آخرین اخبار : 

بخند و برو

بخند و برو

یارو داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد.

دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی؟

یارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی!!!

……………………………….

حیف نون با ذوق به دوستش میگه : بالاخره بعد از ۲ سال این پازل رو تمومش کردم.

دوستش میگه ۲ سال زیاد نیست؟

میگه:نه بابا رو جعبش نوشته ۷ تا ۱۰ سال!!

……………….

یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بابایی. میگن شمابه گاواتون چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و … دویست هزار تومن جریمش میکنن. چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن چی میدی میخورن یارو می ترسه میگه: چلوکباب، چلومرغ، و … اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میکنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن می خورن!

……………………………..

آقاهه زنگ زده بانک میگه اگه من وام

ماشین رو ندم بانک ماشین رو از من میگیره؟؟؟

بانک:بله آقا حتما این کار رو خواهیم کرد

آقاهه:در مورد وام ازدواج هم همین شرایط رو دارین؟؟

………………………..

پسره تو خواستگاری از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟

دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. پسره می گه: آهان فهمیدم ، اسمتون شلنگه!!!!

…………………………….

افسر داشته امتحان رانندگی میگرفته.

از حیف نون میپرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود،

بوق میزنی یا چراغ؟

حیف نون میگه:برف پاک کن جناب سروان.

افسر تعجب میکنه،

میپرسه:یعنی چی؟

یارو میگه:جناب سروان،

یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف!!!

……………………………….

مشتری: این کت چنده؟

فروشنده: ۱۰۰ هزار تومان

مشتری: وای! اون یکی چنده؟

فروشنده: وای وای!!

……………………….

یه یارو زنگ میزنه پیتزا فروشی میگه یه پیتزا می خواستم. فروشنده میگه . به نام … ؟

یارو میگه . آخ آخ . ببخشید . به نام خدا , یه پیتزا می خواستم!!

…………………………

یارو میره خواستگاری، از دختره خوشش نمیاد، به بابای عروس میگه :

ما میریم یه دور میزنیم ، بر می‌گردیم ، راستی تا ساعت چند بازید ؟

 

چاپ مطلب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.