آخرین اخبار : 

ملکه فرح پهلوی از بی وفایی ثریا نسبت به شخص شاه می گوید!

ملکه فرح پهلوی از بی وفایی ملکه ثریا نسبت به شخص شاه می گوید!

%d9%85%d9%84%da%a9%d9%87-%d8%ab%d8%b1%db%8c%d8%a7

به گفته ملکه فرح پهلوی: رضاشاه فقید در دوران جوانی خود مدتی مهتر اصطبل پدربزرگ ثروتمند ثریا اسفندیاری همسر دوم محمدرضاشاه پهلوی بوده است.

ملکه ثریا در هنگام فرار به رُم به محمدرضا شاه گفته بود: من به خاطر موقعیت پادشاهی که داشتی، با تو ازدواج کردم!

ملکه ثریا با کنایه به دختران رضاخان می‌گفت: اگر شما دخترها (اشرف و خواهرانش) فرزندان رضاشاه نبودید، تا پایان عمر بدون شوهر می‌ماندید!

{ثریا از یک طایفه عشایری بزرگ ایران و متعلق به ایل بختیاری بود. او موقعی که همسر محمدرضا شد، گروهی از تفنگداران ایل بختیاری را به تهران آورد تا محافظت از اقامتگاهش را به عهده بگیرند. همچنین رییس دفتر خود و خدمتکاران و ندیمه‌هایش را از میان اقوام نزدیکش انتخاب کرد.

ثریا که از مادری آلمانی متولد و در آلمان بزرگ شده بود، اصالت ایلی داشت و اجداد او از فئودال‌های بزرگ بودند. ثریا به دیدهٔ تحقیر به خانواده پهلوی نگاه می‌کرد.[تا اینجا صفحه ۲۹۵ کتاب] بعدها آقای «صاحب اختیار» که از زمان ازدواج فوزیه، سرپرستی خدمهٔ کاخ سعدآباد را به عهده داشت و در عروسی ملکه ثریا اسفندیاری نقش مهمی ایفا کرده و بسیار مورد توجه ثریا بود‌ داستانهای زیادی در مورد تکبّرو نخوت ملکه ثریا برایم تعریف می‌کرد و از جمله گفت که او فامیل شاه را افرادی تازه به دوران رسیده و بی‌اصل و نسب می‌دانسته و از رضاشاه به عنوان رضا مهتر یاد می‌کرده است!

از بازی‌های جالب روزگار یکی هم این بوده که رضاشاه فقید در دوران جوانی خود مدتی مهتر اصطبل پدربزرگ ثروتمند ثریا اسفندیاری بوده است…. .

به گفته آقای صاحب اختیار، آنچه که مایهٔ مباهات و تبخیر زیاد ملکه ثریا می‌شد، زیبایی بیش از حد او بود. زیبایی خارق‌العاده ثریا(که مدیون شباهت او به مادر آلمانی‌اش بود) و عشق و علاقه شدید محمدرضا نسبت به وی باعث شده بود که ثریا رعایت مقام و منزلت والای محمدرضا را به عنوان سلطان ایران نکند. او همچنین به شاهدخت اشرف و شاهدخت شمس با دیدهٔ تحقیر نگاه می‌کرد و در هر موقعیتی از ایراد کنایه‌های خرد کننده نسبت به آن‌ها دریغ نمی‌نمود!

آن طور که آقای صاحب‌اختیار تعریف می‌کرد، یک بار به والاحضرت اشرف گفته [تا اینجا صفحه ۲۹۶ کتاب] بود: «اگر شما دخترها (اشرف و خواهرانش) فرزندان رضاشاه نبودید، تا پایان عمر بدون شوهر می‌ماندید!»

ارتشبد خاتمی که در مسافرت اجباری ۲۵ مرداد ماه ۱۳۳۲ محمدرضا و ثریا، خلبان مخصوص و همراه آن‌ها بود، بطور خصوصی برایم تعریف کرد که در بغداد، ثریا که تصور نمی‌کرد محمدرضا موفق شود بار دیگر به سلطنت ایران برگردد و پادشاهی او را خاتمه یافته تلقی می‌کرد، در یک گفتگوی پر تنش با محمدرضا به او گفته بود: «من به خاطر موقعیت پادشاهی که داشتی، با تو ازدواج کردم و حالا که باید با تخت سلطنت خداحافظی کنی، باید با من هم خداحافظی نمایی!» محمد رضا در پاسخ به او گفته بود: «ولی من به خاطر عشقی که به شما پیدا کردم، دست به این ازدواج زدم» و باز ثریا جواب دلسرد کننده‌ای داده و گفته بود: «اما من متأسفانه نمی‌توانم چنین چیزی در مورد شما بگویم!»

سه روز بعد اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای روی داد و در ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ مجدداً سیر حوادث به نفع محمدرضا تغییر کرد و با سقوط دولت دکتر محمد مصدق، محمدرضا در میان استقبال بی‌نظیر مردم تهران به کشور بازگشت. ثریا همراه محمدرضا به ایران نیامد و مدتی در رُم ماند. پس از چند هفته تصمیم گرفت به ایران باز گردد و زخم زبان‌هایی را که در آن سه روز بحرانی به محمدرضا زده بود، جبران کند. اما محمدرضا که احساساتش به شدت جریحه‌دار شده بود تصمیم گرفت از ثریا جدا شود.

آقای صاحب‌اختیار برایم تعریف کرد که در این جدایی، اشرف و شمس، مشوق اصلی محمدرضا بودند. آن‌ها که از حرف‌های سرد ثریا به محمدرضا در رُم مطلع شده بودند، تحریکات علیه ثریا را افزایش دادند و به محمدرضا گفتند ثریا با رئیس‌دفتر خود ارتباط نامشروع دارد. رئیس دفتر ثریا جوانی خوش سیما و از اقوام بختیاری او بود.

همچنین گزارشهایی به محمدرضا رسید که نشان می‌داد ثریا به شخصی به نام[تا اینجا صفحه ۲۹۷ کتاب] قره‌گوزلو که از جوانان ورزشکار و خوش سیمای آن روز تهران بود، ارتباط دارد.

من این اخبار را ساختگی می دانم و معتقدم اشرف و شمس که موقعیت را برای ضربه زدن به ثریا مناسب دیده بودند، کوشیدند نهایت استفاده را از فرصت پیش آمده به عمل بیاورند و محمد رضا را وادار به جدایی از ثریا کنند.

محمد رضا به خاطر عشق و علاقه مفرطی که به ثریا داشت، حتی حاضر شده بود با مسئله نازایی او کنار بیاید …، قبول کرده بود شاهپور غلامرضا را به ولیعهدی خود برگزیند. اما ثریا در جریان تبعید سه روزه محمد رضا به خارج از کشور و در موقع اقامت در رُم، بیوفایی کامل خود را به شاه نشان داده و علاوه بر بیان مکنونات قلبی خود، محمدرضا را هم تنها گذاشته و به تنهایی به خرید و تفریحات شبانه می‌رفته است.

محمد رضا در مراجعت به ایران نتوانست این تحقیر را تحمل کند و مقدمات جدایی از ثریا را آماده نمود.[تا اینجا صفحه ۲۹۸ کتاب]}۱

ارجاعات:

۱ـ کتاب: دختر یتیم فرح پهلوی(جلد اول)/ به کوشش: احمد پیرانی/ ناشر: انتشارات به آفرین، تهران/ چاپ دوم، ۱۳۸۷/ صص ۲۹۵و۲۹۶و۲۹۷و۲۹۸

پیام مدیر سایت ظفرمند

 


  1. . گفت:

    فوق العاده مسخره بود اطلاعاتتون

    فکر کنم که کم لطفی از شماست

    ممکنه اطلاعات غلط باشد اما مسخره بودن ساز ناجوری است که انسانهای مغرض به صدا در می آورند
    ما منبع نوشته را ذکر کردیم

  2. لیلا گفت:

    کار درستی کرد اخه موندن و کنار امدن با ایرانیان جنون محضه

    از این که نظرتان را نوشتید ممنونم

  3. محمد هادی ایزدی گفت:

    واقعا خواندن مطالب متنوع شما برایم لذتبخش بود.

    ممنونم که در بازدید از سایت ما کامنت گذاشتید و نظر لطف خویش را شامل حال ما کردید
    مرسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.