آخرین اخبار : 

داستان مرد حلوا گر ، عسل جهان و مگسان طمعکار

داستان مرد حلوا گر ـ عسل جهان و مگسان طمعکار

             مگسانند گرد شیرینی

« روزی مرد عارفی از بازار می گذشت ، مردی حلواگر که از چاشنی فقر بهره ای داشت از وی تقاضا نمود که چند دقیقه ای در دکان وب بنشیند ، مرد عارف خواهش حلواگر را پذیرفت و نشست ، حلوا گر از نظر پذیرایی کاسه ی عسلی در برابر مرد عارف قرار داد ولی بر طبق معمول مگسان بر آن کاسه جمع شدند بعضی بر کنار کاسه و برخی روی عسل و چون حلواگر بادبزن بدست گرفت مگسهائی که بر کنار کاسه نشسته بودند رفتند ولی آنها که درون کاسه روی عسل نشسته بودند نتوانستند پرواز کنند ، چون پاهای آنها به عسل فرومانده بود !

مرد حلوائی دید پیرمرد عارف به این کاسه و مگسها خیره شده و لبخند می زند حلوائی به عارف گفت ما از حلوای صوری از تو دریغ نداشتم تو هم از آن حلوای معنوی به ما بچشان :

شیخ عارف گفت : دنیای دون و حریصان و طلبکاران او را در این کاسه بر من عرضه کردند ، این کاسه چون دنیا است و این عسل همچون نعمتهای آن و این مگسان نعمت خواران ، آنها که بر کنار کاسه نشستند همان فقیران قانع هستند و آنها که در درون کاسه رفتند و به دام هلاک افتادند دنیا پرستان و اهل حرص و آزند که جمله « رب حریص قتله حرصه » درباره ی آنان مصداق واقعی دارد » ۱.

 


ارجاعات


 

1 ـ کتاب :« گفتار وعاظ » جلد ۳  / مولف : محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ / ناشر : دفتر نشر ممتاز / چاپ دوازدهم ۱۳۷۸ / سخنرانی فقید سعید مرحوم آقای سید محمد فصیح الزمان / صفحه ۲۳۱

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.