آخرین اخبار : 

بی اختیار بودن شاه و عدم توانایی در حذف فیزیکی آیت الله خمینی(پرویز راجی)

بی اختیار بودن شاه و عدم توانایی در حذف فیزیکی آیت الله خمینی(پرویز راجی)

«پرویز راجی» آخرین سفیر محمدرضا شاه پهلوی در انگلیس در یادداشت مورخه ۵ آذر ۱۳۵۷ (یکشنبه ۲۶ نوامبر ۱۹۷۸) مطالبی را که یکی از دوستانش در یک تماس تلفنی  به نقل از «الکساندر هیگ» که در آن زمان فرماندهی نیروهای نظامی «ناتو» را بر عهده داشت درج می کند که برای در هم شکستن حرکت انقلابی مردم ایران، حذف فیزیکی امام خمینی را توصیه می کرد. راجی این موضوع را چنین نقل می کند:

{در سفارتخانه پیغامی برایم گذاشته بودند که با یکی از دوستان ـ که همین الان از واشینگتن بازگشته ـ تلفنی تماس بگیرم. بلافاصله به تلفن کردم، و در طول بیش از نیم ساعت صحبتی که با هم داشتیم، از او شنیدم که: «… آمریکاییها از  وضع ایران سخت آشفته خاطرند، بطوریکه یکی از دوستان در وزارت خارجه آمریکا می‌گفت: آمریکائی‌ها ولو با پیاده کردن تفنگداران دریائی در ایران هم که شده، قصد دارند اوضاع ایران را آرام کنند…».

دوستم که در واشینگتن با «الکساندر هیگ» ملاقات کرده بود، سخنان وی را برایم چنین نقل کرد: «… همه ما در پیمان ناتو متکی به قدرت شاه بودیم و او را به عنوان کانون ثبات و منشأ نیروبخش برای خود در سراسر منطقه بحساب می‌آوردیم. و به خاطر اتکائی که به شاه داشتیم، تمامی وسائل و تجهیزاتی را که از ما درخواست می‌کرد برایش فراهم می‌ساختیم. ولی چند روز پیش که کارتر تلفنی با شاه صحبت کرد، با حیرت فراوان دید که او جز کلمه «بله» و «نه» جواب دیگری برای گفتن ندارد… راستی برای شاه چه اتفاقی افتاده؟ نکند که او دیگر اختیارش دست خودش نیست؟…».

دوستم سپس به نقل گفتگوی خود با «هیگ» پرداخت و در دنباله آن افزود: « …هیگ پرسید: درباره آن مردی که الان در پاریس نشسته، چطور شما می‌گوئید که قادر به محو کردنش نیستید؟ و من در جوابش داشتم فعالیتهای انجام شده در جهت همکاری با بعضی آیت‌الله‌ها برای منزوی کردن [آیت‌الله] خمینی از نظر سیاسی را شرح می‌دادم، که ناگهان هیگ صحبتم را قطع کرد و گفت: نه! منظورم اینها نیست! می‌خواهم بدانم که اصولا چرا شما برای محو فیزیکی [آیت‌الله] خمینی اقدام نمی‌کنید؟!…».

دوستم ضمناً با «ریچارد هلمز» [سفیر سابق قبلی امریکا و رئیس سابق سازمان «سیا»ـ زیرنویس] نیز در واشینگتن ملاقاتی داشت و از قول او می‌گفت: «… چون آنتونی پارسونز (سفیر انگلیس در تهران) ذاتاً یک آدم سوسیالیست مسلک است، هرگز علاقه‌ای به شاه نداشته و شیلا همسر پارسونز نیز ـ که از شوهرش چپ رو تر است ـ نسبت به خانواده سلطنتی ایران حالت انزجار دارد. در حالی که ویلیام سالیوان (سفیر آمریکا در تهران) با وجود [تا اینجا صفحه ۳۲۰ کتاب] سوابقش در لائوس ـ و شهرتی که در آنجا به عنوان یک «باز»* داشته ـ اینک در ایران سعی دارد هر چه بیشتر با اعضای هیئت حاکمه، که خلق و خوی لیبرال دارند، نشست و برخاست کند. و حال این دو نفر، یعنی پارسونز (با تمایل به سیاست زور) و سالیوان (با تمایل به سیاست مذاکره) جزء مشاورین شاه هستند و شاه از راهنمائیهای آنها استفاده می‌کند تا ببیند چگونه می توان در مقابل امواج انقلاب سدی بوجود آورد… . ولی به نظرمن، شاه می‌بایست از همان آغاز کار با قاطعیت و شدت عمل دست به مقابله می‌زد. و اگر من در تهران بودم ، کاری می‌کردم که هرگز اوضاع به صورت امروز در نیاید…».

و در پایان ملاقاتشان هم ریچار هلمز به دوستم گفته بود: «… بدترین دیکتاتورها چیزی بیش از یک بچه ضعیف قهر کن نیست…».[تا اینجا صفحه ۳۲۱ کتاب]}۱

*ـ دو اصطلاح «باز» و «کبوتر»  از سال ۱۹۶۴ وارد فرهنگ سیاسی شد. مبدا آن نیز اطلاق «باز» به گروهی از اعضای حکومت امریکا بود که اعتقاد به خشونت و سرکوب شدید در جریان جنگ ویتنام داشتند. و بر عکس آن، اصطلاح «کبوتر» بود که به مخالفین این نوع سیاست اطلاق گردید. ولی در حال حاضر، این دو اصطلاح تعمیم یافته و بطور کلی لغت «باز» در مورد افراد تندرو و جنگ طلب، و لغت «کبوتر» در مورد افراد ملایم و اهل مذاکره بکار گرفته می شود. مترجم

ارجاعات:

۱ـ کتاب: خدمتگزار تخت طاووس/ نوشته: پرویز راجی/ ترجمه: ح.ا.مهران (دکتر حسین ابوترابیان)/ انتشارات اطلاعات ، تهران ، ۱۳۸۷ / صفحات ۳۲۰ و ۳۲۱

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.