آخرین اخبار : 

کریم خان زند و ماجرای خر دجّال در آخرالزمان

کریم خان زند و ماجرای خر دجّال در آخرالزمان

{آن والاجاه[وکیل الدوله زند یعنی کریم خان شیرگیر همت بلند] عاقلی بود، معقول فهم و منقول غیر معقول را انکار مینمود و قبول نمیکرد و همه امورش مقرون به حکمت بود و به افسانه هرگز گوش نمیداد[صفحه ۳۲۲ کتاب].  از آنجمله حدیث خروج دجال را باور نمی‌کرد به آن قسمی که در کتابها نوشته‌اند.

گفت من چنین فهمیده‌ام به عقل ناقص خود، که شخص یک چشم مکار حیله ور نیرنگ ساز شعبده‌باز صاحبقرانی، از اهل اصفاهان که صاحب دولت و ثروت و همت باشد، به افسانه و افسون و چیزهای غریب و عجیب به خلایق نمودن، به تأثیر افلاک و انجم پادشاه خواهد شد و اشخاص دهری‌مذهب چرسی و بنگی و تریاکی نیرنگ ساز شعبده‌باز، بسیار به دورش فراهم خواهد آمد و شاید مرد بزرگ جثه شکم بزرگی باشد و نتواند سوار اسب شود به این سبب بر خر بزرگ جثه یا استر بزرگ جثه سوار شود و اهل اصفاهان خر و استرش را به نقش و نگار و یراق مرصع به زر و جواهر آبدار خواهند نمود و بسیار شیرین زبان و با اخلاق مهربان خواهد بود و از روی تأثیر چرس و بنگ، خواهد گفت که من مظهر کل ربوبیّت میباشم و آثار الوهیت از من ظاهر می باشد و چون معتقد معاد و بازخواست خدایی نیست، هر گُه که می‌خواهد میخورد تا به جهنم واصل شود. دین و ملت حق را پامال خواهد کرد و های و هویی در میان خلایق خواهد انداخت، ناپاکی خواهد بود به همه علوم و کمالات و آداب آراسته و با مهدی صاحب‌الزمان(ص) جنگ و ستیز خواهد کرد و مهدی را منهزم و محصور در حصار بیت‌المقدس خواهد نمود و آخرالامر آن ناپاک را در خرگاه پادشاهی بر کوه طور ، قلندر صحرا نوردی، در خواب ناز شکمش را با ته عصا پاره خواهد نمود.

اگر شما ما را لر خر ساده‌دل بیوقوفی پنداشته‌اید اشتباه عظیمی کرده‌اید ما سرما و گرما بسیار خورده‌ایم و با چرسی و بنگی و تریاکی و ملا و لوطی و درویش و قلندر و صوفی و دهری مذهب رفاقت نموده‌ایم و با اهل هر ملت و مذهب نشستن و برخاستن نموده‌ایم و همه کتابهای آسمانی و غیرآسمانی و قصص و تواریخ و احادیث را خوانده‌اند و ما شنیده‌ایم و از همه جا و همه چیز آگاه و با خبر هستیم اگر چه درس نخوانده‌ایم اما از آنها که درس خوانده‌اند و ادعای اجتهاد می‌نمایند بیشتر می‌دانیم و بهتر چیز می‌فهمیم و در هر زمانی تا پادشاه آن زمان اعقل و افهم اهل آن زمان نباشد پادشاهی نمی‌تواند بکند[تا اینجا صفحه ۳۲۳ کتاب].

ما با یک منجم صاحب حکم گبری آشنا شدیم، جاماسب‌نامه را از برای ما تمام خواند و ما همه را بخاطر داریم احکام پنج هزار سال بیشترک نموده و صاحبقرانهای بزرگ از انبیاء و سلاطین را ذکر کرده از طوفان نوح تا طوفان دیگر و همه احکامش راست و درستست.

به خدمتش عرض نمودند که تو تصدیق قول جاماسب گبر می‌نمایی و تکذیب قول معصوم میکنی.

فرمود معصوم ع هرگز سخن نامعقول نفرموده، این سخنهای نامعقول افترای محض است به معصوم، ما مسلم می‌داریم که خر دجّال سی فرسخ طول و ده فرسخ عرضش می‌باشد چنانکه در کتابها نوشته اند و ما شنیده‌ایم البته طول و عرض دجّال هم باید ده بیست فرسخ باشد و هر گام آن خر را یک فرسنگ می‌گویند، آیا این خلایق با او چگونه می‌توانند همراهی نمود و جامه دجال یا پالان خرش را در کدام دستگاه بافته و دوخته می‌شود و آذوقه یکشهر در یکروز کفایت دجال نمیکند و صدهزار هزار، انبار کاه و جو در یکروز کفایت خرش نخواهد نمود و با یک رود عظیم مانند دجله بغداد و اگر عرعر کند یا بگوزد، اهل عالم هلاک شوند و اگر سرگین بیندازد، راهها مسدود می‌شود و اگر شاش کند، صدهزار مرید را سیل خواهد برد و اگر از اصفاهان خواهد به کاشان برود از تنگ میان دو کوه قهرود چگونه گذر خواهد کرد.

عرض نمودند، میان دو گوش آن خر یک فرسخ و میان دو دست و پاهایش دو فرسخ می‌باشد یکدست و پا بپشت کوه جانب راست و یکدست و پا بپشت کوه جانب چپ میگذارد و میرود.

فرمود، خایه‌های بزرگش در میان دو کوه گیر خواهد نمود و بسیار خندید و فرمود ما از این افسانه ها و مزخرفات بسیار شنیده‌ایم، خدا ما را عقلی ارزانی نموده که به آن عقل باید او را بشناسیم و حق و باطل را از هم فرق کنیم و نیک و بد را از هم امتیاز دهیم. ما اینقدر فهمیده‌ایم که امر محال ممتنع است، شتر از سوراخ سوزن بیرون رفتنش امریست محال و ممتنع والسلام[تا اینجا صفحه ۳۲۴ کتاب].}۱

ارجاعات:

۱ـ کتاب: رستم التواریخ/ نویسنده: محمدهاشم آصف (رستم الحکما)/ به اهتمام محمد مشیری/ صص ۳۲۲ـ۳۲۴٫

چاپ مطلب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.