مثه آیت الله کمره ای طبیعتا تو ذهن هر کسی این افکار میاد ولی باید به مرور زمان اونو از بین برد
    متن تاثیر گذاری بود
    یاعلی

    علیکم السلام
    با شما موافقم
    خصوصاً که امروز علمای ما دارن با توسل به یکی بودن دین و سیاست می چسبند به پستهای حکومتی و کمتر به دنبال تزکیه نفس هستند.
    آنچه من نوشتم برای مردم عصر ما بیشتر شبیه داستان است چون چنین الگوهایی امروزه وجود ندارند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.