آخرین اخبار : 

گروه هالکین ( حسود ، بخیل ، حریص ) موعظه شیطان

بر در بهشت نوشته شده است ـ گروه هالکین ( بخیل ، حریص ، حسود ، عجول ) ـ موعظه شیطان به حضرت نوح

                                                  شیطان 2

بر در بهشت نوشته شده است :

« و از جناب رسول خدا (ص) روایت شده که فرمودند بر در بهشت نوشته است بعد از سه کلمه لااله الاالله ، محمد رسول الله ، علی ولی الله ، لکل شیئی حیلة و حیلة طیب العیش فی الدنیا اربعة خصال ترک الحقد و ترک الحسد واقناعة و مجالسة اهل الخیر ، یعنی از برای هر چیزی حیله ای هست و حیله پاکیزه بودن عیش در دنیا چهار چیز است :

اول : ترک کینه و عداوت با بندگان خدا .

دوم : ترک حسد .

سوم : قناعت کردن به آنچه خداوند عطا فرماید .

چهارم : همنشین با اهل خیر

گروه هالکین :

« چنانچه متعدد از کتب و اخبار دیدم که شیطان گفت پنج طایفه اند که هالکند و مرا با آنها کاری نیست ، به واسطه آنکه خود هالک می شوند ، به جهت آن صفاتی که دارند ؛ اول عجول ، یعنی کسی که عجله در کارها داشته باشد که همان عجله عمل ضایعی است و صاحب خود را هلاک می نماید . دوم بخیل ، سوم حریص ، چهارم صاحب سوء خلق ، پنجم حسود .

موعظه شیطان به حضرت نوح :

روزی شیطان آمد به خدمت حضرت نوح (ع) ، بعد از هلاکت جمیع اهل آن زمان [ بعد از طوفان نوح ] ، مگر کسانیکه در کشتی بودند و عرض کرد تو را بر من حقی است آمده ام حقّت را اداء کنم !

[حضرت نوح (ع) ] فرمود چه حقی به تو دارم ؟ [شیطان] عرض کرد : نفرین کردی و تمام را هلاک نمودی مگر معدودی و مرا از گمراه کردن ایشان آسوده نمودی تا دیگر خلقی پیدا شود و جمعیت نمایند آسوده ام از این جهت بر من حقی داری و می خواهم حق تو را اداء نمایم و آن این است که چند نصیحت به تو کرده باشم .

[ حضرت نوح (ع) ] فرمود : مرا وحی پروردگار کافی است ، محتاج به نصیحت تو گنهکار نیستم ، جبرئیل نازل شد و عرض کرد خودش بدکار است دخلی به کلام ندارد ، سخنان او را گوش گیر .

[حضرت نوح (ع) ] فرمود بگو !

[شیطان] عرضکرد از سه چیز اعراض نما :

اول : از کبر و خودبینی که من عبادت پروردگار در سنوات کثیره کرده و کبر و خودبینی ورزیدم و سجده به آدم نکردم و خود را بهتر از او دانسته ملعون همیشگی حضرت احدیت گردیدم .

دوم : از حرص اعراض کن که پدر شما آدم را خداوند در بهشت جا داد و تمام نعمتهای بهشت را از برای او مباح کرد الا گندم را ، و لکن او قانع نشد به آن نعمتها و از حرص گندم را خورد بدین واسطه او را از بهشت بیرون کردند .

سوم : از حسد که هابیل و قابیل دو برادر بودند از صلب آدم ، قابیل حسد برد بر هابیل و او را کشت و مخلد در آتش دوزخ گردید . »۱


ارجاعات


۱ـ کتاب :« گفتار وعاظ » جلد ۲  / مولف : محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ / ناشر : دفتر نشر ممتاز / چاپ دوازدهم ۱۳۷۸ / سخنرانی فقید سعید مرحوم آقای ملا محمد باقر فشارکی (ره) از اصفهان  / صفحه ۳۱۵ و ۳۱۶ و ۳۱۷


  1. فرهاد گفت:

    با سلام
    روزی شیطان آمد به خدمت حضرت نوح (ع) … عرض کرد تو را بر من حقی است آمده ام حقّت را اداء کنم !
    … [حضرت نوح (ع) ] فرمود چه حقی به تو دارم ؟ [شیطان] عرض کرد : نفرین کردی و تمام را هلاک نمودی … و مرا از گمراه کردن ایشان آسوده نمودی … ! [گل][گل][لبخند][بدرود]


    مطلب خوبی بود موفق باشید .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.