آخرین اخبار : 

بررسی ماجرای قتل امیرکبیر (شناختن قاتل او)

بررسی ماجرای قتل امیرکبیر

{حاج علی‌خان چرا در قتل امیر کبیر شتاب کرد؟

 [یکی از پسرهای حسین‌خان مقدم به نام] حاجی علی‌خان حاجب‌الدوله انتقام ظلمی را که پدر دیده بود از میرزا تقی‌خان امیر کبیر گرفته است.

حاجی علی‌خان حاجب‌الدوله فرا‌ش‌باشی ناصرالدین شاه که در آغاز جوانی ضیاءالملک و سپس صنیع الدوله بعدها لقب اعتمادالسلطنه داشته پسر حسینخان مقدم نظام الدوله آجودان‌باشی بوده و پس از عزل میرزا تقی‌خان امیرکبیر از صدارت و تبعید او به کاشان از طرف ناصرالدین شاه مأمور می‌شود که به کاشان رفته و به حیات میرزا تقی‌خان خاتمه بدهد و چنانکه معروف است حاجی علی‌خان این مأموریت را با رغبت می‌پذیرد و از بیم اینکه مبادا شاه از تصمیم خود عدول کند با شتابی غیر عادی و سرعت هر چه تمامتر فرمان پادشاه را اجرا می‌نماید ولی هیچ یک از محققین متذکر این نکته مهم تاریخی نشده‌اند که حاجب‌الدوله ذاتا میرغضب و دژخیم نبوده سهل است که آدمی نجیب و نجیب‌زاده و در مقام مقایسه از میرزا تقی‌خان پسر آشپز فراهانی اصیل‌تر هم بوده است پس چه علت و انگیزه داشته که چنان مأموریت شومی را با چنان ولعی قبول کرده و با عجله، سرعت و دقت غیرعادی به انجام رسانیده است؟

دست طبیعت یا انتقام روزگار

حقیقت این است که روزگار گاهی بازیهای حیرت‌انگیزی دارد و به قول معروف دنیا دار مکافات است.

میرزا تقی‌خان فراهانی به محض اینکه قدرت صدارت را به دست آورد به علت سابقه عداوت و دشمنی و به واسطه غرض شخصی که با حسین‌خان مقدم داشته و نه از روی صلاح کشور و بلکه به ضرر امنیت و مصالح عمومی به نحوی که دیده شد همت به اضمحلال آجودان‌باشی گماشته و مردم فارس را بر نظام‌الدوله شورانیده و در مقابل پایداری و دلیری حسین‌خان در انجام وظایف دولتی دستور عزل و حبس او را داد و دیری نپائید که خود مورد غضب پادشاه قرار گرفته و پس از عزل از مقامات و مناصب به کاشان تبعید شده و ناصرالدین شاه فرمان اعدام او را صادر کرده و قرعه فال اجرای امر پادشاه به نام حاجی علی‌خان افتاده و حاجب الدوله نیز به مصداق و لکم فی القصاص حیاتٌ یا اولی الالباب در انجام دستور شاه و ایفای وظیفه دولتی تعلل جایز ندانسته و ظلمی را که میرزا تقی‌خان از راه غرض و دانسته و فهمیده در حق حسین‌خان نظام‌الدوله روا داشته بوده بدینوسیله ترمیم و جبران نموده‌است.[تا اینجا صفحه ۲۱۵کتاب]

روزنامه وقایع اتفاقیه و خبر رحلت امیر کبیر

در شماره ۵۰ مورخ بیست و سوم ربیع الاول ۱۲۸۶ روزنامه «وقایع اتفاقیه» این عبارات دیده می‌شود که معلوم است خلاف واقع و محض پرده‌پوشی و زمینه‌سازی برای کتمان حقیقت بوده است.

«کسانی که با میرزا تقی‌خان حساب و معامله داشتند به جهت تفریغ حساب خودشان به اجازه و نوشته مرخصی اولیای دولت علیه روانه فین کاشان شده بودند از قراری که آن آدمها مذکور داشتند و خود میرزا تقی‌خان هم کاغذ به خط خودش نوشته بود این روزها به شدت ناخوش است غلامی از غلامان عالیجاه جلیل‌خان یوزباشی هم که یکشنبه نوزدهم این ماه از فین وارد دارالخلافه شده مذکور داشت که احوال خوشی ندارد صورت و پایش تا زانو ورم کرده است موافق این اخبار چنان معلوم می‌شود که خیلی ناخوش باشد و می‌گویند که از زیادی جبن و احتیاطی که دارد قبول مداوا هم نمی‌کند و هیچ طبیبی بر خود راه نمی‌دهد!».

و پس از این زمینه‌سازی در شماره ۵۲ پنجشنبه هفتم ربیع الثانی  ۱۲۶۸  همان روز این خبر درج شده که:

«میرزا تقی‌خان که سابقاً امیر نظام و شخص اول این دولت بود در شب هیجدهم ماه ربیع‌الاول در کاشان وفات یافته است!».

که به نظر می‌رسد هر دو خبر بعد از وصول خبر فوت یا قتل امیر کبیر نوشته شده باشد.

نکته‌هائی که به آنها توجه نشده است

ولی با مطالعه جزئیاتی که دکترعباس اقبال از کتابهای صدورالتواریخ ، مقالات گوناگون دکتر خلیل‌خان ثقفی ، خانم شیل انگلیسی و کنت دوگوبینوی فرانسوی نقل کرده نکته‌هایی به نظر می‌رسد که محقق عالیقدری مانند دکتر عباس اقبال به آنها توجه نداشته و عنایت نکرده کشف کند با اینکه حاجی علی‌خان بدون جلب مسؤلیت برای خود می‌توانسته ترتیب کار را نوعی بدهد که شاهزاده خانم عزةالدوله زوجه امیر و خواهر محترم شاه متوجه ماجرا شده و مانع انجام نقشه بشود یا موانعی دیگر در اجرای حکم پیش آید تا بلکه به مصداق از این ستون به آن ستون فرج است در نتیجه تأخیر ولو هر قدر اندک باشد راه نجاتی برای امیرکبیر بدست آید و حاجی علی‌خان نه تنها چنین نکرده بلکه یک ثانیه هم تأخیر روا نداشته و فرصت را از دست نداده است.

و هیچیک از محققین عنایت نکرده‌اند که این اصرار، سرعت و سماجت حاجی علی‌خان را در اجرای حکم پادشاه که هزار بهانه و عذر موجه در تأخیر و عدم انجام آن می‌توانسته است بتراشد علت چه بوده است؟ [تا اینجا صفحه ۲۱۶ کتاب]

مورخین قاجار و قتل امیرکبیر

مورخین و نویسندگان دوره قاجاریه به غیر از میرزا جعفر خورموجی هیچیک از راه تملق یا بیم جان و مال صراحتهً ننوشته‌اند که میرزا تقی‌خان به امر ناصرالدین شاه به قتل رسیده است.  

رضاقلی‌خان هدایت نویسنده متمم روضة‌الصفا وفات امیرکبیر را بواسطه: «تسلط نقم و و تغلب ندم!» معرفی کرده، میرزا محمدنقی سپهر کاشانی مؤلف ناسخ‌التواریخ می‌نویسد: «پس از مدت یک اربعین که میرزا تقی‌خان در قریه فین روز گذاشت از اقتحام حزن و ملال مزاجش از اعتدال بگشت سقیم و علیل افتاد و از فرود انگشتان پای تا فراز شکم رهین ورم گشت و شب دوشنبه هیجدهم ربیع الاول ۱۲۶۸  قمری درگذشت!»

در جلد سوم تاریخ منتظم ناصری هم که مولف آن محمد حسن‌خان اعتمادالسلطنه پسر همین حاجب‌الدوله بوده فقط نوشته شده که: «میرزا تقی‌خان که سابقاً امیر نظام و شخص اول دولت بود در قریه فین کاشان وفات کرد!».

در جلد اول مرآت‌البلدان ناصری نیز که اثر همان مولف منتظم ناصری است خیلی مختصر چنین آمد: «در این سال که ۱۲۶۸ است میرزا تقی‌خان که سابقاً شخص اول این دولت ابد انتظام بود در کاشان وفات کرد».

یک مورخ شجاع و حقیقت نویس

تنها میرزا جعفرخان خورموجی حقایق‌نگار در کتاب حقایق‌الاخبار ناصری که در ۱۲۸۴ قمری زمان سلطنت ناصرالدین شاه پانزده سال پس از قتل امیرکبیر چاپ شده با شجاعت و بیطرفی که در آن دوره نادر و بعید می‌نمود حقیقت واقعه را با روشنی و واضح به شرح زیر به قلم آورده است:

«پس از مدت یک اربعین بر حسب صوابدید امنا و امرا فنایش بر بقایش مرجح گردید.حاجی علی‌خان فراش‌باشی به کاشان شتافت روز هیجدهم ربیع‌الاول در گرمابه بدون ظهور عجز و لابه ایادئیکه مدتی متمادی از یمین و یسار اعادی و اشرار را مقهور و خوار می‌داشت فصّاد دژخیم نهاد اجل بفصد یمین و یسارش پرداخته به دیار عدمش روانه ساخت ذالک تقدیر العزیز العلیم».[تا اینجا صفحه ۲۱۷کتاب]

گرنت واتسن حاج علی‌خان را نمی‌شناخته و افسانه و پیرایه هم ساخته است.

گرنت واتسن در تاریخ قاجاریه ـ چاپ تهران ترجمه ع. وحید مازندرانی در صفحه های ۳۷۴و۳۷۵  – داستان قتل امیر کبیر را با مختصری اغراق و خیالبافی حکایت کرده و درباره حاجی علی‌خان مینویسد:

«…اما مردی داوطلب شد بی‌آنکه زنش نسبت بماوقع ظنین شود امیر را بقتل برساند. وی شخصی بنام حاجی علی‌خان بود که ماجراجوی زیرک و بی‌مایه‌ای بشمار می‌رفت و امیر او را بخدمت شاه آورد و فراش‌باشی همایونی شده بود که مقامی نسبةً مهم است….»

که ماجراجوی بی‌مایه بودن حاجی علی‌خان و اینکه :

«…بر حسب معمول وزیر سابق را پاسبانان او فراخواندند و چون تنها جلو آمده بود دستگیرش کردند دهانش را بسته کشان کشان بخانه مجاور بردند و بر کف اطاق انداخته با طناب بستند…» با حقیقت وفق نمی‌دهد چه مسلم است که امیر کبیر هنگام رسیدن مأمورین در حمام بوده و حاجی علی‌خان حکم اعدام او را در حمام اعلام داشته و با رعایت احترام طریق اجرای امر را به خود وی واگذار کرده و میرزا تقی‌خان شخصاً رگ زدن را انتخاب کرده است و دیگر اینکه حاجی علی‌خان ماجراجوی بی‌مایه نبوده بلکه پسر حسین‌خان نظام‌الدوله آجودان‌باشی کل عساکر یعنی فرزند رئیس ستاد و فرمانده قوای ایران و سفیر کبیر فوق‌العاده و ایلچی کبیر در اروپا بوده و در دورانی که مشاغل و مناصب از پدر به پسر ارث می‌رسیده از روی استحقاق بعرف زمان ابتدا با لقب ضیاء‌الملکی بمقام فراش‌باشی‌گری و وزارت پادشاه رسیده و حاجب‌الدوله لقب یافته و میرزا تقی‌خان او را به خدمت نیاورده است.

علت شتاب حاج علی‌خان حاجب‌الدوله

علت اساسی جریان و انگیزه اصلی حاجی علی‌خان حاجب‌الدوله در اجرای سریع و ماهرانه حکم قتل میرزا تقی‌خان این حقیقت بوده که امیر کبیر با حسین‌خان مقدم آجودان‌باشی چنانکه مذکور آمده عداوت و دشمنی داشته و بمحض بدست آوردن قدرت بعلت اغراض شخصی قصد اضمحلال او را نموده و مردم فارس را بر علیه وی شورانیده و حال آنکه وجداناً حسین‌خان مقدم در دوره حکومت فارس و تمام مأموریت های قبلی بدولت و مردم ایران صادقانه خدمت کرده و نه تنها بی‌گناه بلکه سزاوار تشویق و تحسین بوده و بخلاصه امیرکبیر نسبت بوی ستم روا داشته و حاجی علی‌خان حاجب‌الدوله با اغتنام از فرصت ظلمی که در حق حسین‌خان شده بود جبران کرده و بخلاصه از قاتل پدر انتقام گرفته است.[تا اینجا صفحه ۲۱۸ کتاب]}۱

ارجاعات:

۱ـ کتاب: هرات در قلمرو استعمار / تالیف: فتح الدین فتاحی/ انتشارات مستوفی/ چاپ دوم  ۱۳۷۰ /صفحات ۲۱۸ـ۲۱۵

 

مطالبی مرتبط با همین مطلب:

چگونگی قتل میرزا تقی‌خان امیرکبیر و وفاداری همسرش به او (به نقل از لیدی شیل)


  1. رقیه گفت:

    عالی بود
    ممنون
    😚😀💑

    متشکرم از حضور و نظر لطفتان نسبت به مطالب وبسایت
    متشکرم

  2. رقیه گفت:

    عالی بود
    ممنون
    😚😀💑

    سپاس از حضور شما و مرسی به خاطر اینکه نظرتان را نوشتید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.