آخرین اخبار : 

طبقات جامعه از نگاه امام علی(ع)

طبقات جامعه از نگاه امام علی(ع)

طبقات جامعه

{امام در یک نگاه خاص جامعه‌شناسانه، جامعه را به هفت طبقه تقسیم می‌کند. در دیدگاه ایشان، تقسیم جامعه به طبقات، به معنای امتیاز بخشی یک طبقه و یا گروه خاصی نیست، بلکه این طبقات با داشتن وظایف و شرایط مختلف در کمک به طبقات دیگر، یک تامل وسیعی را تشکیل می‌دهند، که جامعه بدون این همیاری و همکاری متقابل، قابلیت اراده کردن را نخواهد داشت.

در معنای طبقه، میان جامعه‌شناسان اختلاف نظر وجود دارد. کولی جامعه‌شناس می‌گوید: «ما به استثنای خانواده، هر گروه کم و بیش پایدار را که وجود مستقری در جامعه‌ی پیرامون خویش دارد، طبقه می‌نامیم.» در نظر بیشتر جامعه‌شناسان آمریکایی، طبقه چیزی نیست جز جمعی از افراد و یا دسته‌های اجتماعی؛ مثلاً وارنر این تعریف را از طبقه ارایه می‌دهد:

«مراد از طبقه دسته‌هایی از مردم‌اند که بنا به اعتقاد عمومی در روابط خویش با یکدیگر در وضعیتی برتر و یا فروتر دارند».

وارنر با این تعریف، جمعیت شهرهای آمریکایی را به شش طبقه تقسیم میکند: کاملاً بالا، بالای پایین، متوسط بالا، متوسط پایین، پایین بالا، و کاملاً پایین.

ماکس وبر نیز در مورد طبقه می‌گوید: طبقات جماعات واقعی نیستند، [تا اینجا ص ۱۲۲کتاب] بلکه معرف بنیان ممکنی برای رفتارهای مشترکند. از سوی دیگر وبر پیشنهاد می‌کند که سه نوع طبقه را از هم تفکیک کنیم:

الف) طبقاتی که بنیان آنها بر تملک و ثروت است.

ب) طبقاتی که بنیاد آنها بر شیوه‌های دسترسی است و شانس افراد در استفاده از اموال و کالاهای موجود در بازار قبل از هر چیز، موقعیت طبقاتی آنها را تعیین می‌کند.

ج) طبقات اجتماعی که بر مجموعه موقعیتهای طبقاتی مبتنی هستند و بین آنها مبادلات است. (کتاب : طبقات اجتماعی، ژرژ گورویچ، ص ۱۴۳)

علم جامعه‌شناسی به صورت فعلی قدمتی بیش از دو قرن ندارد اگر چه ابن‌خلدون از پایه‌گذاران این علم است، ولی در زمان ایشان از رشد کافی برخوردار نبوده است. اما حضرت در چهارده قرن پیش، تقسیمات اجتماعی را با نگاهی متفاوت بیان می‌کند و معیار را تنها به ثروت و قدرت (نظریه بوخر) و یا حرفه (نظریه‌ی شمولر) و یا به نوع کار و درآمد و یا به اشتغال و شیوه‌ی خرج مربوط نمی‌کند.

ایشان وقتی نیروهای مسلح، قضات و کارمندان را طبقاتی از جامعه معرفی می‌کند، آنها را به وصف توحیدی (جنودالله)، و عدالت (قضاه عدل) و مهربانی و انصاف (عمال الانصاف و الرفق)، بیان می‌کنند، تا آن تعامل واقعی را از طبقات بیان کرده باشند.

اما طبقات هفتگانه‌ی مورد اشاره‌ی حضرت عبارتند از: [تا اینجا ص ۱۲۳ کتاب]

۱. نیروهای مسلح خداخواه (جنودالله)

۲. نویسندگان (کتاب العامه و الخاصه)

۳. قضات عدل‌گستر (قضاه العدل)

۴. کارگزاران دادورز و نرمخو (عمال الانصاف و الرفق)

۵. مالیات‌دهندگان (اهل الخراج)

۶. تاجران و صنعتگران (التجار و اهل الصناعات)

۷. فقیران و درماندگان (ذوی الحاجه و المسکنه)

اما سپاهیان به اذن پروردگار، حافظ و پناهگاه مردم، زینت زمامداران، [تا اینجا ص ۱۲۴ کتاب] عزت و شوکت دین و راههای امنیتند. قوام مردم جز بوسیله‌ی آنان ممکن نیست و برقراری سپاه نیز جز به مالیات امکان‌پذیر نمی‌باشد، زیرا آنها با مالیا، برای جنگ با دشمن تقویت می‌شوند و برای اصلاح کارها به آن تکیه می‌کنند و با آن رفع نیازمندیهای خویش را می‌نمایند. سپس این دو گروه (سپاهیان و مالیات دهنگان) جز با گروه سوم قوام و پایداری نمی‌پذیرند و آنها عبارتند از: قضات و کارگزاران دولت و کاتبان. زیرا آنها قراردادها را استحکام می‌بخشند. مالیاتها را جمع‌آوری می‌کنند و در مسایل خصوصی و عمومی به آنها اعتماد و اطمینان می‌شود. و همه‌ی این گروهها بدون بازرگانان و صنعتگران قوامی ندارند. زیرا آنها امکانات زندگی را فراهم می‌کنند ودر بازارها عرضه می‌نمایند و وسایل و ابزاری را می‌سازند که از عهده ی دیگران ساخته نیست. سپس قشر پایین، نیازمندان و از کارافتادگان هستند که باید مورد مساعدت و یاری قرار گیرند. و حاکم از عهده‌ی این وظایف الهی بر نخواهد آمد، مگر با تلاش فراوان و کمک الهی. و اینکه خود ملزم به اجرای حق کند و در برابر مشکلات بزرگ و کوچک صبر پیشه سازد.

درتقسیم‌بندی طبقات جامعه، نیروهای نظامی و دفاعی در صدر طبقات قرار می‌گیرد زیرا تا امنیت داخلی و خارجی برای کشور حاصل نشود، سایر بخش‌های دولتی و خصوصی امکان فعالیت نخواهند داشت.}۱

ارجاعات:
۱ـ کتاب: دولت اسلامی/ نویسنده: مجید سید قریشی/ ناشر: دفتر نشر معارف، قم/ چاپ اول ۱۳۸۷/ صص ۱۲۲، ۱۲۳، ۱۲۴، ۱۲۵

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.