آخرین اخبار : 

تاریخ و عقاید اقوام ایرانی تا قبل از ظهور زرتشت

نام مقاله : مختصری از تاریخ باستان و عقاید اقوام ایرانی تا قبل از ظهور زرتشت

گردآورنده  : نقی اصغری

       ff

توضیحی مختصر درباره ی این نوشتار :

در این نوشتار سعی شده که به صورت مختصر به تاریخ ایران باستان و اعتقادات اقوام ایرانی و آریایی تا قبل از ظهور حضرت زرتشت  پرداخته شود . این نوشتار بخشی از تحقیق دانشگاهی ام بوده است که در نوشتار « آیا حضرت زرتشت پیامبر است ؟ » درباره ی آن توضیح داده ام . در واقع این نوشتار باید در ابتدای نوشتار « آیا حضرت زرتشت پیامبر است ؟ » خوانده شود . این دو نوشتار که به صورت خلاصه ارایه گردید یک فصل از یک تحقیق گروهی با نام « ادیان ایران باستان » می باشد که مسئولیت انجام این فصل بر عهده ی این بنده ی حقیر بوده است .

بحث در زمینه ی ادیان میترائیسم و زرتشت بسیار است و ما نمی توانیم همه ی آنها را در یک نوشتار ساده و کوتاه بیان کنیم . هدف ما از ارایه ی این نوشتار فقط آشنایی مختصر با اقوام ایران باستان و اعتقادات آنها بوده است که همین اندک آشنایی می تواند در انجام مطالعات بیشتر راهگشا باشد .  

فهرست مطالب موجود در این مقاله :

۱ ـ ایران قبل از ورود آریایی ها 

۲ ـ دین و آیین اقوام ایرانی الاصل 

۳ ـ شاخه های آریایی و علل مهاجرت آنها

۴ ـ اقوام آریایی

۵ ـ قوم سکاها و دین آنها

۶ ـ دین ایرانیان درزمان ظهور زرتشت

۷ ـ منابع مورد استفاده در این نوشتار

 ایران قبل از ورود آریایی ها      

سرزمین ایران قبل از ورود آریایی ها دارای اقوامی بوده است که به آنها ایرانی الاصل گفته می شود . البته این بدین معنا نیست که به طور قطع همه ی این اقوام خاستگاهشان ایران باشد ، اما چون این اقوام تاریخ مشخصی ندارند و نمیتوان به یقین گفت که آنها خود از کدام سرزمین به این مکان آمده اند چاره ای جز قبول ایرانی الاصل بودن آنها نداریم .  بیشتر مورخین لحظه ورود آریایی ها را مبنای قضاوت خود قرار می دهند . با این نگاه ، در لحظه ورود آریایی ها  اقوامی در ایران حضور داشتند که پیشینه بسیاری از آنها مشخص نیست اما به این دلیل که آنها سالها و شاید قرنها زودتر از آریایی ها این  سرزمین را یافته بودند و در آن زندگی می کردند آنها را اقوام ایرانی الاصل می گویند . در منابع تاریخی به وفور از این اقوام صحبت به میان آمده است که می توان از آنها به شکل زیر نام  برد :

« ۱– قومهای اوتی و آلبانی درسرزمین آذربایجان کنونی ۲ – کادوسی ها در دره آخارچای و قره سو و احتمالاً در طالش ، کسپی به احتمال یک نامگذاری عام برای این قبایل است ۳ – آماردی ها از دلتای سفیدرود ( آماردوس باستانی ) تا دلتای هراز نزدیک شهر بابل ۴ – تپیرها که نام طبرستان از نام آنها گرفته شده است  ۵ – اناریک ها ( یعنی غیرآریا )گاهی در غرب و گاهی در شرق منطقه خزر جنوبی ذکر شده اند که یک نام عمومی برای ساکنان امروز گیلان و مازندران است . هیچ یک ازاین قبایل به استثنای هیرکانی ها در منابع شرقی نیامده است اما با همه این گفته ها کارهای دست ساخته برجسته مربوط به پایان هزاره دوم وآغاز هزاره اول پیش از میلاد که درطالش ، گیلان و مازندران کشف شده (مارلیک ، املش , …) بدان ها تعلق دارد » . ( تاریخ ایران دوره ماد / ترجمه بهرام شاگلونی / ص ۱۱۱ )

البته در منابع تاریخی از ۱۰ تا ۱۵  قوم به عنوان ایرانی الاصل نام برده شده است که پیش از ورود آریایی ها در ایران حضور داشته اند و هرکدام از زبان و گویش خاصی برخوردار بوده اند که با توجه به کمی اسناد و آثار بجا مانده نمی توان در مورد خط و زبانشان به نتیجه گیری دقیقی رسید .

دین و آیین اقوام ایرانی الاصل

دین مردم ایران زمین قبل از ورود آریایی ها و حتی بعد از ورود آنان محل بحث و انتقاد است . نبود اسناد و یا هر نوع شیء و لوحی که بتوان از آن به نتیجه گیری دقیقی رسید ، شناخت اعتقادات مردم سرزمین فلات ایران را دشوار می سازد .

آنچه که مشخص است این است که « مذهب اولیه ایرانیان ، ناتوانی آنان را در مبارزه با طبیعت منعکس می کند . قبایل ایرانی ، حیوانات مقدس سگ و گاو را می پرستیدند . اینگونه پرستش یکی از بقایای جانورستایی (totemisme) است . پرستش آسمان ، آب و آتش بیش از همه رایج بود . پرستش ستارگان ، مخصوصاً خورشید که به وسیله خدای میترا مجسم می شد نقش خاصی داشت . پرستش میترا با کشاورزی و دامپروری پیوند دارد . میتراکه در ابتدا مظهر نیروهای مولد طبیعت بود ،  بعدها حامی مردگان و خدای جنگ شد . در مذهب ایرانیان قدیم معبد وجود نداشت . مراسم دینی- دعا و قربانی- درمحل هایی که مناسب تشخیص داده می شد برگزار می گردید » . ( تاریخ جهان باستان « جلد اول : شرق » / نوشته : آکازدان و … ترجمه دکتر محمد باقر مومنی و … / ص ۳۶۴  )

بعدها اعتقاد به ارواح پاک و خبیث نیز در این میان شکل میگیرد و به آن آنی میزم (Animisme) می گویند .

در این میان مغ پرستی و مهرپرستی ( میترائیسم ) نیز وجود دارد که در آن  ایزدان فراوانی مورد پرستش قرار می گرفتند . اصولاً این نوع اعتقادات حتی بعد از ظهور زرتشت نیز درایران رواج داشته است و به همین دلیل در هیچ کدام از سلسله های ماد ، هخامنشی ، اشکانی و ساسانی نمیتوان مذهب مشخصی را به عنوان دین رسمی ایران نام برد .

مِهر، میترا یا میثره از ایزدان باستانی آریایی یا هندوایرانی پیش از روزگار زرتشت است ، که معنی عهد و پیمان و محبت و خورشید نیز می‌دهد . نماد او خورشید می‌باشد . پس از ظهور زرتشت یکى از ایزدان یا فرشتگان آیین مزدیسنا گردید .

اقوام ایرانی هرآنچه را که مغ ها می گفتند مورد قبول قرار می دادند . از مهمترین اعتقادات آیین مغ پرستی و میترائیسم میتوان به انجام قربانین خونین اشاره کرد ؛ این مراسم مذهبی توسط مغ ها انجام می پذیرفت . در این مراسم از نوعی مشروب که از یک گیاه به نام «هوم» ساخته می شد استفاده می گشت . این مشروب را مغ ها می ساختند و در هنگام برگزاری مراسم به مردم می دادند . مردم نیز  با خوردن این ماده سکرآور به احساس مستی دست می یافتند و به حساب خودشان آماده انجام مراسم مذهبی می شدند .

بعدها گیاه شاهدانه که از آن بنگ و حشیش ساخته می شود نیز به این مراسم اضافه شد . مغ ها شیوه ی استفاده از این گیاه مخدر را از قوم سکاها یاد گرفته بودند .آنها سنگهای بزرگی را گداخته می کردند و سپس شاهدانه را برروی آن می ریختند ، دودی که از سوختن شاهدانه بلند می شد در فضا می پیچید و این پس از نوشیدن مشروب هوم مورد استشمام مردم قرار می گرفت و برمیزان مستی آنها ما افزود . پس از آن قربانی های خونین صورت می گرفت و بنا به میزان خطری که مغ آن را پیشگویی کرده بود گله های عظیمی از اسب یا گاو و یا … قربانی می شدند . این مراسم هرگاه که مغ ها اعلام خطر می کردند برگزار می شد و رقص و پایکوبی نیز بخشی از آن بود .

در منابع تاریخی در مورد مغان ذکر شده است که : « درباره اصل دین آنان- مغان -که با پارسیان فرق داشته اطلاعات اندکی در دست است .آنان گروهی مجزا را تشکیل می دادند و ازدواج با محارم نزدیک را تجویز می کردند … در برابر پارسیان که مردگان خود را دفن می کردند ، مغان اجساد را در معرض سباع یا طیور طعمه خوار می گذاشتند تا آنها را پاره کنند » . ( ایران از آغاز تا اسلام / ترجمه دکتر محمد معین / ص ۱۸۱ )

در این دوره از زندگی مردم ایران ترس از ارواح پلید باعث می شدکه آنها دندانهای ببر،گرگ و… را به مانند سرخپوستان درگردن بیاویزند و به سحر و جادو که توسط روحانیون ( مغان ) انجام میگرفت روی آوردند . همه اینها نقطه قوتی بود در برابرانسان اولیه که می بایست با قهرطبیعت کنارآید . 

 شاخه های آریایی و علل مهاجرت آنها

« مفهوم واژه آریا به صورگوناگون روایت و تعبیر شده است ، معانی اصیل ، نجیب ، میهمان نواز وآزاده نمونه هایی از آن می باشند » . ( تاریخ ایران و باستان «جلد اول و دوم» / نوشته اردشیر خدادادیان / جلد اول / ص ۲۱ )

در مورد سرزمینی که آریایی ها قبل ازآغاز مهاجرت در آنجا سکونت داشته اند بحث های فراوانی وجود دارد اما چون هیچ یک از نظریه ها به یقین نزدیک نشده است ، بنابراین حتی مشخص کردن مسیرحرکت آنها به سمت ایران ، هند و اروپا ؛ و از سوی دیگرعلل مهاجرت آنها کار بسیار دشواری به نظر می رسد . زمان مهاجرت این اقوام نیز محل اختلاف است که ما با تکیه بر معروفترین نقل قولها دراین مورد دست به نتیجه گیری می زنیم .

«آریایی ها عنوان کاربردی علمی- تاریخی است که مورخین ، زبان شناسان ، قوم شناسان و نژادشناسان برای مردمانی به کار می بردند که به هند و ایران مهاجرت کرده اند . به دنبال این اطلاق اقوام خویشاوند با آنها را چون یونانیان ، رومیان ، اسلاوها ، ژرمن ها وکلت ها(سلت ها) زیرعنوان هند و ژرمن برای پژوهشگران و دانشمندان آشنا هستند . به تعبیری دیگر می توان گفت که ایرانیان و هندی ها …دارای مشترکات قومی و فرهنگی دیرینه ای هستند » . ( تاریخ ایران و باستان «جلد اول و دوم» / نوشته اردشیر خدادادیان / جلد اول /  ص ۲۱ )

اقامتگاه اولیه آریایی ها به درستی مشخص نیست اما برخی ازتاریخ نویسان آن را در شمال کوههای هندوکش و یا اندکی فراترازآن درروسیه ،حوالی دریاچه آرال و در اطراف رودخانه جیحون و سیحون تا امتداد شمال خاوری افغانستان امروزی می دانند .

پژوهشها نشان می دهد که در هزاره ی دوم پیش از میلاد بخشی از آریاها یا « هندی های دوره ی بعد  » به منطقه ای وارد می شوند که بعدها هندوستان خوانده می شود . شاخه ای نیز از طرف مغرب وارد فلات مرتفعی می شوند که به آن  ( آریانا – Aryana ) یا سرزمین آریاها ( Arierland ) گفته اند و به فارسی امروزی ( ایران Iran ) خوانده می شود . این شاخه را  بعداً  ایرانیان می نامند .

سرزمین های دیگری نیز از آریایی ها استقبال کرده اند که از آن جمله می توان سه شبه جزیره بزرگ واقع در دریای مدیترانه ، فرانسه ، جزایر بریتانیا ، سرزمین های شمال اسکاندیناوی و نیمه شمالی روسیه را نام برد . براساس تحقیقات جدید جنوب روسیه نیز بعدها مشمول این قاعده شده است و  در مجموع به همه ی این ها عنوان « هند و ژرمن » تعلق گرفته است .

به هرحال شاخه ای از آریاها درحدود سال ۱۶۵۰ پیش از میلاد وارد بخش شمال خاوری فلات ایران شدند . پیش از ورودآریاها ، حوریان وکاسیان در فلات ایران حضور داشته و زندگی می کرده اند که در مقابل ورود آریاها ، ناگزیر از ترک فلات ایران شدند و جای خود را به آریایی ها دادند . باورودآریایی ها به ایران و بیرون راندن مردمان بومی ساکن دراین فلات ،آریایی بودن به صورت یکی از شرایط حاکمیت و حتی صلاحیت زیستن دراین ناحیه درآمد . در مراحل بعدی پیش از این که پادشاهی شاهزاده بودن خود را ثابت کند ، باید در ابتدای امر ، تعلق خود را به نژاد آریایی ثابت می نمود .

زندگی آریایی مبتنی بریک زندگی ساده شبانی بود . آنها از راه دامپروری امرار معاش می کردند و حتی بعد از ورود به ایران نیز همین شیوه را ادامه دادند .

علل فراوانی برای مهاجرت اقوام آریایی از اقامتگاه اولیه شان بیان گردیده است که هرکدام از آن علل در جای خود محل قوت و اشکال است . از مهمترین این دلایل باید به افزایش جمعیت آریاها دراقامتگاه اولیه شان ، فقدان مراتع وچراگاههای کافی در مقابل ازدیاد دام ها ، هجوم اقوامی دیگر به آنها برای تصاحب زمینهای بیشتر ، یافتن چراگاههای بهتر برای انجام زندگی شبانی ، درگیری های میان قبیله ای و قومی ، هجوم سرما و یخبندان های شدید و… اشاره کرد .

اقوام آریایی

شاخه ای از مهاجران آریایی که وارد فلات ایران شدنده اند به سه قوم پارس، ماد و پارت تقسیم شده اند . این سه قوم آریایی ، هر کدام در منطقه ای از خاک سرزمین ایران سکنا می گزینند . قوم پارس به قوم ماد بسیار نزدیک بود . بعضی مواقع در تاریخ ایران ، از حکومت پارس ها به عنوان دنباله ی حکومت مادها  نام می برند .

« مادها در شمال غربی فلات ایران ، در جنوب دریای خزر، ساکن بودند… شخصی به نام دیااکو … حکومت ماد را بنیان نهاد » . ( تاریخ جهان باستان « جلد اول : شرق » / نوشته : آکازدان و … ترجمه دکتر محمد باقر مومنی و … / ص ۳۵۴ )

در این بخش مبحثی را از فرهنگ معین می آورم تا به ما در درک اعتقادات باستانی کمک نماید : « از مذهب ماد نیز اطلاع درستی در دست نیست ولی از تصویر برجسته‌ای که در «قیزقاپان» از دوره ماد پیدا شده و آن پادشاه و روحانی را در دو طرف مشعل آتش‌ نشان می‌دهد ، برمی‌آید که مادها هم میتراپرست و آتش‌پرست بوده‌اند و اگر گفته تاریخ نویسان راست باشد که زردشت از کنار دریاچه «چیچست» برخاسته باید گفت مادها نیز به دو نیروی اهورامزدا و اهریمن عقیده داشتند ، بنابر عقیده همین محققان مغ‌ها که طایفه روحانی مادها بودند ، مذهب را با سحر و جادو آلوده ساختند و زردشت چون خواست دین را پاک گرداند مغ‌ها بر او شوریدند وی به ناچار به باختر رفت و در آنجا دین خود را گسترد » .

حکومت مادها که در حال توسعه ی قلمرو خود بودند توسط قبایل پارس متوقف گردیدند ، قبایل پارس با مادها روابط خویشاوندی نیز داشته اند . همدان ( هگمتانه ، اکباتان ) در این دوره به عنوان مرکز حکومت مادها به شکوفایی رسید . پارس ها نیز در همسایگی مادها در دامنه ی کوههای زاگرس زندگی می کردند .

« البته تا حدود ۶۶۷ پیش از میلاد بر اثر فشارهای سیاسی و نظامی آشوریان از جنوب دریاچه ی ارومیه به خطه پارس در جنوب ایران مهاجرت کرده بودند » . ( تاریخ ایران و باستان «جلد اول و دوم» / نوشته اردشیر خدادادیان  / جلد اول / ص ۲۳۰ )

در بین طوایف پارسی ، خانواده ی هخامنشی از نجیب ترین طایفه پارسی به شمار می آمد و سرانجام کوروش بزرگ موفق شد که حکومت ماد را تصرف نماید و اکباتان پایتخت مادها را به عنوان پایتخت خویش قلمداد کند سپس بابل را به تصرف خود در آورد و آن را پایتخت دوم خویش سازد . حکومت پارس ها با حمله ی اسکندر به پایان می رسد.

قوم پارت که یکی دیگر از سه قوم آریایی بود بعدها علیه اسکندریان (سلوکیه) شورش کردند و توانستند حکومت اشکانیان را تشکیل دهند . پارت ها خود را از نسل آرش کمانگیر می دانستند . به عقیده ی بسیاری از مورخین پارت ها هم از اقوام « سکاها » بوده اند که بحث در این زمینه بسیار است اما در نهایت تحقیقات نشان می دهد که سکاها نیز یکی از اقوام آریایی بوده اند .

« این قوم یکی از سه  قوم  بزرگ  سکایی به شمار می آمد که بخشی از قوم اصیل و بزرگ « داهه » به شمار می آمده است . مردم داهه بر کرانه ی شرقی دریای مازندران به صورت چادرنشینی زندگی می کردند … . این قوم پس از مرگ اسکندر به سرزمین پارت و شاید باختر ( بلخ ) آمده و در آن سامان سکنی گزیده است … زمان حمله ی این قوم … ظاهراً مصادف است با سال بر تخت نشستن ارشک یعنی سال ۲۴۷ پیش از میلاد مسیح » . ( تاریخ ایران و باستان « جلد اول و دوم » / نوشته اردشیر خدادادیان / جلد دوم  / ص ۱۰۲۹ )

در مورد قوم پارت و این که نام این قوم ازکجا گرفته شده است مشهورترین قول ها این است که «  اصطلاح پارت که در منابع غربی شناخته شده   پرثوه  – است و بعضی ایران شناسان این کلمه را به معنی « جنگجو –  سواره » گرفته اند » . ( ایران از آغاز تا اسلام / ترجمه دکتر محمد معین / ص ۲۷۷ )

سه قوم پارت ، پارس و ماد که تحت عنوان اقوام آریایی از آنان نام بردیم مهاجرینی بوده اند که وارد ایران شدند اما قوم دیگری نیز بوده است که تا مرزهای ایران پیش آمدند اما وارد فلات ایران نشدند این قوم سکاها هستند که بعدها بر تاریخ و مذهب مردم ایران تاثیرات فراوانی گذاشتند .

قوم سکاها و دین آنها

قوم سکاها ازقبیله های بزرگ تشکیل شده بودند که می توان به مهمترین آنها تحت عنوان « سیتاها » ، « داهه » ، « ماساژت ها » و … اشاره کرد .

سکاها در منطقه ای زندگی می کردند که بعدها « اترپاتن-آذربایجان امروزی » نامیده شد . ماساژت ها نیز غالباً لباس سکاها را برتن می کردند و به شیوه آنها زندگی می نمودند . در این زمینه به آنچه که در یک کتاب تاریخ آمده اشاره می کنیم :

« سکاها تیره های متعددی بودند که در قلمرو وسیعی ازجغرافیای اروپا وآسیای قدیم سکنی گزیده بودند . قلمرو سکاها را در شمال تا بخش جنوبی رود دانوب وکرانه دریای سیاه و حاشیه دریای کاسپین یا  بحر خزر نوشته اند و بیشترین محدوده فعالیت آنها آسیای مرکزی بوده است . سکاها هیچگاه دارای حکومت و یا دولت و قانون نبوده و به شیوه ی قبیله ای زندگی می کرده اند » . ( تاریخ ایران و باستان « جلد اول و دوم » / نوشته اردشیر خدادادیان  / جلد اول / ص ۲۶۸ )

آنها سوارکارانی ماهر و جنگجو بودند به طوری که کوروش بزرگ در جنگ با ماساژت ها کشته شد و حضرت زرتشت نیز به روایتی درجهاد با همین اقوام به شهادت رسید . تقریباً آنها بیشتر پادشاهان ایران را شکست داده بودند و هرازگاهی به مرزهای ایران می تاختند . حتی داریوش اول نیز نتوانست آنها را شکست دهد . اگرچه درکتیبه های باقی مانده از دوره ی داریوش به شکست سخت سکاها توسط داریوش اول اشاره شده اما تاریخ نویسان آن را رد می کنند و معتقدند که اگر هم چنین چیزی روی داده باشد فقط در سرحدات مرزی ایران بوده است .

در مورد عادات و اعتقادات قوم سکاها گفته ها بسیار است . مثلا « هر مردی با یک زن ازدواج می کند ولی زنان به همه مردان تعلق دارند … ماساژت ها این عادت را به وفور و گستردگی در جامعه ی خود دارند ، یک مرد ماساژت هر زنی را که بخواهد در اختیار او قرار می گیرد … طول عمرانسانها در نزد ماساژت ها حد و مرزی ندارد ولی اگرکسی خیلی پیر وکهنسال شود ، همه خویشان و وابستگان اوگرد هم آمده و او را می کشند . همزمان با کشتن او جانوران متعلق به او مانند اسب و سایر چهارپایان او را از بین می برند . پس از کشتن حیوانات متعلق به شخص مقتول ، گوشت مقتول  واین حیوانات را پخته و به گونه ای نا زیبا همه آن را سیر می خوردند . این کار به عنوان خوشبخت ترین پایان زندگی یک انسان در نزد ماساژت ها قلمداد می شد . ولی اگر کسی براثر بیماری فوت کرده باشد ، گوشت او را ماساژت ها نمی خوردند بلکه او را در زیر خاک دفن می کردند . برای شخصی که براثربیماری فوت کرده بود چنین پایانی ، خوب و خوش تلقی نمی شد ؛ … ازخدایان تنها خدای آفتاب را می پرستیدند و در راه او اسب قربانی می کردند … [ومعتقدند] که به پرشتاب ترین و نیرومندترین خدایان ، پرشتاب ترین و نیرومندترین جانوران تعلق دارد و باید در راه او قربانی کرد . شاید شباهتی میان خدای آفتاب … ماساژت ها با میترای ایرانیان و هندوان بتوان یافت » . ( تاریخ ایران و باستان « جلد اول و دوم » / نوشته اردشیر خدادادیان  / جلد اول / ص ۲۶۹ )

پادشاهان اشکانی نیز در جنگ با سکاها تلاش بسیارکرده اند تا آنجا که « در دوران زمامداری اشکانیان … اردوان دوم با آنان مقابله کرد و درسال ۱۲۴ ق.م ازهمین اقوام (یوئه چی-Yue Tschi) زخمی سهمگین برداشت و براثر آن درگذشت » . ( تاریخ ایران و باستان « جلد اول و دوم » / نوشته اردشیر خدادادیان / جلد دوم  /  ص ۱۶۳۶ ) همین اقوام بعدها تشکیل دولت داده اند که به آنها امپراطوری کوشان گفته اند . بعدها مهرداد دوم اشکانی ۷۸-۱۲۴ ق.م توانست بر سکاها پیروز شود تا جایی که آنها تا مدتها نتوانستند این شکست را فراموش کنند .

البته گروهی دیگررا نیزتحت عنوان هیاطله نام می برند که آنها را نیز ازکوشانی ها و سکاها دانسته اند که پاره ای از مورخین آن را رد می کنند . پیروز اول پادشاه ساسانیان درجنگ با هیاطله به دست آنها افتاد و از دنیا رفت . سرانجام انوشیروان به کمک ترکان ، هیاطله را برای همیشه از بین برد . البته نیاز است گفته شود که ایرانیان به دلیل هجوم هرکدام از این قبیله ها به مرزایران همه ی آنها را سکاها می نامیدند و به همین دلیل جداسازی این قوم ها به طور دقیق از یکدیگر کاری بسیار دشوار خواهد بود . نکته مهم این است که در قوم ماساژت ها و سکاها زنان نیز می توانستند به فرمانروایی برسند . همچنین مردان به دیدگاههای زنان احترام می گذاشتند .

اعتقادات پست و منحط سکاها بعدها برروی اقوام ایرانی تأثیرات فراوانی را به جای گذاشت به طوری که استفاده ازمشروب هوم و گیاه شاهدانه (که از آن بنگ و حشیش ساخته می شد) توسط مغ های میترائیسم را برگرفته از این قوم می دادند . حتی ازدواج با محارم و اعتقاد به اشتراک زن را که درایران باستان رواج داشت ، نتیجه تأثیرفرهنگ سکاها بر ایران قدیم می دانند به طوری که مزدک که خود را پیامبر می دانست به جرم اعتقاد به اشتراک زن ـ که نتیجه پیروی پیروان او از فرهنگ سکاها بود ـ محکوم به نابودی گشت و انوشیروان پادشاه زرتشتی دولت ساسانی ، دستور به قتل عام مزدکیان داد البته برخی از محققین داشتن عقیده اشتراک زن را توسط مزدک نپذیرفته اند و در صورت پذیرفتن نظریات این دسته از محققین داشتن  چنین عقیده ای تنها به عنوان یک برچسب توسط دشمنان مزدک مطرح خواهد بود .

مخالفت انوشیروان جدای از بحث های سیاسی می تواند به عنوان عدم مقبولیت اشتراک زن و زنا درتعالیم زرتشتی باشد .

لازم به ذکر است که حضرت زرتشت نیز با قبایل سکاها به نبرد پرداخته و حتی بنا بر روایتی به دست آنها کشته شد . کوروش ، داریوش و تقریباً بیشتر پادشاهان ایران با قبایل سکایی جنگیدند و این خود دلیلی براین بحث است که ایرانیان ، سکاها را دشمن بزرگی برای دین و کشور خویش می دانستند .

دین ایرانیان در زمان ظهور زرتشت         

تا قبل از ورود دین زرتشت ، ایرانیان عقاید مختلطی از دین های قومی و قبیله ای داشته اند . « این اعتقاد مردم باستان پیش از زرتشت بود . پیداست که پیش از زرتشت خدایان بسیار وجود داشتند ، مثل خدای اینتار یا ایندراIndra  که کشنده اژدها و آورنده ی باران بود و قدرتی همچون خدایان المپ در یونان و زئوس داشته است . اما هیچگاه از او به عنوان خدای خدایان یاد نشده است . میترا خدای عام و مورد قبول اکثر اقوام و طوایف آریایی باستان ، در هرجا و درهرکشور بوده است . سرزمینی نبوده که او را نستوده باشد . او مظهر پاسداری و ایمان است و حافظ عهد و میثاق و نگهبان قول و قرار در برابر عذر و فریب و نقض پیمان می باشد … . آریاییان باستان ؛ عدل و داد و راستی را از صفات خاص آشا می دانستند .آشا درواقع جنبه ی طبیعی- ماوراء طبیعی دارد و این می رساند که پیش از زرتشت با آن که مردم اکثراً قوای طبیعی را تقدیس می کرده اند ، با این حال به شکل بسیار ابتدایی به قوای طبیعی- مافوق طبیعی همچون آشا معتقد بوده اند … » . ( ایران از آغاز تا اسلام / ترجمه دکتر محمد معین / ص ۱۸۱ )

درهمین زمان ، مغ پرستی و وجود ایزدان فراوان که برگرفته از دین و اعتقادات قومی و قبیله ای بود ، رواج داشت « درمعاهده ای که بین پادشاه ختیان (هیتیان) و حاکمی از مردم میتانی منعقد شده ؛ نام میترا (مهر)، وارونه ، ایندره و نستیه یاد شده است که همه خدایانی هستند که در میان خویشاوندان نزدیک میتانی شناخته شده بودند . هند و اروپاییان در همان زمان درهند مستقر شدند و بعضی از خدایان ایشان در میان ختیان و کاسیان نیز شناخته شده اند . هند وایرانیان در خصوص تربیت اسب ، پیمان نامه هایی به جا گذاشته اند … که عبارتند از خدای بزرگ ، رب النوع عناصر طبیعی ، قلل جبال ، طوفان و باران و ربة النوع بزرگ که گاهی آفتاب و گاهی زمین محسوب می شده است » . ( ایران از آغاز تا اسلام / ترجمه دکتر محمد معین / ص ۷۳ )

مثلاً قوم کاسیان که در محوطه ی زاگرس اسکان داشته اند معتقد به دینی اختلاطی از آیین های مختلف بوده اند که درآن خدایانی از منشأ آسیایی درکنار خدایان بابلی و … وجود داشته است . مثلاً شوریاشن ، سوریای هندو ، ماروتاش یا ماروت هندی و بوریاش که بورآس یونانی باشد . به نظر می رسد که اسب نشانه ای الهی در قوم کاسیان بوده است که برگرفته از قوم میتانی بوده است . خدای بومی «کاشو» نیز وجه تسمیه نام قوم کاسی بوده است .

در زمان ظهورزرتشت مغ ها روحانیون جوامع مختلف ایرانی بوده اند . آنها مراسمات دینی و قربانیان خونین را برگزار می کردند . این مراسمات که با مصرف مشروب هوم و دود شاهدانه همراه بوده است به صورت مجلل برگزار می شد . البته ایرانیان دارای معبد نبوده اند و هر زمان در مکانی نسبت به برگزاری این مراسمات با دستور مغ اقدام می کردند .

« ما از گفته های هرودتوس ، می دانیم که پارسیان خورشید (مهر) ، ماه ، زمین (زم) ، آتش (آترا) ، آب (اپم نبات) و باد (وهیو) را پرستش می کردند… » . ( ایران از آغاز تا اسلام / ترجمه دکتر محمد معین / ص ۱۸۰ )

همچنین « مهر» خدای خورشید ، خدای عدالت و فدیه که خدای بسیار کهن ایرانی است و «آناهید» رب النوع آب ها ، حاصلخیزی و تولید که تأثیر عقاید غیر ایرانی را نشان می دهد از احترام والایی برخوردار بوده اند . دراین میان پارسیان مردگان خود را دفن می کردند درحالی که مغان اجساد را در معرض سباع یا طیور طعمه خوار می گذاشتند تا آن ها را پاره کنند . در چنین زمانی زرتشت ظهور نمود و آیین وتعالیمی را با خود آورد که به عنوان اولین آیین یکتاپرستی مورد قبول همه ی تاریخ نویسان است.

آنچه که از پژوهش محققان داخلی و خارجی بر می آید این است که آئین مهر پرستی بر همه ی ادیان بعد از خود تأثیر گذار بوده است . این تأثیرگذاری بیشتر از همه در آیین مسیحیت مشاهده می شود ، تا آنجا که  ارنست رنان در کتاب « مبدا مسیحیت » خود به سال ۱۸۸۲ میلادی می نویسد : « اگر واقعه مهلکی سد راه پیشرفت مسیحیت می‌گردید ، دنیا میترایی می‌بود » .

با ظهور دین زرتشت آیین میتراییسم بر آن نیز تأثیرگذار گردید و مهر به عنوان یکی از ایزدان دین زرتشت ظاهر شد . که در نوشتار دیگری به بررسی آیین زرتشت خواهیم پرداخت .

چون قرار است که این نوشتار به صورت خلاصه ارایه گردد از ورود به مباحث بیشتر درباره ی اشتراکات آئین میترائیسم با سایر ادیان و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری این آیین بر آیین های هم عصر خویش خودداری می کنم .

 

منابع مورد استفاده در این نوشتار :

۱ ـ کریستین سن ، پروفسور/ ایران در زمان ساسانیان / ترجمه رشید یاسمی/ انتشارات نگاه / تهران۱۳۸۷ چاپ دوم

۲ ـ آ.کاژدان ، ن.نیکولسکی ، آ.آبراموویچ و… / تاریخ جهان باستان « جلد اول : شرق » / ترجمه دکترمحمد باقر مومنی ، دکترعلی همدانی و محمد صادق انصاری / انتشارات فردوس / تهران ، چاپ اول ۱۳۸۶

۳ ـ گرشویچ ، ایلیا / تاریخ ایران دوره ماد « از مجموعه تاریخ کمبریج » / بهرام شالگونی / انتشارات جام / تهران ، چاپ اول ۱۳۸۷

۴ ـ خدادادیان ، اردشیر /  تاریخ ایران باستان ، « جلد اول » / انتشارات سخن / تهران ، چاپ دوم ۱۳۸۶

۵ ـ خدادادیان ، اردشیر / تاریخ ایران باستان ، « جلد دوم » / انتشارات سخن / تهران ، چاپ دوم ۱۳۸۶

۶ ـ گیرشمن ، رومن / ایران از آغاز تا اسلام / ترجمه دکتر محمد معین / انتشارات نگاه / تهران ، چاپ اول ۱۳۸۶

پیام مدیر سایت ظفرمند


  1. علی عباس نیا گفت:

    سلام.دوستان لطفا راهنمایی کنید.مقبره ای باستانی را سراغ دارم که درب ورودی ان الهه ای زن که فلوت مینوازد ودر دو طرف ان دو حیوان مانند پلنگ با بدنهای دراز قرار.دارد.سمبل که عرض کردم مربوط به کدام تمدن است.پیش از.اریایی ها یا بعد از ان.ممنون از راهنمایی.

    علیکم السلام

    پیام شما را تایید کردم تا اگر دوستان توانستند در این زمینه توضیحی بدهند لطف کنند و در همین قسمت بنویسند .
    بنده نیز در حد توانم سعی می کنم از کارشناسان تاریخ سوال کنم و پاسخی اگر داشتند در همینجا مطرح کنم
    اگر تصویری از آن مقبره دارید ارسال کنید
    با وجود تصویر بهتر می شود درخواست بررسی داد

  2. مهدی گفت:

    دوست عزیز تمام مقاله هات ذره ای ارزش ندارد چون همه چرندیات غربیهاست به نام علم که. به امثال شما خورانده شده. اریاییها تمدن ۷۰۰۰ساله دارند درجیرفت ولذا دوهزارسال قبل میلاد مهاجرتی درکارنبوده!

    دوست عزیز آنچه ما ذکر کردیم همه اش از منابع دانشگاهی بود و شخصیتهای علمی آن را نوشته اند که نام آنها به همراه کتابشان در همین مقاله ذکر گردید. مهاجرت آریایی ها در کتب تاریخ ذکر گردیده و آنچه شما نوشته اید خیالی بیش نیست .
    در مورد تمدن فراعنه در مصر گفته شده است که آنها بیش از زمانی که شما ذکر کرده اید تمدن داشته اند. اما آریایی ها مهاجران به ایران بودند و در ایران تمدن آنها با قوم ماد آغاز می شود. در ادامه پارس و پارت را داریم .
    شما باید یاد بگیرید که به نوشته های علمی تاکید کنید نه نظراتی که ناسیونالیست های افراطی ذکر می کنند.
    در ضمن وقتی ادعا می کنید باید ادعای شما مستند باشد.
    اگر حرفی دارید به کتابهای معتبر ارجاع بدهید تا ما هم به آنها رجوع کنیم تا صدق گفته های شما بر ما اثبات شود.

  3. هاجر سادات گفت:

    سلام
    بنده متنی که شما جمع آوری کردید، را مطالعه و از اون بهره بردم.
    متشکرم

    علیکم السلام
    ممنونم از این که بعد از مطالعه نظرتان را نوشتید
    و خرسندم از حضورتان در این سایت
    رضایت شما بازدیدکنندگان محترم از مطالب سایت موجبات دلگرمی ماست
    موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.