آخرین اخبار : 

آیین مانویت

آیین مانویت

آیین مانی

{مانی بنیانگذار این آیین از پدر و مادری ایرانی، در بابل که محیطی مساعد یعنی سرزمین پیشوایان و مبتکرین بوده است، متولد گردید. بابلیان مردمی از طوایف و اقوام مختلف بودند که بیشتر ادیان را به هم می آمیختند، چنان که می توان گفت فلسفه ایجاد یگانگی در میان عقاید و ادیان، قبل از مانی در آنجا رواج داشت، فلسفه ای که مانی به وجهی برجسته و به صورتی خاص مورد استفاده قرار خواهد داد.

ملک الشعرای بهار (که تحقیق ذیقیمتی درباره مانی و مانویت کرده است) در کتاب «زندگانی مانی»[زیرنویس کتاب: «زندگانی مانی» خطابه ای که در تاریخ بهمن ماه ۱۳۱۳  در دانشکده معقول و منقول از طرف ملک الشعراء بهار ایراد گردیده و سپس جداگانه چاپ و منشر شده است.] چنین نتیجه می گیرد: سرگذشت مانی جز آنچه از ولادت و نام یا لقب او که به (بایاء مجهول) باشد و زمان ظهور او که آن هم مربوط به اظهارات خود مانی است سایر قسمتها همه پریشان و بی سر ته و گاه از روی عداوت و حسد نوشته شده است… ولی آنچه از همه این اساطیر به دست می آید و به عقل و ذوق می چسبد آن است که مانی مردی ایرانی و مادرش از شاهزادگان اشکانی که [تا اینجا صفحه ۲۰۶ کتاب]در مملکت جبال حکومت داشتند بوده و پدرش در اواخر دوره پادشاهی پهلویان اشکانی از نیشابور یا همدان به بین النهرین رفته و از سعه مشربی که داشته با نبطیان و صابیان مخلوط شده و عاقبت داخل صابیان (مغتسله)گردیده است. (مغتسله مردمی بودند از صابیان که آنان را صابیه بطایح می نامیدند زیرا در نواحی بطایح که محلی بر ساحل دجله ساکن بودند و هر چه می خوردند قبلاً می شستند. به دو عالم نر و ماده با دو مبدأ نر و ماده قائل بودند که حتی سبزیها و غالب مأکولات در نزد آنان نر یا ماده است و از حیث اعتقاد به دو مبدأ شبیه به مانویان اند.)

مانی خود گوید: من در شهر بابل در سنه ۵۲۵ از تاریخ منجمین بابل و چهار سال گذشته از پادشاهی اردوان که تقریباً مطابق ۲۱۶ ـ ۲۱۵ باشد متولد شده ام در سیزده سالگی که سال دوم پادشاهی اردشیر باشد وحی بر من نازل شده است.

مرگش در زمان بهرام هرمزد بین سالهای ۲۷۷ـ۲۷۲ واقع شده است[زیرنویس: ابن الندیممی گوید: مانی در سال دوم از ملک (الفالوس) الرومی ظاهر شد و (مرقیون) قبل از او به صد سال ظهور کرده بود و ابن دیصان بعد از مرقیون به سی سال ظاهر شده بود. و ابن دیصان دو اسقف مسیحی بوده اند در ایران که در اصول ثنویه نزدیک بوده اند و گویندکه مانی اصول خود را از این دو طایفه گرفت. شک نیست که مانی دین خود را از زرتشتی و بودایی و مسیحی اخذ کرده است. [ر.ک.به مقدمه کتاب  Researches in Manichaeism ، تألیف Jackcon (W) ، چاپ New York ، ۱۹۳۲]

به طور کلی محققین عقیده دارند که مانی به آیین فرقه ای از ماندایی ها که نصرانیان نامیده می شدند وابستگی داشته است. نصرانی های مذکور مسیحیان سن ژان بودند که وی را پیغمبر حقیقی می دانستند و عیسی ناصری را دروغگو می شمردند و تجرد و تزهد را عبث و بیهوده اعلام می کردند. م

مانی که از این آیین اطلاعات کافی داشت و معتقدات و افکار و عقاید زرتشتی را نیز مطالعه نموده بود، به اصلاح و بازسازی مذهب اخیر مصمم گردید. در مسافرتی که به هند نمود آیین بودا را نیز از نزدیک مورد تحقیق قرار داد. پس از آنکه به ایران برگشت دعوی پیغمبری نمود و خود را مانند زرتشت و بودا و عیسی آورنده آیینی جدید و راهنمای طریق نجات مردم اعلام و پیروان زیادی از ایرانیان را دور خود جمع نمود. ولی تعلیمات وی که موقعیت مؤبدان زرتشتی را به خطر می انداخت دشمنی آنان را برانگیخت ، چنان که بالاخره گرفتار گردید و به سال ۲۷۵ کشته شد و از آن تاریخ پیروانش در معرض سخت ترین آزارها و شکنجه ها قرار گرفتند.}۱

ارجاعات:

۱ـ کتاب: نظری در تاریخ ادیان/ مولف: دکتر علی اکبر ترابی/ چاپ اول ۱۳۸۸ / انتشارات فروزش/ صص ۲۰۶ و ۲۰۷

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.