آخرین اخبار : 

جوک، لطیفه، بمب خنده، حکایت جالب، داستانک

جوک، لطیفه، بمب خنده، حکایت جالب، داستانک

یارو ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻏﺶ ﻏﺶ ﻣﯿﺨﻨﺪﻩ
ﻣﯿﮕﻦ: ﭼﯽ ﺷﺪﻩ؟
ﻣﯿﮕﻪ: رفتم مغازه اسگلشون کردم
میگن: چی کار کردی…؟
میگه: ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺨﺮﯾﺪﻡ!!!

……………………………

فرض کن تو ماشین نشستی کنار نامزدتون…
اون دستشو میزاره رو دنده، تو هم دستتو میزاری رو دستش…
بعد به هم لبخند میزنیـن
یهـو یه کـامیون میاد لهتون میکنه!
.

.

.

.
تا شما باشید بدونید که تو جاده جای این مسخره‌بازی‌ها نیست!!!

…………………………..

نابینا و گیلاس

نابینا: مگر شرط نکردیم از گیلاس‌های این سبد یکی یکی بخوریم؟
بینا: آره
نابینا: پس تو با چه عُذری سه تا سه تا می‌خوری؟
بینا: تو واقعا نابینایی؟!
نابینا: آره مادرزاد!
بینا: پس چطور فهمیدی من سه تا سه تا می‌خورم ؟!
نابینا: واسه این که من دو تا دو تا می‌خورم و تو معترض نمی‌شی!!!

…………………………………………..

یکی ﻧﻮﻥِ ﺧﻮﺷﮕﻠﯿﺶ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ …

ﯾﮑﯽ ﻧﻮﻥِ ﺑﺎﺯﻭ …

ﯾﮑﯽ ﻧﻮﻥِ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻫﻮﺵ …

ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﻧﻮﻥ ﻭ ﻣﺎﺳﺘَـﻤـﻮ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ

بفرمائید نون و ماست..

……………………….

زن به مرد گفت:

عزیزم تو از چیه من بیشتر خوشت میآد ؟

از اخلاق خوبم یا از بدن خوش فرمم !؟

مرد گفت: از هیچکدوم عزیزم! من از اعتماد به نفست خوشم میاد!!!

………………………………..

باران باشد
تو باشی
و یک خیابان بی‌انتها!!!

اونوقت
من میرم خونه، چون مریض میشم…
اصلاً من از آمپول میترسم!

…………………………………….

خانمی از شوهرش می‌پرسه: بجز من چند خانم دیگه در زندگیت وجود داره؟؟؟؟؟

شوهرمیگه: اوووه به اندازه موهای سرم!!!!

خانم گریه‌کنان میره تو اتاقش!

بعد از چند لحظه، خنده‌کنان میاد بیرون و رو به شوهرش میکنه و میگه:

ای کچل مسخره‌ام میکنی

سلامتی همه کچل‌ها

بیا کف خوشکله رو

…………………………………..

بابام واسه مامانم گل خریده، مامانم میگه: گله؟
بابام میگه: تا نظر کمک داور چی باشه!!!
من و بابام:خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
مامانمم برگشت گفت:
نظر کمک داور رو نمیدونم ولی نظر کمیته انظباطی اینه که:
امشب گشنه بخوابین تا منو دیگه مسخره نکنین!!!
من و بابام

……………………………………

رفاقت

تا حالا به رفاقت دو تا چشم دقت کردین؟
با هم باز میشن؛ با هم بسته میشن؛ با هم اشک میریزن؛ باهم میخندن؛ ولی وقتی فرد مورد علاقه رو میبینن فقط یکیشون چشمک میزنه!
نتیجه اخلاقی: «عشق گند میزنه توی هر چى رفاقته»

……………………………………

پیرمرد  به پیرزن گفت:

بیا یادی از گذشته کنیم،من میرم کافه تو بیا سر قرار و حرفای عاشقونه بزنیم 

فردا پیرمرد به کافه رفت ولی پیرزن نیومد! 

وقتی برگشت خونه دید پیرزن داره گریه می‌کنه! 

پرسید چرا گریه می‌کنی ؟؟

اشکاشو پاک کرد و گفت:

بابام نذاشت بیام!!!

…………………………..

ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ﭘﺎﯼ ﺩﺍﺭ ﺭﻓت …
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺖ ﺑﺎﻻﯼ ﺩﺍﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ
ﭼﺎﻗﻮ ﺩﺳﺘﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﯾﺪ…
ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺧﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﮔﻞ ﻧﮑﺮﺩ …
ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﯼ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩ …
ﺩﺭ ﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﻫﻢ ” ﺍﺻﻼ ” ﺑﺎ ﻫﻢ ﺟﻮﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ …
ﺑﺎﺭ ﮐﺞ ﻫﻢ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﺳﯿﺪ …
ﺑﻪ ﺩﻋﺎﯼ ﮔﺮﺑﻪ ﮐﻮﺭﻩ ﻋﺠﺐ ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ ﺍﻭﻣﺪ …
ﺗﺎﺯﻩ: ﮐﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺤﮑﻢ ﮐﺎﺭﯼ هم ﻋﯿﺐ ﮐﺮﺩ …
ﻣﺎﻩ ﻫﻢ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﺯﯾﺮ ﺍﺑﺮ ﭘﻨﻬﻮﻥ ﻣﻮﻧﺪ…
ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺁﻭﺭﺩ
ﻭ ﻇﻠﻢ ﻣﻮﻧﺪﮔﺎﺭ ﺷﺪ !!!
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺿﺮﺏ‌ﺍﻟﻤﺜﻞ‌ﻫﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻩ!!!

…………………………………………..

دوستی می‌گفت: اینقدر ناامید نباش…

حتی اگه گاو هم باشی، در صورتی که در جای مناسب قرار بگیری،

کسانی پیدا می‌شوند که تو را بپرستند!!

گفتم دستت درد نکنه! کلا  امیدوارم کردی!

………………………………………..

ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﮔﻔﺖ :
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
مثل آدم بزرگــا؟!
ﭘﺴﺮﮎ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :
ﻧـــــﻪ، ﻧـــــﻪ !!
ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﮑﯽ …

 


  1. درسا گفت:

    با حال بود مخصوصا آدم فضایی

    نظر لطف شماست
    موافقم

  2. شادی گفت:

    عالی بود مخصوصا جوک اخرممنون ازسایت تک تون

    نظر لطف شماست
    ممنونم از حضورتان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.