آخرین اخبار : 

زیبایی چیست؟(تعریف زیبایی و اقسام آن از نظر فلاسفه غرب و علمای اسلام و قرآن)

زیبایی چیست؟(تعریف زیبایی و اقسام آن از نظر فلاسفه غرب و علمای اسلام و قرآن)

%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c

{… گرایش به زیبایی و زیباآفرینی امری فطری در درون انسان و خدای یکتا که زیباست، این زیبایی را در سرشت انسان ملحوظ و پنهان نموده است، تا به تناسب روحی که از روح زیبای خویش در کالبَد انسان دمیده است، انسان را به سوی ذات زیبای خود سیر دهد و از انسان موجودی زیبا آفرین سازد، که امیر سفیران الهی فرموده است:

إنَّ اللهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الْجَمَالَ

وَ یُحِبُّ أنْ یَرَی أثَرَ النِّعْمَةِ عَلَی عَبْدِهِ (کلینی، کافی ۶:۴۳۸:۱و ۴ و ۱۴؛ شیخ طوسی، أمالی: ۲۷۵؛ عیاشی ۲:۱۴؛ شیخ صدوق، الخصال ۲: ۶۱۲؛ طبرسی، مکارم الاخلاق :۱۰۳ و …)

خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد و دوست دارد اثر نعمت را بر بنده‌اش ببیند.[تا اینجا صفحه ۳۴ کتاب]

هگل در لزوم حسّ زیباشناسی در روح و تفکر انسان می‌گوید:

«فیلسوف بایستی همان اندازه شادابی زیباشناسی را دارا باشد که هنرمند و شاعر.

آنان فاقد احساس زیباشناسی‌اند؛

آن‌ها فیلسوفان لفظ‌اند.

فلسفه ی روح، فلسفه ی زیباشناسی است. بدون احساس زیبا شناسی، انسان نمی‌تواند نکته‌سنج باشد و حتی در باب تاریخ قادر به استدلال نخواهد بود.»(G.W.F.hegel: jugendschriften. Gesamte Werke. Suhrkamp Suhrkamp 1986 .236-234

به نقل از عبادیان محمود، مقاله‌ی تأملی در آرای زیبا شناسانه‌ی هگل.)

تعریف زیبایی

زیبایی از مفاهیم مبهم و ناشناخته نیست؛ همه زیبایی را می‌شناسند و به نوعی تفسیر می‌کنند.

انسان‌ها زیبایی را از مفاهیم نسبی می‌دانند. شاید کم‌تر مفهومی باشد که مانند زیبایی مورد نزاع واقع شود. در چینش اشیا و آراستن و پیراستن آن‌ها، همه بر سر زیبایی اختلاف ایجاد می‌کنند و هر کس ایده و نظر خود را زیبا می‌شمرد و بر اساس همین نظرات است که به تعداد انسان‌ها، ایده‌ها و سلیقه‌ها بروز می‌کند و ما از آن به [تا اینجا صفحه ۳۵ کتاب] اختلاف سلیقه تعبیر می‌کنیم.

… علامه‌ی جعفری رضوان الله علیه در سر در گمی اندیشمندان در تعریف زیبایی می‌فرماید:

«در تعریف زیبایی شاید نتوان به یک تعریف جامعی دست یافت. زیبایی در حالی که یک مفهوم قابل درک و لو به معنای حداقلی برای همگان است، ولی همانند ده‌ها مفاهیم دیگر در عین سادگی و قابل فهم بودن، مورد اتفاق نظر واقع نمی‌شود. ”فاصله‌ی میان یک دسته گل، با زیبایی نمود عاطفی مادران و فاصله‌ی این دو با شب مهتاب و فاصله‌ی آنها با آبشار زیبا و فاصله‌ی آنها با یک آهنگ موزون و دلپذیر فاصله‌ی همه این‌ها [تا اینجا صفحه ۳۶ کتاب] با زیبایی عدالت و حق‌گرایی روح و غیر ذلک، به قدری زیاد است که با هیچ مفهومی دارای هویت روشن، نمی‌توان آنها را جمع کرده و زیبایی را با آن تعریف نمود”.»(جعفری محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه ۱۷:۲۰۱)

نبودن اتفاق نظر بر سر تعریف زیبایی باعث نشده است که کسی تعریف ارایه ندهد.

افلاطون در رساله‌ی «ضیافت» نظرات خود را از قول سقراط، درباره‌ی رابطه‌ی عشق با زیبایی چنین بیان می‌کند که ”نطفه‌ی عشق در روز تولد زیبایی، بسته می‌شود و بنابراین عشق در جستجوی زیبایی و خواهان آن است”.

در اسطوره‌ی افلاطون زیبایی مقدم بر عشق است و باید باشد تا عشق پدید آید و بنابراین ارزشمندتر است، اما زیبایی، خود لایه‌های معنایی متفاوتی دارد.[تا اینجا صفحه ۳۷ کتاب]

افلاطون زیبایی را چنین تعریف می‌کرده است:

«هر آن چه را که ما در این دنیا می‌بینیم، سایه‌ای است از زیبایی‌های بالا.(جعفری محمدتقی، زیبایی هنر از دیدگاه اسلام: ۱۷۵)

همچنین معروف است که افلاطون زیبایی را چنین تعریف می‌کرده است: «زیبایی هماهنگی میان اجزا است با کل».

علامه محمدتقی جعفری نیز در تعریف زیبایی با این دیدگاه می‌فرماید: [تا اینجا صفحه ۳۹ کتاب] «هر مجموعه‌ای نگارین که مرکب باشد از اجزایی متنوع که هر یک از آن اجزای کمال وجودی خود را بدون تزاحم با اجزای دیگر نمودار بسازد، زیباست.(جعفری محمد تقی، زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام: ۱۷۴)

هگل در تعریف زیبایی می‌گوید: «هر نمودی که آن ایده‌ی کل در آن بیشتر جلوه کرده باشد، زیباتر است.» (جعفری محمد تقی، زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام:۱۷۵) [تا اینجا صفحه ۴۰ کتاب]

… علامه‌ی جعفری در بیان نهایی خویش زیبایی را این گونه تعریف نموده است:

«زیبایی نمودی است نگارین و شفاف که بر روی کمال کشیده شده است، و کمال عبارت است از: قرار گرفتن هر موضوعی در مجرای بایستگی‌ها، و شایستگی‌ها.(جعفری محمد تقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه ۱۷:۲۰۱، زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام:۱۷۴)

و در مقالی دیگر گفته‌اند:

«زیبایی محسوس پرده‌ای‌ست نگارین و شفاف که بر روی کمال کشیده شده است.(همان ۲۰:۲۵۰ و ۲۶:۱۰۸)[تا اینجا صفحه ۴۱ کتاب]

از خواجه نصیرالدین طوسی(ره) نقل است که دانشمند بزرگ شیخ طوسی(ره) شب‌ها را به مطالعه و مداقّه در علوم سپری می‌نمود، و از حلّ غموض و مجهولات علمی چنان به وجد می‌آمد و لذت و زیبایی عجیبی را درک می‌کرد که فریاد بر می‌آورد:

أینَ أبنَاءَ المُلُوکِ مِن هِذِه اللَّذَّة؟

شاهزادگان کجایند تا لذت مرا ببینند؟(خواجه نصیر الدین طوسی، جامع المقدمات، آداب المتعلمین: ۳۲۸)[تا اینجا صفحه۴۲ کتاب]

پس نظم، رابطه‌ای ناگسستنی با نظم و کمال عالم دارد و مناسب این مقام چقدر زیبا سروده است، حکیم شبستری رضوان الله علیه:

جهان چون خطّ و خال و چشم و ابروست

که هر چیزی به جای خویش نیکوست

***

اگر یک ذره را برگیری از جای

خلل یابد همه عالم سراپای (شبتری محمود، به نقل از سعادت پرور علی، شرحی بر گلشن راز: ۳۴۰، ۶۷)

… آیت‌الله معرفت رضوان الله علیه در مصاحبه‌ای می‌فرماید:

«ما مکرر این نکته را گفته‌ایم که اصلاً زیبایی همان نظم است، برخی گفته‌اند: ”زیبایی را نمی‌توان تعریف کرد”، ولی به نظر ما تعریف زیبایی این است: ”وجود تناسب میان اموری که در کنار هم قرار گرفته‌اند.” [تا اینجا صفحه ۴۳ کتاب] صورتی زیباست که ابرو و چشم و … آن متناسب باشد. اگر بینی کسی دراز باشد، آن صورت دیگر زیبا نخواهد بود.» (مصاحبه با آیت الله معرفت، فصلنامه انتظار، شماره ۱۳)

هر یک از گونه‌های جانوری هم نوع خویش را زیبا می‌بیند!

همانگونه که بعضی اشاره کرده‌اند، زیبایی، مفهومی انتزاعی و ذهنی است و وجود خارجی ندارد؛ می‌دانیم برای کشش حیوانات به یکدیگر، علتی انتزاعی به نام زیبایی وجود دارد، یک لاکپشت برای لاک‌پشت دیگر زیباست و او از صورت یک انسان لذتی زیبا نمی‌برد. یک اسب در دیده‌ی اسب زیباست و نوع شیر و پلنگ برای او زیبایی ندارند. در صورتی که اگر زیبایی وجودی خارجی غیر انتزاعی و ثابت داشت، باید این کشش در همه‌ی حیوانات یکسان و به یک سو یافت می‌شد؛ در صورتی که هر نوع از حیوانات، نوع خویش را زیبا می‌بیند و علت آن زیبابینی، درک نظم و کمال وجود خویش با همتای از نوع خود است و چون حس می‌کند که کمال و نظم زندگی‌اش با نوع خویش کامل می‌شود، آن را زیبا در می‌یابد… .[تا اینجا صفحه ۴۴ کتاب]

ایمانوئل کانت در کتاب نقد زیبا شناختی‌اش، در تبیین زیبایی می‌گوید:

«هیچ تعریف کاملی را نمی‌توان برای زیبایی ارایه داد، چون ممکن نیست که از یک اصل مربوط به ذوق، مفهوم شیئی را با خصوصیات ویژه‌ی آن همراه ساخت؛ سپس با قرار دادن در مقدمات یک قیاس صوری، این نتیجه را اخذ کرد که فلان شیئ زیباست، پس تماشای آن خوشایند است، پس لذت می‌بریم.

برای تشخیص این که چیزی زیباست یا نه، تصور را نه به کمک قوه‌ی فاهمه به عین (object) برای شناخت، بلکه به کمک قوه‌ی متخیّله (imagination)، به ذهن و احساس لذت و الم آن نسبت می‌دهیم.

بنابراین حکم ذوقی به هیچ وجه نه یک حکم شناختی و در نتیجه منطقی است، بلکه حکمی زیباشناختی است که از آن بر می‌آید و فقط مبنای ایجابی آن فقط می‌تواند مبنایی ذهنی باشد.»(کانت ایمانوئل، نقد قوه‌ی حکم، ترجمه‌ی عبدالکریم رشیدیان: ۹۹)[تا اینجا صفحه ۴۵ کتاب]

…بر اساس تعریف کانت از زیبایی که مبنای آن را ذوق و رضایت محض می‌داند، در همان جهت، در کلامی دیگر می‌گوید:

«ذوق، قوّه ی داوری درباره‌ی یک عین یا یک شیوه‌ی تصوّر، از طریق رضایت باشد یا عدم رضایت بدون هر علاقه‌ای است. به هر حال متعلق چنین رضایتی زیبایی نامیده می‌شود.»(کانت ایمانوئل، نقد قوه‌ی حکم، ترجمه عبدالکریم رشیدیان: ۹۹)

هگل درباره‌ی فهم از زیبایی، قایل به انتزاعی بودن آن و خلق ذهنی زیبایی است و معتقد است، ذهن زیبایی را با ابزار حسّ و خیال دریافت می‌کند و با تطبیق آن صورت، با عالَم مُثُل افلاطونی، زیبایی را درک می‌کند. او می‌گوید: «تابش مطلق یا مثال از پس حجاب جهان محسوسات، زیبایی نام دارد. لازمه ‌ی مفهوم زیبایی این است که عین یا موضوع آن محسوس باشد. یعنی چیزی واقعی باشد که در حواس در آید، مانند تندیسی یا ساختمانی یا آهنگ موسیقی دلنوازی یا دست کم صورت ذهنی[تا اینجا صفحه ۴۷ کتاب] چیزی محسوس، مانند آن چه در شعر آفریده می‌شود. پس عین زیبا خودش را برحواس عرضه می‌کند، ولی بر ذهن و روح هم جلوه می فروشد. زیرا وجود حسی محض به خودی خود زیبا نیست. بلکه فقط هنگامی زیبا می‌گردد که ذهن پرتو فروغ مثال را از خلال آن ببیند… نخستین صورت محسوسی که مثال در آن خود را نمایان می‌سازد و از این رو نخستین صورت زیبایی، طبیعت است.»(ترنس استیس والتر، فلسفه ی هگل، ترجمه ی حمید عنایت: ۶۱۷ تا ۶۱۹)

هگل زیبایی را تجلی معقول یا صورت عقلی در امر محسوس می‌داند.

زیبایی در دو ساحت طبیعت و هنر متجلی می‌شود و این هر دو ساحت واجد وجهی محسوس می‌باشند؛ اما خود زیبایی امری محسوس نیست، بلکه صورتی است معقول.

همانگونه که مشاهده شد، از تعاریف اندیشمندان غربی هم تعریف جامعی از زیبایی به دست نمی‌آید، بلکه آنان نیز در خلال گفتارشان از نسبی بودن زیبایی و محسوس بودن و غیر محسوس بودن آن یاد کرده‌اند.[تا اینجا صفحه ۴۸ کتاب]

…آن چه از میان کلمات گذشته قابل استفاده است، این است که زیبایی مفهوم نسبی و وامدار اعیان منظم خارجی است و البته نظم و کمال خارجی اعیان، ثابت و دارای حقیقت است؛ پس هر کس چشمی باز به واقعیت داشته باشد، زیبایی را درک خواهد کرد؛ مگر اینکه کسی به نظم موجود ایمان نداشته باشد، یا اساس نظم را چیز دیگری بپندارد که پر واضح چنین کسی از حقیقت دور است؛ یا اینکه کسی از روی عناد و هوس منکر واقعیت شود، که از این رو زیبایی در مذاق او رنگ دیگری خواهد یافت.

با این توصیف زیبایی مفهومی رها و بی‌ضابطه نیست، که هیچ ملاک و محل ارجاعی نداشته باشد و اگر از نسبی بودن آن سخن گفته شد، به این دلیل است که زیبایی فرع درک و قبول نظم و کمال است؛ از این رو چون انسانها در این درک متفاوتند، مفهوم زیبایی در مذاق آنها دچار تغییر می‌شود. حال اگر همه‌ی انسانها نگرش بر واقعیات داشته باشند، در درک زیبایی اختلاف نخواهند داشت.[تا اینجا صفحه ۴۹ کتاب]

اقسام زیبایی

گاه این نظم و کمال که منشأ زیبایی است، در دید همگان قابل رؤیت است و در نتیجه زیبایی حاصل از آن محسوس است و گاه این زیبایی محسوس مکنون در اشیا و از رموز آفرینش است، که قسم دوم جمالی است که محسوس اهل دانش و بینش است و نه همگان.

گاهی هم این زیبایی حاصل از نظم، از جنس محسوس نیست و بر زبان و قلم جریان نمی‌یابد، تا بتوان آن را در السنه و اوراق به نمایش گذاشت و فقط درک کردنی است.

زیبایی را می‌توان به شیوه‌ی زیر تقسیم‌بندی کرد:

ـ زیبایی محسوس مانند گستره‌ی طبیعت که محسوس حواس پنج‌گانه است و وجود خارجی دارد، خواه آشکار باشد، یا پنهان در پس اشیا.

ـ زیبایی غیر محسوس که خود اقسامی دارد:

مانند تصویر شکل یافته در خیال انسان که صرف تصاویر مخلوق[تا اینجا صفحه ۵۰ کتاب] قوه‌ی خیال است، مانند پری دریایی و …

و این زیبایی‌ها وجود خارجی ندارند، لکن به کمک محسوسات خارجی و تجزیه و ترکیب آنها در خیال انسان ساخته و پرداخته می‌شود.

زیبایی معقول مانند مفاهیم کلی زیبا عبارتند از:

زیبایی‌های قوه‌ی عاقله، مانند زیبایی قیاس برهانی که هم شکل و صورت آن منظم و زیباست و هم مواد آن یقینی و کامل است، مانند مُدرَکات قلب و روح آدمی، از قبیل زیبایی‌های جلوه‌های ذات الهی و زیبایی‌های ملائکه و عالم مجرّدات و …

امیرالمومنان علی(ع) در تقسیمی، زیبایی در وجود انسان را این گونه یاد می‌فرماید:

الجَمَالُ الظَّاهِرُ حُسنُ الصُّورَةِ، الجَمَالُ البَاطِنُ حُسنُ السَّریرَةِ ـ زیبایی ظاهری نیکویی صورت است، و زیبایی باطنی نیکویی ذاتی است.(آمدی، غررالحکم و دررالکلم: ۲۵۴ : ۵۳۳۵)

با این تقسیم، جمال و زیبایی هم به زیبایی محسوس اطلاق می‌شود و هم به زیبایی غیر محسوس؛ هم به زیبایی جسمانی گفته می‌شود و هم به زیبایی روحانی.[تا اینجا صفحه ۵۱ کتاب]

کانت که اندیشمند غربی است، در یک نگاه، زیبایی را هم در هنر می‌بیند و هم در طبیع. هگل نیز این تفاوت میان هنر مادی و معنوی را دریافته است و گفته است: «… تنها هنر است که به راستی زیباست. زیبایی طبیعی همان اندازه از زیبایی هنری پست‌تراست که طبیعت از روح، زیرا هنر آفریده‌ی روح است.»(والتر ترنس استیس، فلسفه ی هگل، ترجمه ی حمید عنایت: ۶۲۰ تا ۶۲۲)

هگل در مرزبندی و استقلال زیباشناسی استدلال می‌کند که زیبایی هنری زاییده‌ی روح سوبژکتیو (subjective)و نتیجه کارکرد[تا اینجا صفحه ۵۲ کتاب]ذهن است و به همین سبب از زیبایی طبیعی برتر است و دلیل دیگر برتری زیبایی هنری، خاستگاه زیبایی طبیعی است که زاییده‌ی روح ابژکتیو (objective) است و در مقام مقایسه با زیبایی هنری اهمیت کمتری دارد.

او معتقد است که زیبایی هنری از آن جا که محصول کارکرد نیروی آفریننده‌ی ذهن انسان است، برتر از زیبایی طبیعی است که در آفرینش آن انسان نقشی نداشته است.

منابع دینی ما، هر دو گروه از این زیبایی‌ها را در رابطه ی با خدا مطرح کرده‌اند.

خدای یکتا خلق و ایجاد طبیعت را به عنوان مظهر تشریح می‌کند و زندگی دست‌نخورده و بِکر طبیعت را، زیبا معرّفی می‌کند و می‌فرماید:

وَ لَکُمْ فیها جَمالٌ حینَ تُریحُونَ وَ حینَ تَسْرَحُون(نحل:۶) و در آنها ـ چهارپایان ـ برای شما زیبایی و شکوه است، به هنگامی که آنها را به استراحتگاهشان باز می‌گردانید، و هنگامی که ـ صبح‌گاهان ـ به صحرا می‌فرستید!

بعضی از مفسرین قرآن کریم زیبایی مطرح شده در این عبارت را، با دقت و فکر، چنین رمزگشایی کرده‌اند:[تا اینجا صفحه ۵۳ کتاب] «ـ جمال جامعه به استقلال، خودکفایی، تولید و توسعه‌ی دامداری است.

ـ جمال و زینت، یکی از نیازهای طبیعی فرد و جامعه است.

ـ جمالِ جامعه، در حرکت و تلاش است، نه رکود و خمود.

ـ جمال در حرکتِ جمعی است نه تک روی!

ـ جمال، در خدمتِ مردم بودن است، نه فقط فکر سیر کردن شکم خود.

ـ جمال، تحتِ امرِ چوپان عاقل بودن است، نه رها و یله بودن.»(قرائتی محسن، تفسیر نور ۶: ۳۶۸)

قرآن کریم در میان هزاران جلوه‌ی دلربای طبیعت، زیبایی افق‌ها و آسمانها را بازگو می‌کند و با این التفات، فکر و ذهن بشر را به خلقت زیبای الهی که برخاسته از کمال درایت و تدبیر اوست، می‌کشاند. تعدادی از آیات کلام‌الله عهده‌دار بیان تعقل در آسمانها هستند… .[تا انجا صفحه ۵۴ کتاب]

خدای یکتا در کلام خویش می‌فرماید:

أَفَلَمْ یَنظُرُواْ إِلیَ السَّمَاءِ فَوقَهُمْ بَنَیْنَاهَا وَ زَیَّنَّاهَا وَ مَا لهَا مِن فُرُوج (قاف: ۶)

آیا آنان به آسمان بالای سرشان نگاه نکردند که چگونه ما آن را بنا کرده‌ایم، و چگونه آن را ـ به وسیله‌ی ستارگان ـ زینت بخشیده‌ایم و هیچ شکاف و شکستی در آن نیست؟!

إنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزینَةٍ الْکَواکِبِ(صافات: ۶)

ما آسمان نزدیک ـ آسمان پایین ـ را به زینت ستارگان تزیین کرده‌ایم. [تا اینجا صفحه ۵۵ کتاب]

… در باب زیبایی‌های معنوی و معقول نیز خدای یکتا با ما سخن گفته است … .

به عنوان نمونه، استقامت انسان و استواری او را در ناملایمات، زیبا معرفی می‌کند… .

صفت صبر، زیبایی معقولی است که عقل حکم به زیبایی آن می‌کند… . [تا اینجا صفحه ۵۶ کتاب]

قرآن کریم، بر اساس حکم عقل دستور می‌دهد:

فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً(معارج: ۵) شکیب باش، شکیبایی زیبا.

وَاصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمیلاً (و بر آن چه می‌گویند شکیبا باش و از آنان دوری گزین، دوری گزیدنی زیبا.)

عفو و چشم پوشی از خطای دیگران، از زیبایی های معقول است… . [تا اینجا صفحه ۵۷ کتاب]

بر همین اساس قرآن کریم می‌فرماید:

فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمیل(حجر: ۸۵) با عفو و بخشش زیبا از لغزشهای مردم در گذر.

از جمله زیبایی‌های مطرح شده در قرآن کریم، زیبایی ایمان است؛ ایمان زیباست … . [تا اینجا صفحه ۵۸ کتاب]

خدای یکتا انسان را با همه ابعاد مادی و معنوی و در همه‌ی ساحات وجودی زیبا آفرید و فرمود:

وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ

و شما را صورتگری کرد صورتی زیبا و دل پذیر.

ابن‌عباس که علم تفسیر قرآن را از محضر امیرالمومنان علی(ع)[تا اینجا صفحه ۶۰ کتاب] استفاده برده است، در تفسیر کلام خدای یکتا می‌گوید:

«در زیباترین صورت یعنی مستوی‌القامه و مستقیم و سایر حیوانات سرافکنده و افتاده بر صورت هستند مگر آدمی.»(طبرسی، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن ۲۷: ۱۶۸)

… خدای متعال عالم را زیبا آفرید و عالم زیبا را در موجودی به نام انسان خلاصه نمود و او را مرآت ذات جمیل خویش قرار داد، پس انسان کامل زیباترین موجود عالم است، زیرا که او آیینه‌ی تمام‌نمای ذات زیبای خدای یکتاست.[تا اینجا صفحه ۶۱ کتاب]}۱

ارجاعات:

۱ـ کتاب: جز زیبایی ندیدم (شرحی بر کلام حضرت زینب(س)،ما رأیت الا جمیلا/مولف: علی اکبر رنجبران تهرانی/ ناشر: مجتمع فرهنگی عاشورا، تهران/ چاپ اول، ۱۳۹۰/ صص ۳۳ ـ ۶۱

 پیام مدیر سایت ظفرمند


  1. ... گفت:

    واقعاابسیار جالب بود

    نظر لطف شماست
    متشکرم

  2. حیدر ایران خواه گفت:

    سلام
    دنبال تعاریف زیبایی از دیدگاه فلاسفه غرب و ایران بودم که به سایت شما برخوردم با معرفی این کتاب کمکی زیادی به من کردین . واقعا از زحماتی که برای تهیه این مطالب کشیده اید بسیار ممنون هستم.

    علیکم السلام
    از حضورتان در این وبسایت خوشحالیم
    و خرسندیم از اینکه مطالب این وب توانست برای شما مفید واقع شود.
    بهترین ها را برای شما آرزومندم
    در پناه حق

  3. بهترین وبسایتی که تاحالا دیدم. ازتون
    متشکرم

    نظر لطف شماست
    ما هم از شما به دلیل حضور و گذاشتن این پیام متشکریم
    در پناه حق

  4. berna.ir گفت:

    وای خیلی خوبه ساییتون

    نظر لطف شماست
    از حضورتان در این سایت خرسندم
    کسب رضایت شما بازدیدکنندگان محترم آرزوی قلبی ماست

  5. سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست اندرکاران وبسایت به این خوبی سپاسگزارم

    علیکم السلام
    متشکرم از حضور و نظر لطفتان
    جلب رضایت شما همان چیزی است که مدیریت این سایت به دنبال آن است
    مرسی

  6. ناشناس گفت:

    جالبه

    ممنونم از نظر لطفتان

  7. یه بنده گفت:

    مرسی

    متشکرم

  8. سلام.وبسایتتون خیلی خوب و مفیده.به کارتون ادامه
    بدین

    علیکم السلام
    نظر لطف شماست
    تا جایی که بتونیم ادامه میدیم
    ممنونم از حضورتان

  9. http://apdi.ir گفت:

    سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست اندرکاران وبسایت به این خوبی سپاسگزارم

    علیکم السلام
    نظر لطف شماست
    ما هم از حضور بازدیدکنندگان خوبی چون شما خرسندیم

  10. سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست اندرکاران وبسایت به این خوبی سپاسگزارم

    علیکم السلام
    نظر لطف شماست
    ما هم از حضورتان خرسندیم

  11. seocode.ir گفت:

    مطلب بسیار خوبی بود.ممنون

    نظر لطف شماست
    مرسی

  12. اقا لینک مطلبو من پیدا نکردم.میشه راهنماییم کنید؟

    کدوم مطلبو
    بگید راهنمایی میکنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.