آخرین اخبار : 

نظریات ویلسون و لنین پیرامون قومیت

نظریات ویلسون و لنین پیرامون قومیت

در بروز و ظهور مسئله قومیتها در عرصه بین‌المللی قدرتهای بزرگ در مقاطع مختلف زمانی و بر حسب شرایط سیاسی حاکم بر روابط بین‌الملل و در راستای منافع خود نسبت به تهییج و ترغیب نضج‌گیری قومیتها در کشورهای دیگر به عنوان ظرفیت‌های سیاسی ـ اجتماعی اقدام کردند.

کامل‌ترین جلوه‌های اندیشه ایجاد ناسیونالیسم قومی که به وسیله ابرقدرتهای وقت ترویج و حمایت می‌شد، عبارت بود از: مکتب ویلسونی خودگردانی(حق تعیین سرنوشت) گروههای اقلیت که پس از جنگ جهانی اول مطرح شد و مفهوم «مارکسیست ـ لنینیستی» ملیت و خودگردانی.

با ظهور اندیشه‌های ناسیونالیستی و رواج آن در کشورهای مختلف، مسئله حق تعیین سرنوشت گروههای ملی اهمیت جهانی یافت. لیکن این مسئله زمانی که وودرو ویلسون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، آن را در اصول چهارده‌گانه خود در جنگ جهانی اول مطرح ساخت، از اهمیت صد چندانی برخوردار شد.

«مکتب ویلسونی» اندیشه «خودگردانی» همه ملیّتهای ساکن  در مرزهای امپراطوری مغلوب شده آلمان را افزایش داده و دولتهای عثمانی و روس را تشویق کرد و واداشت تا به طور ضمنی و مکرر خواستار تأسیس دولتهای مستقل برای اعراب، ارامنه، و کردها شوند.

از طرف دیگر، شوروی سابق که با انقلاب ۱۹۱۷ خود در رقابت با سایر قوای [تا اینجا صفحه ۳۰۵ کتاب] بین‌المللی سعی در جذب هر چه بیشتر قدرتهای آسیایی و آفریقایی داشت، به طرح اندیشه‌ای در خصوص حق حاکمیت ملی اقدام کرد. لنین در جریان مبارزه خود علیه نیروهای امپریالیستی غرب، تلاش کرد تا دوستی میلیونها آسیایی و آفریقایی را از طریق متحد کردن شوروی و مارکسیست‌های سراسر جهان با این مردم و حمایت از آرمان ملی آنها به دست آورد و به آنها حق خودگردانی ملی، از جمله حق استفاده از زبان ملی و آموزش به آن زبان وعده کند.

طبق اصول مارکسیسم ـ لنینیسم، حق خودگردانی به این معناست که یک ملت می‌تواند رأساً حاکم بر سرنوشت خود باشد. این ملت حق دارد با سایر ملل روابط فدرالی برقرار سازد و حتی از حق جدایی کامل نیز برخوردار است. بسیاری از رؤسای ایلی و بعدها نخبگان تحصیلکرده گروههای اقلیت زبانی و مذهبی خاورمیانه از این اندیشه‌ها الهام گرفتند و خواستار خودمختاری و تجزیه شدند. [تا اینجا صفحه ۳۰۶ کتاب]}۱

ارجاعات:

۱ـ کتاب: مطالعات امنیت ملی(مقدمه‌ای بر نظریه‌های امنیت ملی در جهان سوم)/نویسنده: علی ربیعی/ چاپ سوم ۱۳۸۴/ تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه/ صص۳۰۵ و ۳۰۶

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.