آخرین اخبار : 

چرا شیخ مفید را شیخ مفید نامیدند ؟!

چرا شیخ مفید را شیخ مفید نامیدند ؟! برتری درایت بر روایت !

                    شیخ مفید

« … در داستان شیخ مفید علیه الرحمه می نویسند که او نزد استادی به نام شیخ ابی عبدالله مشهور به ( جعل ) سپس نزد استاد دیگری به نام ابی یاسر تلمذ می کرده است ، ولی در اثر هوش و استعداد و ذکاوت خداداد و فعالیت شبانه روزی خود توانست در مدت کوتاهی اساتید نامبرده ی خود را تحت الشعاع قرار داده و بالاخره با اشاره ی همان اساتید بنا شد نزد یکی از اساتید دیگر به نام ( علی بن عیسی رمانی ) که از اعاظم علماء علم کلام بوده است برود و در حوزه ی درس نامبرده تلمذ کند .

روزی به همان حوزه آمد ، مجلس درس مملو از جمعیت بود ، او مثل یک مستمع آزاد در گوشه ای نشست ولی بعد از پایان بحث ، مردی از اهل بصره وارد شد و نزدیک استاد نشست ، اجازه خواست تا مشکلی از مشکلات مذهبی بپرسد ، پس از کسب رخصت چنین گفت :

حضرت استاد ، بین ما و رافضی ها ( شیعه ) در امر امامت و خلافت اختلاف است ، آنها معتقدند که حضرت علی (ع) خلیفه بلافصل پیغمبر است به دلیل آنکه حضرت رسول (ص) در سرزمین غدیر خم میان چندین هزار جمعیت که از حجة الوداع برگشته بودند حضرت علی (ع) را به روی دست گرفت و بعد از ایراد خطبه ی مفصلی فرمود : « من کنت مولاه فهذا علی مولاه … » و اما ما که ابوبکر را جانشین رسول خدا می دانیم تکیه گاه و دلیل ما خبر غار است ، که رسول خدا هنگام مهاجرت به همراهی ابوبکر به درون غار رفت و او رفیق غار پیمبر بوده است اکنون از شما می پرسم که به کدام از این دو دلیل توجه کنیم ، اگر حدیث غدیر خم صحیح باشد علی (ع) خلیفه بلافصل رسول خدا و اگر حدیث غار درست باشد ابوبکر جانشین او است .

استاد رمانی در جواب گفت : اما حدیث غدیر خم روایت است و حدیث غار درایت ، چون همیشه درایت بر روایت غلبه دارد لذا ابوبکر جانشین رسول خدا است ، آن مرد بصری چون بضاعت علمی نداشت چیزی نگفت و رفت . در چنین موقعی شیخ مفید که ( محمد بن محمد بن نعمان ) نام داشت از جای برخواست و به نزدیک استاد رمانی آمد و گفت من هم سئوالی دارم ، پس از کسب رخصت چنین گفت : چه می فرمایید درباره ی کسی که علیه امام زمان خود خروج کند ، جواب داد : کافر است ، فرمود بنابراین طلحه و زبیر که در جنگ جمل علیه علی (ع) شمشیر کشیدند از دین خدا خارجند ،

گفت : گر چه آنها چنین کردند اما بعد از جنگ توبه کردند ،

[ شیخ مفید ] فرمود : جنگیدن آن ها با امام زمان خود درایت است و توبه کردن شان روایت ، چون همیشه درایت ، بر روایت غلبه دارد لذا آن دو کافرند .

استاد با تعجب گفت شما اینجا بودید که من جواب آن مرد بصری را دادم ،

فرمود بلی من بودم و گفتگوی شما را در امر درایت و روایت شنیدم ،

پرسید شما تا بحال در کدام حوزه درس خوانده ای ؟

فرمود : نزد استاد شیخ ابی عبدالله

گفت : شما بنشینید تا من بدرون منزل رفته و برگردم ،

رفت و پس از ساعتی برگشت و به دست شیخ نامه ای داد و گفت این نامه را به استادت بده ،

او هم نامه را به استاد خویش داد ،

وقتی که شیخ ابی عبدالله نامه را گشود ، مضمون نوشته اش این بود ( وجود این شاگرد شما برای دین مقدس اسلام « مفید » است ) از آن روز به بعد ملقب به ( شیخ مفید ) گردید ( سفینة البحار ، ماده « فید » با شرح بیشتری ) » ۱.


ارجاعات


 

1 ـ کتاب :« گفتار وعاظ » جلد ۲  / مولف : محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ / ناشر : دفتر نشر ممتاز / چاپ دوازدهم ۱۳۷۸ / مقدمه / صفحه  ۷

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.