آخرین اخبار : 

عقل، یا تعقل نقاد (کاوشگر) در تفکر مولوی

عقل، یا تعقل نقاد (کاوشگر) در تفکر مولوی

%d8%b9%d9%82%d9%84-%d9%85%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c

{باید گفت این نکته را که مرحوم [ملا هادی] سبزواری متذکر شده است، نه تنها بیان یک حقیقت در شخصیت معرفتی مولوی و سبک حکمتی او در کتاب مثنوی است، بلکه پاسخ کاملاً قانع کننده‌ای است به آن پندار سخیف که می‌گوید: مولوی و امثال او از عقل گریزانند و حتی برخی از این اشخاص در این باره مقاله‌ها و کتاب‌ها نیز [تا اینجا صفحه ۲۲۵ کتاب] نوشته‌اند.

آن چه که با نظر به مجموع سخنان مولوی باید مطرح کرد، این است که مولوی سه قسم عقل را در آثار خود ـ مخصوصاً در مثنوی ـ مطرح کرده است:

قسم یکم

«عقل جزئیِ نظری» است، که به جهت تکیه بر حواس طبیعی و مواد خام که همان محسوسات و پدیده‌های عالم عینی خارجی است، نمی‌تواند به درک و دریافت حقایق فوق محسوسات و پدیده‌های مزبور باشد. متأسفانه اکثریت قریب به اتفاق مردم هم می‌خواهند در همهٔ معارف و علوم از این قسم استفاده کنند و در نتیجه در قلمرو معارف فوق محسوسات و جزئیات به خطا می‌افتند، ولی در عین حال، مولوی در آن موارد که موضوع بحث و بررسی دربارهٔ تنظیم محسوسات عینی است یا برای شناخت خود آن‌ها، یا وسیله قرار دادن آن‌ها برای وصول به واقعیات بالاتر، عقل جزئی نظری را محکوم نمی‌کند، بلکه بدان جهت که میدان اختصاصیِ همین عقل است، به تبعیت از آن را توصیه می‌کند.

قسم دوم

«عقل سلیم» است، که یکی از دو حجت الهی برای بشر است. این عقل سلیم یا هدف‌گیری‌های عالی در عرصهٔ «حیات معقول»، یا مقدمات صحیح و مناسبی را برای وصول به آن اهداف تهیه می‌کند و در شکل براهین و بیّنات، امکان پیشرفت را برای رسیدن به آن اهداف، میسّر می‌سازد. هم چنین، فهماندن این حقیقت که در حقایق عالی، استدلال به وسیله عقول جزئی امکان‌پذیر نیست. به وسیلهٔ همین عقل سلیم است که اثبات می‌کند:

پای استدلالیان چوبین بُوَد

پای چوبین سخت بی تمکین بُوَد

سرتاسر کتاب مثنوی، برخورداریِ بسیار فراوان از این عقل سلیم برای مقاصد[تا اینجا صفحه ۲۲۶ کتاب] حِکَمی و عرفانی است، زیرا بدیهی است که آن همه مطالب متنوع و بی‌شمار که مولوی مطرح کرده، از قبیل قضایای بدیهی نبوده است که برای پذیرش آن‌ها به بیان و طرح آن‌ها کفایت کند، بلکه آن مطالب پر از قضایای نظری است که نیازمند به اثبات می‌باشند.

قسم سوم

«عقل کل» است، که گاهی قابل تطبیق بر عقل فعال است که حکمای مشّایی معتقدند، و در بعضی از موارد، قابل تطبیق بر صادر نخستین است که «عقل اول» نامیده شده است. گاه دیگر، قابل تطبیق بر خداست که این موارد کم است.}۱

ارجاعات:

۱ـ کتاب: علل و عوامل جذابیت سخنان مولوی/ مولف: علامه محمدتقی جعفری/ ناشر: موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، تهران/ چاپ دوم، پاییز ۱۳۸۶/ صص ۲۲۵،۲۲۶،۲۲۷

 پیام مدیر سایت ظفرمند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.