آخرین اخبار : 

محکمات و متشابهات قرآن

محکمات و متشابهات قرآن

              قرآن 2

(« هُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ »

اوست کسى که این کتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آیات محکم [=صریح و روشن] است آنها اساس کتابند و [پاره‏اى] دیگر متشابهاتند [که تاویل‏پذیرند] اما کسانى که در دلهایشان انحراف است براى فتنه‏جویى و طلب تاویل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پیروى مى‏کنند با آنکه تاویلش را جز خدا و ریشه‏داران در دانش کسى نمى‏داند [آنان که] مى‏گویند ما بدان ایمان آوردیم همه [چه محکم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان کسى متذکر نمى‏شود ( آل عمران / آیه ۱۷ )

تعریف محکم و متشابه :

از آیه ی مزبور بخوبی روشن می شود که آیات قرآن کریم به دو دسته ی کلی تقسیم می شود :

الف ـ محکم

ب ـ متشابه

ـ آیه ی محکم ، آیه ای است که معنی و مراد آن روشن است و با معنی غیر مراد ، اشتباه نمی شود ، یعنی خواننده بدون تردید و اشتباه به معنایش پی می برد ، مانند آیه ی « لیس کَمِثلِه شَیءٌ / هیچ چیز ، مانند او نیست » . بسیار روشن است . همچنین آیه ی « لا تُدرِکُهُ الاَبصارُ وَ هُوَ یُدرِکُ الاَبصارَ / دیده ها او را درک نمی کند ، ولی او دیده ها را درک می کند » .

ـ آیه متشابه ، آیه ای است که بر خلاف آیه ی محکم ، دارای تشابه است ؛ یعنی بر چند معنای متشابه دلالت می کند و معنی آن به کمک آیات دیگر ( یعنی آیات محکم ) روشن می شود وگرنه انسان در فهم آن دچار اشتباه می گردد . مثل آیه ی « اَلرَّحمنُ عَلَی العَرشِ استَوی / خدای رحمان ، بر عرش ، استقرار یافته است » ( سوره طه / آیه ۵ ) .

معنای استقرار خدای رحمان بر عرش ، در آغاز روشن نیست ؛ از این رو ، خواننده ی این آیه دچار تردید می شود که آیا مراد از این « عرش » و « اِستَوی » همان تخت جسمانی و نشستن بر روی آن است یا آنکه مراد ـ با توجه به آیات محکم ـ همان فرمانروایی و تدبیر امور عالم است ؟

و نیز در آیه « اِلی رَبِّها ناظِرةٌ / به سوی پروردگارش می نگرد » ( سوره قیامت / آیه ۲۳ ) ، خواننده دچار مشکل می شود و خیال می کند خدا دیدنی است و در قیامت می توان او را دید ( چنان که دو فرقه مشبهه و مجسمه بر این باورند ـ ترجمه المیزان ، ج ۵ ، ص ۳۸ ) ، در حالی که با توجه به سایر آیات محکم ، معلوم می شود که رویت ظاهری و جسمانی مراد نیست .

وظیفه ما در برخورد با آیات متشابه ؟

جواب این سوال از آیه مورد بحث به دست می آید . در آن ، آیه ی محکم بدین گونه معرفی شده است : « هُنَّ اُمُّ الکِتابِ » ( آل عمران / آیه ۳ ) یعنی آیات محکم قرآن ، مادر و اصل و پایه ی کتاب هستند . بنابراین ، آیات متشابه فرع این اصل هستند و هر فرعی به اصل خود باز می گردد . آیات متشابه را باید به اصل و مادران باز گردانید تا مقصود را در یابیم . به عنوان مثال ، اگر در آیه ای آمده است « یَدُاللهِ فَوقَ اَیدیهِم ـ دست خدا بالای دست آنهاست » ( فتح / آیه ۱۰ ) ، نباید گمان کنیم که خدا هم مانند انسان دست دارد ؛ زیرا این آیه را باید به آیه ی محکم « لَیسَ کَمِثلِه شَیءٌ » ( شوری / آیه ۱۱ ) باز گردانیم تا معلوم شود که در اینجا مراد از « ید » قدرت است .

همچنین اگر آیه « اِلی رَبِّها ناظِرَةٌ » ( قیامت / آیه ۲۳ ) را که ظاهرش معنای جسم بودن خداوند فهمیده می شود ، در کنار آیه ی « لا تُدرِکُهُ الأَبصارُ وَ هُوَ یُدرِکُ الأَبصارَ » ( انعام / آیه ۱۰۳ ) قرار دهیم ، معنا و مراد آن را به روشنی در خواهیم یافت و آیه ، محکم و صریح خواهد گشت .

از امام رضا (ع) چنین نقل شده است :

« مَن رَدَّ مُتَشابِهَ القُرآنِ اِلی مُحکَمِهِ هُدِیَ اِلی صِراطٍ مُستَقیمٍ » هر کس متشابه قرآن را به محکم آن برگرداند ، به صراط مستقیم ، هدایت یافته است .

بنابراین ، آیات متشابه با ارجاع به آیات محکم ، معنای روشن و محکمی پیدا می کنند .

راسخان در علم

همانطور که آیات قران کریم به محکم و متشابه تقسیم می شود ، مردم هم در برخورد با قرآن به دو دسته تقسیم می شوند ؛ عده ای که در قلوبشان زیغ و انحراف است و گروهی که راسخ در علمند .

دسته ی اول بیماردلانی هستند که از دانش ، بهره ای ندارند و قرآن را دست آویز فتنه و فساد خود قرار می دهند و دسته ی دوم مردان الهی هستند که در علم و دانش ، ثابت قدم و صاحب نظرند و ویژگی آنها این است که در علم ، رسوخ دارند . قرآن نام شریف آنها را بیان نکرده و تنها به ذکر صفات و ویژگی های آنها پرداخته است و افراد خاصی که این ویژگی ها را دارا باشند ، از مصادیق راسخان در علم خواهند بود .

البته مصداق کامل آن پیامبر اسلام (ص ) و ائمه معصومین علیهم السلام هستند . از این رو ، امام صادق (ع) فرمود :

« نَحنُ الرّاسِخوُنَ فِی العِلمِ وَ نَحنُ نَعلَمُ تَأویلَهُ » ( تفسیر صافی ، فیض کاشانی ، ج ۱ ، ص ۲۴۷ ) ما راسخان در علمیم و ما تأویل آن را می دانیم .

تفسیر به رأی :

قرآن کریم ، دسته ی مقابل راسخان در علم را بدین گونه معرفی می کند :

« فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ »

کلمه « زیغ » به معنای خارج شدن از حال استقامت است که لازمه اش اضطراب قلب و پریشانی خاطر می باشد ؛ به قرینه ی اینکه در مقابل آن ، رسوخ در علم قرار گرفته است .

خداوند می فرماید : اینها از آیات متشابه پیروی می کنند تا فتنه و فساد ایجاد کنند ، یعنی هدف اصلی این بیمار دلان ، گمراه کردن و منحرف ساختن از حق است و برای اینکه بتوانند به فتنه ی خود صورت شرعی و قرآنی ببخشند ، به دنبال آیات متشابه می روند ، در حالی که تأویل قرآن در دسترس آنها نیست .

تفسیر به رأی آن است که انسان ابتدا برای خود عقیده ای انتخاب کند و در تأیید آن بدون هیچ گونه قرینه ای ، به آیه یا روایتی استدلال کند . این افراد در حقیقت به دنبال قرآن و فهم صحیح آن نیستند ، بلکه قرآن را بر عقاید باطل خود منطبق می سازند و تفسیر می کنند . از این رو ، پیامبر اسلام (ص) فرمود :

« مَن فَسَّرَ القُرآنَ بِرَأیِهِ فَلیَتَبَوَّء مَقعَدَهُ مِنَ النّارِ » ( تفسیر صافی ، فیض کاشانی ، ج ۱ ، ص ۲۱ ) کسی که قرآن را به رأی و نظر خود تفسیر کند ، باید در آتش مأوا گزیند )۱ .


ارجاعات


 

1 ـ کتاب : معارف اسلامی / تهیه کننده : مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه / ناشر : اداره آموزشهای عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه / چاپ اول ۱۳۷۷ / صفحات ۱۰۰ و ۱۰۱ و ۱۰۲ و ۱۰۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.